دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا بار دیگر ایران را تهدید به حمله همه‌جانبه و زیرساختی کرد اما در آخر و در مقام اجرا به بهانه درخواست کشورک‌های حاشیه خلیج فارس، از این حمله اجتناب کرد و عقب نشست. البته این لاف‌زنی‌های ترامپ دیگر خریدار ندارد؛ او به وضوح دروغ می‌گوید؛ حمله نکردنش به ایران از ترسش نشأت می‌گیرد؛ اعراب و زیرساخت‌های اعراب برای ترامپ فاقد ارزش و وجاهت است؛ ترامپ ترسید که به زیرساخت‌های ایران حمله کند و آنگاه مجبور شود که در فرودگاه واشنگتن با انبوهی از تابوت‌های سربازان آمریکایی مواجه شود.

گاوچران بزدل

آگاه: جمعه نهم مرداد بود که رسانه‌های غربی اعلام کردند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به اقامتگاه کمپ دیوید رفته است تا با مشاورانش در مورد وضعیت جنگ با ایران تصمیم بگیرد. پس از برپایی نشست کمپ دیوید، منابع رسانه‌ای نزدیک به کابینه ترامپ از تصمیم قاطع او برای حمله به زیرساخت‌های ایران خبر دادند.
در مقابل، ایران نیز اعلام کرد که در صورت حمله به زیرساخت‌هایش، دو کار را بدون درنگ انجام خواهد داد؛ نخست آنکه از منطقه، زیرساخت‌زدایی می‌کند و دوم آنکه، فوق موازنه یا موازنه پلاس برقرار می‌کند؛ بدین معنا که اگر نیروگاه برقش هدف قرار گیرد، در عوض، چاه نفت اعراب همکار با آمریکا را منهدم می‌کند.
در همین راستا، اعراب شریک و همکار با آمریکای متجاوز، از ترس، قالب تهی کردند و به ترامپ زنگ زدند و او را از حمله به زیرساخت‌های ایران منصرف کردند. این روایت غالب در رسانه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. اما حقیقت ماجرا، ورا و فرای این داستان‌هاست. ترامپ جرأت نکرد به زیرساخت‌های ایران حمله کند چون از پاسخ ایران ترسید؛ آن هم نه پاسخ ایران به زیرساخت‌های کشورهای عربی؛ بلکه به پاسخ ایران در قالب کشتار سربازان و افسران متجاوز آمریکا در منطقه. البته حمله ایران به چاه‌های نفت نیز می‌توانست قیمت نفت را به ۵۰۰ دلار در هر بشکه برساند و بدین ترتیب، اقتصاد سیاسی آمریکا را با بحرانی بی‌سابقه مواجه سازد.

ته کشیدن مهمات رهگیر آمریکا
نباید فراموش کرد که مهمات رهگیر و پدافندی آمریکا در منطقه ته کشیده است. این امر در قضیه حمله اخیر ایران به دو پایگاه آمریکایی موفق‌سلطی و الازرق اردن خود را نشان داد؛ حمله‌ای که سبب شد ارتش متجاوز آمریکا تلفات گسترده‌ای بدهد. بنابراین ترامپ فهمید که اگر بخواهد با این ذخایر پدافندی خالی به ایران حمله کند، باید آماده دریافت جنازه هزاران سرباز آمریکایی مستقر در پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا باشد که بی‌دفاع، در زیر موج‌های موشکی ایران، له خواهند شد.
گستاخی‌های کلامی ترامپ، تنها پوششی نازک بر لایه‌های عمیق استیصال راهبردی آمریکا است؛ ترامپ به خوبی می‌داند که هرگونه حمله به زیرساخت‌های ایران، نه یک عملیات محدود، که کلید فروپاشی امنیت انرژی غرب در تنگه هرمز و گشودن دروازه‌های دوزخ برای پایگاه‌های ایالات متحده در سراسر منطقه خواهد بود. ترامپ در بازی لبه پرتگاه به بن‌بستی راهبردی رسیده است که در آن، هر گام به جلو، بهای گزاف هزینه‌های غیرقابل ‌تحمل در واشنگتن را به همراه دارد؛ عقب‌نشینی ظاهری او، نه از سر مصلحت‌سنجی دیپلماتیک، که اعترافی تلخ به کارآمدی بازدارندگی سخت ایران است که محاسبات هزینه- فایده کاخ سفید را به‌طور کامل درهم شکسته است. سیاست اول آمریکا، زیرساخت‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس را نه به‌عنوان متحد، بلکه به‌عنوان سپر انسانی یک‌بار مصرف تعریف می‌کند؛ ترامپ از آن‌رو از حمله بازماند که به‌خوبی می‌داند در این آوردگاه، تابوت‌های فلزی سربازان آمریکایی، تنها محصول وارداتی واشنگتن از خاورمیانه خواهد بود که هیچ‌گونه توجیه انتخاباتی برای او در پی نخواهد داشت.
لاف‌زنی‌های توخالی ترامپ، تلاشی مذبوحانه برای احیای پرستیژ آسیب‌دیده هژمونی است؛ اما واقعیت میدان، فراتر از بلوف‌های رسانه‌ای است. واشنگتن در مواجهه با عقبه پدافندی ایران، به این درک استراتژیک رسیده است که هرگونه اقدام ایذایی، به تغییر موازنه قوا به نفع محور مقاومت و استقرار نظم نوین منطقه‌ای بدون حضور بیگانگان منجر خواهد شد.
هراس واشنگتن از جنگ فرسایشی زیرساختی، بزرگ‌ترین گواهی بر شکست دکترین تهدید همه‌جانبه است. ترامپ در تله محاسبات خود گرفتار است: یا باید به شکست هژمونیک خود اعتراف کند یا به استقبال فاجعه‌ای برود که در آن، امنیت عربستان و اسرائیل و سایر شرکای منطقه‌ای‌اش، قربانی توهم قدرت آمریکا می‌شود. برای فاتح کاخ سفید، دوری از میدان نبرد، نه یک انتخاب، که تنها راه بقای سیاسی او در برابر خشم عمومی ناشی از بازگشت تابوت‌هاست.

عقب‌نشینی‌های مکرر
اما بعد از عقب‌نشینی ترامپ از تهدید دوباره‌اش به تشدید حملات نظامی علیه ایران، سی‌ان‌ان در تحلیلی به قلم برد لندون، خبرنگار ارشد امور نظامی این شبکه، گزارش داد تحلیلگران فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ بر متحدان واشنگتن در منطقه را یکی از دلایل تمایل این کشورها به توقف جنگ آمریکا علیه ایران عنوان کرده‌اند. طبق این گزارش، در همین حال، ارتش آمریکا با پرسش‌های جدی درباره توانایی خود برای دفاع از نیروهایش روبه‌روست؛ زیرا ذخایر موشک‌های رهگیر سامانه‌های پاتریوت و تاد به‌طور فزاینده‌ای رو به کاهش است.
دونالد ترامپ در پیام عقب‌نشینی اخیرش در ابتدا برای حفظ آبروی ارتش تروریستی آمریکا به‌دلیل عقب‌نشینی‌های مکرر، به تعریف و تمجید از آنچه توانمندی بی‌نظیر آمریکا توصیف کرد، پرداخت. ترامپ اما بلافاصله با تکرار ادعاهای پیشین خود مدعی شد: ایران و سایر کشورهای خاورمیانه از ما خواسته‌اند که هرگونه حمله‌ای را در چارچوب توافق‌نامه‌ای که مورد توافق قرار گرفته است، متوقف کنیم. او سپس با کنار هم قرار دادن لیست آرزوهای خود، ادعا کرد که طبق تفاهم‌نامه، باید تنگه هرمز فورا و کامل بازگشایی شده و تهدید هسته‌ای ایران پایان یابد. رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه پریشان‌گویی خود، افزود: بر اساس این درخواست، من برای منافع آینده جهان و همچنین بقای یک ایران موفق و مرفه، موافقت کرده‌ام که حمله را لغو کنم، مشروط بر اینکه بتوانم به سرعت به توافق‌نامه‌ای دست یابم.

دکترین حجاری کردن
در هر صورت، کوه آمریکایی‌ها یک بار دیگر موش زایید و اعلام کردند که عملیات خود را لغو کرده‌اند. البته تحرکات نظامی، چینش و آرایش گروهک تروریستی سنتکام در روزهای اخیر تغییرات قابل ‌توجهی نداشت و از همان ابتدا مشخص بود که طبل آمریکایی‌ها توخالی است و تهدیدهای آنها اعتبار لازم را ندارد. برخی شواهد، از جمله فشار صهیونیست‌ها، این احتمال را ایجاد می‌کرد که آمریکایی‌ها مرتکب یک خطای راهبردی شوند، اما آنچه در نهایت مانع این اقدام شد، نه ادعای رسیدن به یک تفاهم جدید، بلکه تهدید معتبر نیروهای مسلح ایران بود. پیام نیروهای مسلح ایران این بود که اگر آمریکایی‌ها دست به اقدام غیرقانونی زده و زیرساخت‌های ایران را تهدید کنند، دکترین حجاری کردن اجرایی خواهد شد و تمام منافع تروریستی آمریکا در منطقه به تاریکی مطلق فرو خواهد رفت؛ به تعبیر شهید لاریجانی، در تاریکی دشمن را بهتر شکار می‌کنیم. همین مسئله باعث شد رژیم تروریستی آمریکا متوجه شود که در برابر تهدید معتبر، دیگر جایی برای مانور و تهدیدهای بی‌اثر وجود ندارد.

بزرگ‌ترین اشتباه محاسباتی ترامپ مقابل ایران
نشریه پولیتیکو با انتشار یک گزارش تحلیلی تاکید کرد که بزرگ‌ترین اشتباهات و چالش‌های دولت دونالد ترامپ در جنگ با ایران پیش از آنکه برآمده از توانایی‌های نظامی ایران باشد ناشی از درک نادرست واشنگتن از اولویت‌ها و انگیزه‌های مقامات این کشور است. همین مسئله به مجموعه‌ای از محاسبات اشتباه انجامیده و به گسترش دامنه درگیری کمک کرده است.
بر اساس این گزارش، واشنگتن میزان آمادگی تهران برای تحمل فشارها و خسارت‌ها به‌منظور حفظ نظام و تحقق اهداف راهبردی خود را به‌درستی برآورد نکرده است. حمله موشکی ایران به پایگاه نیروهای آمریکایی در اردن، واشنگتن را غافلگیر کرد. تهران این حمله را اقدامی مشروع در چارچوب دفاع از خود دانست و آن را پاسخی به گسترش عملیات نظامی آمریکا توصیف کرد. در این گزارش آمده است: ارزیابی‌های آمریکا پیش از آغاز جنگ بر این موضوع بنا شده بود که نظام ایران پس از تحولات داخلی تضعیف شده و هدف قرار دادن مقامات می‌تواند به فروپاشی سریع آن منجر شود اما تحولات بعدی نشان داد که نهادهای نظام حاکم همچنان انسجام خود را حفظ کرده‌اند و با وجود فشارهای نظامی و اقتصادی، توان ادامه رویارویی را دارند.
طبق گزراش پولیتیکو، فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ برای پایان دادن به جنگ ایران افزایش یافته و نگرانی‌ها درباره افزایش قیمت انرژی، پیامدهای اقتصادی جنگ و تاثیر آن بر انتخابات آینده آمریکا رو به گسترش است. این در حالی است که ایران معتقد است توان مقاومت در یک رویارویی طولانی‌مدت را دارد و از حمایت متحدان منطقه‌ای خود و نیز محدودیت‌های سیاسی و اقتصادی پیش‌ روی آمریکا و متحدانش در خلیج فارس بهره‌مند است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.