آگاه: در ایامی که به مناسبت روز خبرنگار مسئله رسانه و توجه به جایگاه خبرنگاران و آدمهای رسانهای بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است شاید خوب باشد تا با نگاهی از درون و دقیقتر به این مقوله پرداخت که نظام اطلاعرسانی و رسانهای ما در چه نقطهای ایستاده است و پس از دو تجاوز خونین دشمن به این مرز و بوم که بخش عمدهای از آن درگیری بر عهده عملیات روانی و ماشینهای رسانهای استکبار بوده است؛ چگونه عمل کردهایم و چه در چنته داشتهایم؟ حقیقت آن است که فارغ از وضعیت امکانات و بودجهای که در اختیار رسانههای بیگانه است آنچه نمیتوان از نظر دور داشت این است که همچنان در موضوعاتی همچون پدافند رسانهای، روایت اول، مسئله تحلیل همهجانبه و کارآمد و اعتبار منبع دچار مسائل جدی هستیم. به صورت تفصیلیتر در ادامه بیان خواهم کرد:
چهار گسل اصلی در بدنه رسانهای ما
تحلیل دقیق صحنه پدافند رسانهای نشان میدهد که ما با چهار چالش بنیادین روبهرو هستیم که ریشه در عملکرد ساختاری دارند:
۱. معمای پدافند رسانهای: پدافند در معنای سنتی، یعنی ایجاد سد و مانع؛ اما در فضای رسانهای، پدافند صرف منفعل، شکست خورده است. ما همچنان در گذار از «رسانه پاسخگو» (که صرفا به حملات، واکنش نشان میدهد) به «رسانه پیشدستان» (که روایت را قبل از شکلگیری دشمن، مدیریت میکند) هستیم.
۲. شکاف در «روایت اول»: در جنگهای مدرن، کسی پیروز است که اولین روایت از یک واقعه را ارائه دهد. وقتی ماشینهای رسانهای بیگانه با سرعت و یکپارچگی، روایت خود را از حوادث و تجاوزها میسازند، رسانههای داخلی گاه در نقش «توجیهگر» ظاهر میشوند و گاه با تاخیر در ارائه روایت اصلی، فرصت را به دشمن برای تثبیت دروغهای خود میدهند.
۳. کاستی در تحلیل همهجانبه و کارآمد: ما در نظام رسانهای خود، گاه دچار «سطحینگری خبری» هستیم. رسانهها به جای آنکه به دنبال تحلیل ریشهای، چندبعدی و آیندهنگرانه باشند، در تله گزارشهای لحظهای و پراکنده گرفتار میشوند. یک روایت کارآمد، نیازمند پیوند میان واقعیت، تحلیل سیاسی و مدیریت افکار عمومی است؛ چیزی که در بسیاری از ایستگاههای ما مفقود است.
۴. چالش اعتبار منبع: اعتبار، سنگبنای رسانه است. در عصر شبکههای اجتماعی و سرعت بالای انتشار، اگر رسانههای رسمی و ملی نتوانند «اعتبار منبع» خود را در برابر بمباران اطلاعاتی حفظ کنند، مخاطب خود را به سمت منابع غیرقابل اعتماد یا همان رسانههای بیگانه سوق خواهد داد.
نتیجهگیری: از واکنش تا کنش
بحران فعلی، بحران بودجه نیست؛ بحران «پارادایم» است. برای عبور از این نقطه بحرانی، نیاز داریم که نگاه خود را از «تولید خبر» به «مدیریت روایت» تغییر دهیم. ما نیازمند رسانهای هستیم که نه تنها در زمان وقوع حادثه، بلکه در مسیر ساختن افکار عمومی، از قدرت تحلیل، سرعت در روایتگری و دقت در حفظ اعتبار برخوردار باشد.
البته که مقوله اقتصاد رسانه و بودجه هم در جای خود از اهمیت بالا و مهمی برخوردار است که به راحتی قابل چشمپوشی نیست اما نباید فراموش کرد که اگر بودجهای هم باشد بدون داشتن یک نقشه کلان و یک مدیریت صحیح و داهیانه نمیتواند کمکی به بهبود وضعیت رسانهای و اطلاعرسانی ما کند.
در این ایام که منتسب به خبرنگاران و اصحاب رسانه است، اگر میخواهیم به جایگاه واقعی خبرنگاران و روزنامهنگاران احترام بگذاریم، باید بستری فراهم کنیم که در آن، کلمه و تحلیل، سلاحی دقیقتر و کارآمدتر از هر تجهیزات فنی، در برابر تهاجم روانی دشمن قرار گیرد.
نظر شما