۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۷
کد مطلب: ۲۳٬۷۰۵

پیام فرمانده کل قوا ۲۰ تیر به مناسبت تشییع و تدفین «آقای شهید ایران» منتشر شد و بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های داخلی و خارجی پیدا کرد؛ هرکدام از یک دریچه به واکاوی پیام راهبردی و بسیار مهم شخص اول کشور پرداختند و هنوز تحلیل‌ها و تفسیرها پیرامون آن استمرار دارد، بر این اساس بر آن شدیم از منظری دیگر به‌ خصوص پس از مرگ «لیندسی گراهام» در آمریکا به بازخوانی پیام آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای بپردازیم.

آغاز عصر انتقام

آگاه: پیام رهبر انقلاب در یک بستر زمانی بسیار حساس صادر شده است، درست پس از آنکه مردم در تهران، قم، مشهد و کربلا با پرچم‌های سرخ، رضایت و مطالبه خود را برای پاسخ سخت اعلام کردند، رهبر جمهوری اسلامی ایران حرف اول و آخر را با صراحت و با شجاعت تمام، زدند. ایشان خشم توده‌های مردم  که با پرچم‌های سرخ دیده می‌شد را به اراده رسمی نظام تبدیل کردند. این یعنی، آنچه مردم می‌خواهند و مطالبه می‌کنند، دقیقا همان مولفه‌ای است که به صورت جدی در دستور کار نظام قرار داد؛ منظور همان انتقام از آمران و عاملان شهادت رهبر شهیدمان است. تاکید بر «خون‌خواهی» در این مقطع، پیامی است به داخل و خارج، مبنی برآنکه این پرونده با «دیپلماسی» یا تفاهمات سیاسی مختومه نمی‌شود.
حسین کنعانی‌مقدم، آگاه مسائل سیاسی به تبیین اهمیت پیام رهبر انقلاب پرداخت و با بیان اینکه در بخشی از این پیام مردم خطاب قرار گرفته‌اند، می‌گوید: «ملتی که با حضور گسترده خود حماسه‌ای بزرگ رقم زد و نشان داد این حضور، برخاسته از عشق، آگاهی، بصیرت و اقتدار است.»
وی با تاکید بر اینکه این پیام تاکید داشت، مطالبه مردم درباره عدالت و پاسخ به جنایت‌ها، موضوعی پایدار است و به افراد و شرایط خاص محدود نمی‌شود به «آگاه» گفت: پیام دیگر، خطاب به آزادی‌خواهان جهان بود؛ اینکه هر فردی در هر نقطه از دنیا با امکاناتی که در اختیار دارد، نسبت به دفاع از حق و مقابله با ظلم مسئولیت دارد. همچنین این پیام خطاب به آمریکا، رژیم صهیونیستی و حامیان آنها نیز بود و نشان داد، ملت ایران بر اصول، آرمان‌ها و مسیر ترسیم‌شده از سوی امام خمینی (ره) پایدار است و با قدرت به حرکت خود ادامه می‌دهد.
کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه برخی رسانه‌ها و تحلیلگران خارجی هم نسبت به پیامدهای این سخنان واکنش نشان دادند و آن را نشانه‌ای از تداوم رویکرد مقاومت و ایستادگی جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کردند، اظهار کرد: دشمنان در محاسبات خود باید توان و اراده ملت ایران را در نظر بگیرند. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نشان داده‌اند، در برابر تهدیدها ایستادگی می‌کنند و اجازه نخواهند داد اراده دشمن بر کشور تحمیل شود. آنچه از امام شهید و مسیر انقلاب به ارث رسیده، مقاومت و پایداری در برابر تهدید، تحریم، تحقیر، تطمیع و ترور است؛ ابزارهایی که دشمنان برای مقابله با ملت ایران به کار گرفته‌اند.
کنعانی‌مقدم تاکید کرد: «قدرت اصلی یک ملت تنها به تجهیزات نظامی وابسته نیست، بلکه پشتوانه مردمی و انسجام اجتماعی، مهم‌ترین سرمایه برای مقابله با فشارها و تهدیدهاست. در جنگ‌ها، پیروز کسی نیست که صرفا خسارت بیشتری وارد کند یا مناطق بیشتری را تخریب کند، بلکه پیروز کسی است که بتواند اراده خود را بر طرف مقابل تحمیل کند.»
از سوی دیگر به باور برخی  تحلیلگران سیاسی، آنچه در پیام ایشان لحاظ شد نمادی از اقتدار، معنویت و اتحاد برای مقابله با سیاست‌های خصمانه آمریکا و رژیم صیهونی است. هیچگاه تقابل نظام سلطه با جبهه مقاومت پایان نمی‌یابد، حال ترامپ یا هر فرد دیگری بخواهد در کاخ سفید حضور داشته باشد. هیچ کدام از آنان برنمی‌تابند کشورهای مستقل و آزادی‌خواهی همانند ایران مسیر پیشرفت و تعالی خود را طی کنند، به هرشکل ممکن (سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری) می‌خواهند به ایران پارازیت تزریق کنند تا از ادامه راه منحرف شود، از این رو باید تمامی احزاب و سیاسیون کما فی‌السابق به دور از حاشیه‌سازی‌ها و پرهیز از دو قطبی‌سازی‌های کاذب فقط و فقط در ریل اتحاد ملی حرکت کنند.
در همین راستا، روز گذشته محمدعلی امانی، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در موضع‌گیری خود تصریح کرد: «انسجام احزاب و گروه‌ها در داخل کشور، نه صرفا یک مطلوبیت، بلکه یک الزام محسوب می‌شود. ما در برهه تاریخی و حساسی از حیات طیبه انقلاب اسلامی قرار داریم. در چنین شرایطی دشمن چشم به تفرقه‌افکنی در داخل کشور و متعاقبا خلق بحران‌های تازه در کشور عزیزمان دوخته است. وحدت و انسجام احزاب و گروه‌های مختلف حول ولایت فقیه، تنها راه مواجهه با توطئه دشمن محسوب می‌شود. در این میان احزاب باید مسئولیت‌پذیر و خلاق باشند. هر اندازه در سایه این تعهد و پویایی، انسجام ملی در بالاترین سطح خود تحقق پیدا کند، دشمن در رسیدن به اهداف خود ناامیدتر و سرخورده‌تر خواهد شد.»
برای واشنگتن و اتاق‌های فکر غربی، پیام «آقای شهید ایران» سه سیگنال ارسال کرد. نخست آنکه آمریکایی‌ها با پیام رهبری متوجه شدند «قله قدرت» با همین زبان مردم سخن می‌گوید و هیچ تضادی میان خواست صاحبان انقلاب و تصمیم رهبری وجود ندارد.
 این یکپارچگی، ترسناک‌ترین وضعیت برای دشمن است. عامل دوم: پاسخ سخت ایران، دیگر یک احتمال نیست، بلکه یک قطعیت است. سومین عامل: ایران وارد دکترین جدیدی شده و هدف این است، به دشمن نشان دهد باید ضربه‌ای بخورد تا دیگر نتواند چنین جنایتی را تکرار کند. البته ماجرا از آنجا جالب می‌شود که دیروز خبر مرگ یک سناتور معروف آمریکایی و ضدایرانی ـ عروسک‌گردان صهیونیست‌ها و پهلوی‌ها ـ رسانه‌ای شد و بهتی در سرزمین‌های اشغالی و سران ایالات متحده ایجاد کرد. اگر این مرگ در فضای سیاسی آمریکا باعث تزلزل یا تغییر در جناح‌های تصمیم‌گیرنده شود که احتمالا همین گونه خواهد بود، پیام «خون‌خواهی» رهبر انقلاب، فشار روانی بیشتری روی دولت آمریکا می‌آورد. چون آنها در حالی با یک تهدید قطعی از ایران روبه‌رو هستند که در داخل خود نیز با تغییرات یا فقدان‌های کلیدی دست و پنجه نرم می‌کنند.
هنوز دلایل مرگ سناتور آمریکایی مشخص نشده، اما آنچه مشخص است آمریکا زین پس احساس می‌کند در حالی که ایران در اوج اتحاد و اراده است، این کشور در معرض تزلزل و فقدان قرار دارد. این تقابل اتحاد در ایران در برابر تزلزل در آمریکا، برتری استراتژیک را در لحظه جاری به نفع ایران تغییر می‌دهد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.