آگاه: سردار محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه روایت جالبی از عملیات مرصاد ارائه میدهد و میگوید: «ارتش عراق به قصرشیرین و سرپل ذهاب حمله کرد و تا ۳۰ کیلومتر جلو آمد و از ۳۰ کیلومتری به بعد، منافقین را راه انداخت. منافقین آمدند اسلامآباد را گرفتند و به نزدیکی کرمانشاه رسیدند. ما فقط دو تیپ در تنگه چهارزبر داشتیم و این دو تیپ، اولین سد دفاعی را در چهارزبر، روبهروی منافقین درست کردند. اما کمتر از ۴۸ ساعت ما چهار، پنج تیپ و لشکر را از جنوب به سمت کرمانشاه بردیم و دوباره این جابهجایی مشابه همان حادثه قبلی، بسیاری از فرماندهان را نگران کرد که چرا لشکرها را دوباره به سمت غرب میبرید؟! ما یک ماه قبل میدانستیم که منافقین میخواهند حمله کنند، اما مکانش را نمیدانستیم. یعنی در حالی که هنوز نیروهای ما در کنار مرز خرمشهر با عراق میجنگیدند، اینجا دست به یک ریسک بسیار خطرناکی زده شد و طی آن بخش زیادی از نیروهای جنوب را به سمت کرمانشاه آوردیم.
منافقین، در یک میدان و عرصه ۳۰ کیلومتر در ۱۰ کیلومتر، از چهار طرف محاصره شدند. یک نیرو جلوی منافقین و روبهروی کرمانشاه میجنگید. لشکر ۲۷ و ۱۰ تهران را از سمت اسلامآباد وارد عمل کردیم؛ تیپ نبی اکرم و تیپ ایلام از سمت جاده ایلام به اسلامآباد، وارد صحنه شدند. تقریبا سه طرف منافقین محاصره شد. اینجا هم ما چند روز جنگیدیم و عملیات مرصاد شکل گرفت. منافقین اینجا منهدم شدند و ارتش عراق که ۱۲۰ کیلومتر با منافقین پیشروی کرده بود عقب زده شد و تا مرز برگشت. ۴۸ ساعت بعد از عملیات مرصاد، صدام اعلام کرد که من هم قطعنامه ۵۹۸ را قبول دارم. یک هفته تا ۱۰ روز بعد آتشبس برقرار شد و تقریبا مرداد را پشت سر گذاشتیم. پس جام زهر قطعنامه ۵۹۸ در اوج ضعف پذیرفته شد ولی در پایان جنگ در اوج اقتدار ایران به صدام تحمیل شد.»
به هر حال، در آن مقطع تاریخی، منافقین با حمایت مستقیم و گسترده آمریکا و برخی کشورهای منطقه، تصمیم گرفتند با حمله به غرب ایران، جرقهای برای شکلگیری انقلاب جدید بزنند. تصورشان این بود، مردم از تهاجم نظامی بعثیها خسته شدهاند و آماده شورش هستند و با ورود نیروهای آنها به داخل، ارتش و سپاه فلج میشوند و ایرانیان به آنان میپیوندند و در نهایت دولت ایران در اثر فشار نظامی و اجتماعی فرو میپاشد.
اما چرا و چه عواملی باعث پیروزی «جمهوری نوپای اسلامی» شد؟ در پاسخ باید تاکید کرد که پیروزی در مرصاد تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نتیجه سه عامل استراتژیک بود:
هماهنگی فرماندهی: برخلاف تصور منافقین، ارتش و سپاه با یکپارچگی کامل و تحت فرماندهی واحد در میدان واکنش سریع نشان دادند.
شناسایی درست دشمن: نظام در آن دوره، ماهیت منافقین را به عنوان عوامل خارجی و نه یک گروه سیاسی داخلی، شناسایی کرد. این یعنی برخورد با آنها نه به عنوان منتقد ساختار، بلکه به عنوان متجاوز بود.
عدم پذیرش مردم: منافقین تصور میکردند مردم منتظر گروهگ تروریستی منافقین هستند، اما مردم ماهیت آنها را میشناختند و هیچ چراغ سبزی نسبت به این تهاجم نشان داده نشد.
هر چند پوزه منافقین در مرصاد به خاک مالیده شد اما دشمنی و عناد یاران مسعود و مریم رجوی همچون گذشته در قبال ایران اسلامی استمرار دارد. البته امروز دیگر با تانک و زرهپوش وارد نمیشوند، زیرا میدانند در رویارویی زمینی در ایران شکست میخورند، از اینرو استراتژی خود را تغییر دادهاند و از جنگ سخت به جنگ نرم رو آوردهاند و سه هدف اساسی را دنبال میکنند که عبارتند از:
نفوذ در ساختار: از همان ابتدای شکلگیری انقلاب تا به امروز یک رویا داشته و دارند؛ با نفوذ در ساختار سیاسی یا حتی بخش خصوصی ایران در تصمیمگیریها سهیم شوند تا بتوانند انقلاب را از ریل اصلی خود خارج کنند.
بهرهبرداری از شکافها: در این بند باید به سوءاستفاده از مشکلات اقتصادی یا اجتماعی برای تحریک مردم و ایجاد گسست بین حکومت و مردم اشاره داشت. کودتای ۱۸ و ۱۹ دی سال گذشته نمونهای از اقدامشان بود اما با هدایتهای داهیانه رهبر شهید باز تیرشان به سنگ خورد.
جنگ رسانهای: با کمک رسانههای غربی، تلاش میکنند چهرهای «دموکراتیک» از خود بسازند تا برای جامعه جهانی و بخشی از مردم جذاب باشند. هنوز تصویری که یک عده پیرمرد و پیرزن منافق در سولههایی در غرب دور هم جمع شده بودند و پای مانیتور، هشتگسازی میکردند از ذهنها پاک نمیشود. حال باید پرسید چگونه و با چه راهکارهایی باید برنامههای معاندان و منافقین درباره ایران را خنثی کرد؟
الف) باید توجه داشت در مرصاد، ما تانکهای آنها را شناسایی کردیم و مورد هدف قرار دادیم. امروز باید تجهیزات نرم آنها را شناسایی کرده و خواص برای آگاهسازی جامعه به هنگام و به وقت لازم ایفای نقش کنند. نگذاریم رسانههای اپوزیسیون بر ذهن و افکار عمومی بخشی از جامعه ایرانی مسلط شوند.
ب) همچنان باید به مردم یادآوری کرد، منافقین هر تصمیمی که میگیرند، در راستای منافع کشورهای متخاصم است.
ج) منافقین در سال ۶۷ روی خستگی مردم از جنگ حساب میکردند و امروز نگاه سیاهشان معطوف به خستگی مردم از مشکلات اقتصادی شده. بر همین اساس حرکت در مسیر «عدالت اجتماعی» و گرهگشایی از مشکلات تودههای مردم، بزرگترین ضربه به منافقین و متجاوزان است. بالاخره پیروزی مرصاد به دلیل این بود که مردم در کنار نظام ایستادند و کامل از رزمندگان حمایت و پشتیبانی کردند. در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه هم همین نگاه از سوی مردم سلحشور و حماسهساز کشورمان صورت گرفت و پای کشورشان ایستادند.
اگر بخواهیم سه محور مذکور را در یک محور خلاصه کنیم، باید بگوییم: سال ۶۷، دشمن مثل یک دزد ظاهر شد و با دیوارشکنی و تانک سعی کرد وارد خانه شود. ما چه کردیم؟ با قدرت نظامی و دیوار دفاعی، ایستادگی کردیم و او را بیرون انداختیم. به وقت سال ۱۴۰۵ همان دزد دیگر نمیخواهد دیوار را بشکند به دلیل آنکه میداند ما از دیوار نظامی قوی برخوردار هستیم، پس به دنبال آن است تا کلید خانه را بدزدد یا از طریق دروغ و فریب، خود را به عنوان دوست معرفی کند. فلذا کنشگریمان در دو عرصه رسانه و خدمت باید آگاهسازی دقیق و رفع مشکلات و سخن گفتن مسئولان و کارگزاران بهخصوص دولتیها با مردم باشد. در همین رابطه تقویت بهرهوری ملی و خدمترسانی واقعی باعث میشود مردم احساس کنند، نظام در کنارشان است. در این حالت، هرگونه تلاش منافقین و بدخواهان سرزمین مادریمان برای معرفی خود به عنوان «ناجی»، در برخورد با واقعیتهای میدانی و پیوند عمیق مردم با نظام، شکست میخورد.
۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۹
کد مطلب: ۲۴٬۱۲۰
عملیات مرصاد در مرداد ۱۳۶۷ توانست خواب آشفته منافقین و رژیم بعثی صدام را برای تجاوز دوباره به ایران برهم بزند. بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت روز گذشته در بیانیهای در سالروز عملیات مرصاد، تاکید کرد: این حماسه، نه تنها پایانبخش رویای شوم منافقین تروریست و حامیان کودککش و ظالم آنان بود، بلکه گواهی صادق بر این حقیقت است که انقلاب اسلامی در سایهسار ولایت، مقابل قدرتهای پوشالی هیچگاه سر تعظیم فرود نخواهد آورد.
نظر شما