آگاه: بر اساس گزارش رسانهها ترامپ مدعی شد که با لغو حمله برنامهریزیشده به ایران موافقت کرده است. این ادعا تنها چند ساعت پس از گزارشهایی مطرح شد که از نگرانی محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، نسبت به تشدید تنشها و درخواست او برای پرهیز از حملات گسترده خبر میداد. ترامپ سپس موضع خود را مشروط کرد: لغو حمله در گرو دستیابی سریع به توافقی است که شامل بازگشایی کامل تنگه هرمز و توقف آنچه او «تهدید هستهای ایران» میخواند، باشد. او همچنین مدعی شد اسرائیل نیز در صورت تحقق این توافق، متعهد به عدم حمله خواهد بود.
این صحنه، تکرار الگویی آشنا در رفتار ترامپ در قبال ایران است: تهدید حداکثری برای ایجاد اهرم فشار، سپس عقبنشینی یا مشروطسازی آن تحت تاثیر واقعیتهای میدانی، محاسبات منطقهای و هزینههای احتمالی. در دوره نخست ریاستجمهوریاش نیز خروج از برجام، ترور سردار سلیمانی و تهدیدهای مکرر با لحن مشابه همراه بود، اما هر بار واقعیتهای استراتژیک از جمله هزینه جنگ تمامعیار که در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه بر آنها متحمل شد، او را به سمت مدیریت تنش سوق داد. اکنون نیز ادعای «آمادگی رزمی در بالاترین سطح» در کنار لغو مشروط حمله، بیش از آنکه نشاندهنده عزم قاطع باشد، نشاندهنده تلاش برای حفظ تصویر قدرت در عین اجتناب از درگیری پرهزینه است.
نقش میانجیگریهای منطقهای در این عقبنشینی قابل توجه است. گزارش آکسیوس درباره تماس بنسلمان با ترامپ، نشان میدهد که حتی متحدان سنتی آمریکا در خلیج فارس نیز نگران پیامدهای یک درگیری گسترده هستند. بازگشایی تنگه هرمز که ترامپ آن را بخشی از توافق ادعایی دانسته نه تنها برای اقتصاد جهانی حیاتی است، بلکه مستقیما بر منافع انرژی عربستان، امارات و دیگر کشورهای منطقه اثر میگذارد. فشار این کشورها، همراه با محاسبات داخلی آمریکا درباره هزینههای نظامی و سیاسی جنگ، ظاهرا ترامپ را به سمت مشروط کردن تهدید سوق داده است. ادعای او مبنی بر اینکه «ایران و چند کشور دیگر» خواستار تعویق حمله شدهاند، در واقع تلاش برای توجیه عقبنشینی بهعنوان دستاورد دیپلماتیک است، نه ضعف.
از منظر نظامی، تهدید به حمله و سپس مشروطکردن آن، اعتبار بازدارندگی آمریکا را تضعیف میکند. ایران بارها نشان داده که به تهدیدهای لفظی با تقویت آمادگی دفاعی و نمایش توان پاسخ میدهد. ادعای ترامپ درباره «بالاترین سطح آمادگی رزمی» آمریکا، در حالی مطرح میشود که هرگونه عملیات گسترده علیه تاسیسات هستهای یا نظامی ایران، با ریسک پاسخهای نامتقارن در تنگه هرمز، عراق، سوریه و حتی فراتر از آن همراه است. تاریخ نشان داده که محاسبات هزینه- فایده در چنین درگیریهایی اغلب به نفع اجتناب از جنگ تمامعیار تمام میشود. ترامپ با مشروط کردن لغو حمله به «توافق سریع»، در واقع زمان خریده و همزمان فشار را حفظ کرده است؛ اما این تاکتیک اگر به توافق واقعی منجر نشود، میتواند به چرخه جدیدی از تنش منجر شود. نکته مهم دیگر، اشاره ترامپ به تعهد اسرائیل در کنار آمریکا برای عدم حمله است. این ادعا در حالی مطرح میشود که سابقه همکاری نزدیک واشنگتن و تلآویو در اقدامات علیه برنامه هستهای ایران و نقض مکرر تعهدات قبلی از سوی هر دو طرف، اعتماد تهران را به شدت کاهش داده است. بدون اشاره به این سابقه، ادعای تعهد مشترک بیشتر شبیه مانور تبلیغاتی است تا تضمین جدی.
در مجموع، این عقبنشینی دوباره ترامپ، بیش از آنکه نشانه تغییر استراتژیک باشد، بازتاب محدودیتهای قدرت سخت آمریکا در برابر ایران و پیچیدگیهای منطقهای است. تهدیدهای نظامی همچنان ابزار فشار باقی میمانند، اما واقعیتهای ژئوپلیتیک از منافع انرژی منطقه تا هزینههای داخلی آمریکا بارها ترامپ را به سمت مدیریت بحران سوق دادهاند. آینده این تقابل بستگی به این دارد که آیا «توافق سریع» ادعایی تحقق مییابد یا چرخه تهدید و عقبنشینی بار دیگر تکرار میشود؟ در هر حال، اعتبار تهدیدهای آمریکا در این عرصه، با هر بار مشروطسازی، بیش از پیش فرسوده میشود.
۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۷
کد مطلب: ۲۴٬۳۲۲
عقبنشینی دوباره ترامپ درباره ایران
الگوی تهدید، فشار و عقبنشینی در تقابل با تهران
هادی رضائی _ دبیر گروه سیاسی
در روزهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر صحنه سیاست خارجی ایالات متحده را با ترکیبی از تهدید نظامی و عقبنشینی مشروط به نمایش گذاشت.
نظر شما