آگاه: ماجرا از آن قرار است که روز شنبه سردار حسین محبی که به هرمزگان سفر کرد در گفتوگویی با خبرنگاران با بیان اینکه بازگشایی تنگه هرمز تابع سازوکار و شرایط اختصاصی جمهوری اسلامی ایران است و ارتباطی به مذاکرات ایران و عمان ندارد، گفت: «تنگه هرمز برای ما صرفا یک آبراه اقتصادی نیست، بلکه یک مولفه قدرت جغرافیایی و استراتژیک است. باز شدن تنگه هرمز منوط به پذیرش کامل شروط ایران از سوی آمریکا و دست برداشتن آنان از دخالت در روند مذاکرات منطقهای است؛ هر زمان که آمریکا شرایط ایران را بپذیرد، قطعا تنگه هرمز باز خواهد شد.»
نکته بسیار ظریف در موضعگیری او مربوط به مذاکرات ایران با عمان بود. به هرحال عمان معمولا نقش میانجی بین ایران و آمریکا یا سایر کشورهای عربی را ایفا میکرد. «جمهوری اسلامی» نیز با کشورهای منطقه همچون عمان روابط دوستانه دارد، اما وقتی بحث بر سر تنگه هرمز است، از آنچه بارها به عنوان شروط اصلی بیان شد، کوتاه نخواهد آمد.
در همین رابطه، علی ودایع، تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی با بیان اینکه عمان همیشه نقش جعبه سیاه دیپلماسی خلیج فارس را بازی کرده است؛ اما در این پرونده خاص، مسقط صرفا یک «نامهرسان ساده» نبود، بلکه نقش «تعدیلکننده ریسک» را ایفا کرد، میگوید: وقتی تهران مستندات حقوقی خود را برای اخذ بهای خدمات و اعمال نظارت بر تنگه هرمز روی میز گذاشت و همزمان بازدارندگی عملیاتی را نشان داد، آمریکاییها متوجه شدند که ادامه تقابل مستقیم، شریان انرژی را کاملا مسدود خواهد کرد. رایزنیهای اخیر ایران و عمان دقیقا در منطقهای صورت گرفت که سلطنت عمان نیز به عنوان همسایه روبهرو در تنگه هرمز، منافع حیاتی در حفظ امنیت ناوبری دارد. وی اظهار کرد: پیام تهران که از طریق مسقط به واشنگتن منتقل شد، کاملا صریح بود: ایران به دنبال بستن تنگه نیست، اما انتظامبخشی، دریافت بهای خدمات و تثبیت حاکمیت منطقهای خط قرمز ماست؛ هرگونه واکنش نظامی آمریکا، کل هزینه را بر دوش پنتاگون و بازار انرژی خواهد گذاشت. دستور بلافاصله واشنگتن برای توقف حملات و عقبنشینی از رفتارهای تهاجمی دقیقا پس از این سیگنال مسقط صادر شد. آمریکاییها دریافتند که بازی در تنگه هرمز دیگر با منطق ناوگروههای سنتی پیش نمیرود و اگر خطوط سرخ حقوقی و امنیتی ایران را نپذیرند، با یک بنبست کامل عملیاتی مواجه خواهند شد. عمان در واقع صورتحساب واقعی یک جنگ فرسایشی در هرمز را روی میز آمریکاییها گذاشت و آنها ترجیح دادند فرمان را بچرخانند.
آگاه مسائل سیاست خارجی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه پیام اصلی این راهبرد برای بازار جهانی انرژی و قدرتهای بزرگ چیست؟ گفت: امنیت و خدمات مجانی نیست. اگر غرب میخواهد نفت از این شریان حیاتی بگذرد، باید هزینه انتظامبخشی به آن را بپردازد و حاکمیت ایران را به رسمیت بشناسد. ادامه فشار بر ایران، فقط حق بیمه جنگی کشتیها را بالا میبرد و سوخت را در غرب گرانتر میکند، در حالی که خریداران آسیایی مثل چین از این وضعیت برای تامین انرژی با نرخهای ترجیحی استفاده خواهند کرد. کار به اینجا ختم نشد، محمدباقر ذوالقدر، دبیر شعام هم وارد گود شد و در پیامی به مناسبت روز خبرنگار تصریح کرد: «تا آمریکا رفتارش را تصحیح نکند، تنگه هرمز باز نخواهد شد.»
اظهارات سخنگوی سپاه و دبیر شورای عالی امنیت ملی، پیام را صریح به آمریکاییها منتقل کرد: «ایران یک معامله جامع میخواهد.» بهخصوص که ایالات متحده پس از ضربات کوبنده و طوفانی نیروهای مسلح پی برد، بخواهد همچنان گزینههای نظامی را روی میز بگذارد، سیلیهای سنگینی دریافت خواهد کرد، به همین جهت باید به پایان دادن به تحریمها و فشارهای اقتصادی، توقف دخالتهای نظامی و سیاسی آمریکا در منطقه، به رسمیت شناختن نقش محوری ایران در امنیت منطقه تن دهد. فلذا «کلید» بازگشایی تنگه در دست آمریکا است، نه در دست میانجیها.
از سوی دیگر، حضور سخنگوی سپاه در استان هرمزگان و اعلام نظر درباره تنگه هرمز، یک «پیام بازدارنده» به آمریکا داشت و آن اینکه ایران توانایی و اراده عملی برای مسدود کردن یکی از حیاتیترین نقاط انرژی جهان را دارد و از این کار، هیچ هراسی ندارد. ایران با استفاده از قدرت سخت (کنترل تنگه هرمز)، به دنبال دستیابی به اهداف دیپلماتیک (پذیرش شروط ایران توسط آمریکا) است.
این رویکرد حاکی از آن است که دست ایران در تنگه کاملا پر است، به گونهای که آمریکا اگر میخواهد اقتصاد جهانی و جریان نفت مختل نشود، مجبور است به جای تهدید، به شروط ایران بیندیشد. حال باید دید آمریکا در میدان چه افعالی را صرف میکند.
احتمالا در ابتدا سعی میکند ترکیبی از فشار کشورهای ثالث و تهدیدهای غیرمستقیم برای شکستن اراده ایران استفاده کند. آنها هرگز چراغ راهنمایی به سمت کشورهای مستقل و آزادیخواه نمیزنند و فقط به دنبال منافعشان هستند، پس اگر ایران بتواند در زمانبندی و اراده خود استمرار داشته باشد و نشان دهد، فشارها روی آن اثر نمیگذارد، آمریکا در نهایت مجبور میشود تصمیم دیگری اتخاذ کند. چرا؟ چون ما در حال حاضر در جنگ ارادهها به سر میبریم و آمریکا سعی میکند ثابت کند، ایران نمیتواند تنگه را برای مدت طولانی بسته نگه دارد اما در اصل این آمریکاست که نمیتواند هزینه اقتصادی بسته بودن تنگه را تحمل کند.
به زبان سادهتر، آمریکا احتمالا سعی میکند ابتدا اراده ایران را بشکند، اما اگر ببیند «دیوار اراده ایران» سفت است و هزینه اقتصادی برای خودش کمرشکن شده، مجبور میشود به سراغ پذیرش شروط برود و این به منزله تبدیل یک نقطه جغرافیایی ـ بخوانید تنگه هرمز ـ به ابزاری برای تحمیل اراده ملیمان است.
بنا به نظر ودایع، کارشناس سیاست خارجی از نگاه تهران، رژیم حاکم بر تنگه هرمز همچنان «عبور بیضرر» بر اساس حقوق عرفی است. در رژیم عبور بیضرر، حاکمیت و اختیارات مقرراتگذاری دولت ساحلی برای حفظ امنیت و انتظامبخشی بسیار جامعتر است. بر اساس «قانون مناطق دریایی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۷۲»، دولت حق دارد برای حفظ ایمنی دریانوردی و محیط زیست، مقرراتگذاری کرده و هزینههای اعمال حاکمیت را مطالبه کند.
ایران با هوشمندی کامل، پرونده را از یک مناقشه نظامی به یک دیالوگ حقوقی- عملیاتی کشانده است. وقتی شما عنوان پرداختی را «بهای خدمات» بگذارید، طرف مقابل برای نپرداختن آن، باید اصل ارائه خدمات ناوبری و امنیتی شما را زیر سوال ببرد که در عمل ممکن نیست.
۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۸
کد مطلب: ۲۴٬۴۲۵
محمد علی بیگی: دیروز ۱۷ مرداد روز خبرنگار بود. بیشتر مسئولان کشوری و لشکری، سازمانها و وزارتخانهها با صدور پیامی این روز را به نمایندگان اصحاب رسانه تبریک گفتند، اما در این بین موضعگیری و پیام دو مقام امنیتی و نظامی در رسانهها و فضای مجازی به صورت گسترده پخش شد.
نظر شما