آگاه: در این میان، فراز هوشمندانه و دقیق از پیام رهبر انقلاب اسلامی در تبیین مسائل مهم کشور و واکاوی رفتار بدطینت جبهه استکبار، بار دیگر یک حقیقت بنیادین، تاریخی و تکاندهنده را پیش چشم افکار عمومی داخلی و بینالمللی قرار داد؛ حقیقتی که خلاصه آن را میتوان در ترازوی سنجش اعتبار سیاسی واشنگتن یافت: «بدون اعتبار، بدون ارزش.» نقض عهدهای مکرر شیطان بزرگ نسبت به تفاهمنامه امضا شده بین رئیسجمهور ایران و آمریکا بار دیگر این حقیقت را به همگان ثابت کرد که امضای رئیسجمهور آمریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است. کالبدشکافی یک واقعه؛ چرا امضای آمریکایی بیارزش است؟ واژه «شیطان بزرگ» در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی، نه یک شعار احساسی، بلکه یک توصیف دقیق و کارکردی از ساختار قدرت در ایالات متحده است. نگاهی به روند دیپلماسی سالهای اخیر و سرنوشت تفاهمنامه امضا شده میان رؤسای جمهور دو کشور، به وضوح نشان میدهد که دستگاه حاکمه آمریکا دچار یک «بیثباتی ساختاری» و «دیکتاتوری پنهان» است. در چارچوب سیاستی واشنگتن، معاهدات بینالمللی و حتی دستخط عالیترین مقام اجرایی این کشور، تنها تا زمانی اعتبار دارد که منافع کوتاهمدت و یکجانبه آنها را تامین کند. این نقض عهدهای مکرر، دو واقعیت مهم را آشکار میسازد؛ عدم استقلال ساختاری: رئیسجمهور در آمریکا، برخلاف ادعاهای دموکراتیک، کارگزار لابیهای ثروت و قدرت (مانند کارخانجات تسلیحاتی و صهیونیسم بینالملل) است. از این رو، امضای او به راحتی توسط لایههای پنهان قدرت یا تغییر اتوبوسی دولتها لگدمال میشود.بحران مشروعیت بینالمللی: وقتی امضای بالاترین مقام یک کشور غربی فاقد تضمین اجرایی باشد، حقوق بینالملل به یک شوخی تلخ تبدیل میشود. آمریکا امروز نه یک لیدر جهانی، بلکه یک «یاغی دیپلماتیک» است که قانون را برای دیگران مینویسد و خود نخستین ویرانکننده آن است.
درس بزرگ حماسه بدرقه؛ اتکا به درون، نه سراب بیرون
خطای محاسباتی جبهه غرب این بود که تصور میکرد با شهادت خادمان ملت و ایجاد چالشهای ناگهانی، ریلگذاری استراتژیک ایران دچار لغزش خواهد شد یا تهران از موضع ضعف به سمت میزهای قمار دیپلماتیک واشنگتن متمایل میشود. اما خروش میلیونی مردم در بدرقه شهدای اقتدار، پالس قاطعی به کاخ سفید فرستاد: نظام اسلامی تکیهگاه خود را در قلوب این ملت یافته است، نه در جوهر خودکارهای دیپلماتهای غربی.تجربه تاریخی ملت ایران نشان داده است که هرگاه به لبخندهای دیپلماتیک دشمن اعتماد شد، دستاورد آن چیزی جز تحریمهای بیشتر و گستاخی مضاعف نبود. بیانات راهگشای رهبر انقلاب مایه بیداری کسانی است که هنوز در فضای دوگانه «مذاکره/انزوا» تنفس میکنند. واقعیت این است که راهحل مشکلات کشور در لغو تحریمها از طریق التماس سیاسی نیست؛ بلکه در «خنثیسازی تحریمها» از طریق تقویت بنیان داخلی، جهش تولید و توسعه روابط راهبردی با کشورهای همسو و همسایه است. امروز جمهوری اسلامی ایران در اوج اقتدار قرار دارد. خون پاک شهدای راه اقتدار، درخت انقلاب را تنومندتر از هر زمان دیگری کرده است. پیام صریح ۲۶ تیر ۱۴۰۵ رهبر انقلاب، دکترین رسمی دیپلماسی ما را بازتعریف میکند: ما اهل تعامل هوشمندانه با جهان هستیم، اما هرگز سرنوشت اقتصاد و معیشت مردم را به امضایی که «بدون اعتبار و بدون ارزش» بودن آن بارها اثبات شده، گره نخواهیم زد. شیطان بزرگ باید بداند که دوران باجخواهی مدرن به پایان رسیده و ایران قوی، مسیر پیشرفت خود را بدون توجه به بازیهای سیاسی کاخ سفید با قدرت ادامه خواهد داد.
نظر شما