آگاه: در ادبیات فقهی و سیاسی حاکمیت اسلامی، واژهها حامل بار معنایی، تکلیفی و حقوقی معینی هستند و تغییر در لحن و گزینش عبارات از سوی رهبری جامعه، همواره پیامآور دگرگونی در سطح مواجهه با پدیدههاست. هنگامی که ولیفقیه در موضع هدایت امت و نظام، به جای واژگان متعارف و مالوفی همچون «توصیه میشود»، «شایسته است» یا «تاکید میشودد، تعبیر صریح و بیپرده «قاطعانه اعلام میکنم... ممنوع است» را به کار میبرند، کلام از ساحت یک موعظه اخلاقی و توصیه ارشادی عبور کرده و به یک «حکم مولوی، نهی حاکمیتی و فرمان بالادستی» ارتقا مییابد. پیام اخیر امام سیدمجتبی خامنهای به مناسبت هفته دولت و هفته وحدت است مقوله راهبردی است که در آن مقوله «انسجام اجتماعی» نه به مثابه یک متغیر فرعی یا مصلحتسنجی مقطعی، بلکه به عنوان زیرساخت بنیادین بقا، اقتدار و حریم امن ملی بازتعریف شده است. برای درک ژرفای این هشدار سرنوشتساز و مصون ماندن از خطر تقلیل آن به یک شعار تکراری در فضای رسانهای، کالبدشکافی ابعاد فقهی، جامعهشناختی، رسانهای و ساختاری این منطق فکری ضروری مینماید. در منطق فقه سیاسی اسلام، قوام و انتظام جامعه بر اصل حفظ «نظام عامه» و جلوگیری قاطع از هرگونه «اختلال نظام» استوار است. استناد به قاعده قرآنی و صریح «وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ریحُکُم» (آیه ۴۶ سوره انفال) در بیانات اخیر، رهبر انقلاب تبیینکننده این حقیقت است که تفرقه و دوقطبیسازی صرفا یک خطای رفتاری یا آسیب اخلاقی نیست، بلکه علت تامه «فشل» یعنی فروریزی توان ساختاری و زوال اقتدار، شوکت و هیبت یک ملت در چشم بیگانگان است. از این رو، کاربرد لفظ «ممنوع» در این هندسه مفهومی، دلالت بر این دارد که ضربه زدن به وحدت و ایجاد شکاف میان صفوف جامعه، در ردیف اقدامات مخل امنیت عمومی و رفتارهای نامشروع قرار دارد. این نهی قاطع، برای کلیه ارکان حاکمیت، کارگزاران اجرایی و نخبگان سیاسی تکلیفی شرعی پدید میآورد؛ تکلیفی که به موجب آن هیچ مسئولی حق ندارد اهداف حزبی، بقای سیاسی یا جلب رضایت زودگذر برخی محافل را بر گسلهای هویتی، مذهبی، قومی یا طبقاتی بنا نهد. بر همین اساس، هرگونه تصمیمگیری یا اقدام عملیاتی در حوزههای فرهنگ، سیاست، اقتصاد و امنیت، در صورتی که فاقد «پیوست انسجام اجتماعی» باشد یا اجرای آن موجب واگرایی ملی شود، از وجاهت و مشروعیت ساقط خواهد بود.
از سوی دیگر، فهم جامع این ممنوعیت راهبردی مستلزم تفکیک دقیق میان «نقد مصلحانه و سازنده» با «تله دوگانهسازیهای موهوم» است. تاکید بر محوریت انسجام، هرگز نباید دستاویزی برای توجیه ناکارآمدی، فرار از پاسخگویی یا بستن دهان منتقدان دلسوز تلقی شود. نقد منصفانه و نظارت نخبگانی، با تمرکز بر کاستیهای اجرایی و ارائه راهکارهای علمی، موجب پالایش نظام و تقویت پایههای انسجام است. آنچه در کلام رهبری صراحتا در دایره نهی قرار گرفته، ایجاد دوقطبیهای کاذب و بنبستنمایی روانی در افکار عمومی است. تقابلهای برساختهای چون «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگطلبی»، نمونههای بارز این دوگانههای خسارتبار هستند که پیش از این نیز هزینههای سنگینی بر ملت تحمیل کردهاند. این قبیل برچسبزنیها، جامعه را به اردوگاههای متعارض بدل ساخته و با کور کردن تفکر عقلانی، میدان را برای سوءاستفاده سرویسهای محاسباتی جبهه آمریکایی- صهیونیستی مهیا میکند؛ دشمنی که نیاز به روحیه دارد و همواره در پی فعالسازی تفاوتهای طبیعی و تبدیل آنها به تنازعی مهارناپذیر بوده است. پیوند وثیق این راهبرد با مسئله «روایت قدرت و اقتدار ملی» از دیگر ارکان برجسته منظومه فکری رهبری است. ناامیدی و احساس بیآیندگی، بستر اصلی تفرقه و رخوت عمومی است و ملتی که باور به ذخایر هویتی، توان دفاعی و پیشرفتهای خود را از دست بدهد، در مواجهه با فشارهای بیرونی دچار شکست درونی خواهد شد. اتاقهای فکر استکبار جهانی، همواره با سانسور موفقیتها و پمپاژ خط یأس، میکوشند ملت ایران را جامعهای در بنبست تصویر کنند؛ از این رو رسانهها و تریبوندارانی که دانسته یا نادانسته بر این طبل میکوبند، در حقیقت خاکریزهای امنیت ملی را هدف قرار میدهند. صیانت از روحیه ملی و تبیین واقعبینانه دستاوردها، پیششرط ارتقای تابآوری عمومی و شکلگیری ایستادگی ملت شهیدپرور ایران است.
برای عبور از مرحله تبیین نظری و استقرار عینی این فرمان، اتخاذ تدابیر ساختاری و ملموس ضرورت دارد. در گام نخست، دستگاههای حاکمیتی و قوه مجریه موظفند با ایجاد کارگروههای تخصصی، وجود پیوست ارزیابی پیامدهای انسجام را در کلیه سیاستگذاریهای کلان، طرحهای اقتصادی و اقدامات اجتماعی الزامی کنند تا هیچ تصمیمی با منافع مقطعی اما تبعات شکافافکن تصویب نشود. در گام بعد، صداوسیما، مطبوعات و تریبونهای عمومی باید با بازآفرینی اخلاق رسانهای، مرز تضارب آرا را از نزاعهای فرسایشی جدا ساخته و از بازتولید قطببندیهای کاذب اجتناب ورزند. در افق نهایی نیز همانگونه که در پیام هفته وحدت حضرت امام سیدمجتبی خامنهای ترسیم شد، دستیابی به تمدن نوین اسلامی مستلزم تحقق متوالی سه گام تمدنی است: تحکیم برادری و نفی تنازع، همافزایی همهجانبه در عرصههای علمی و اقتصادی و دفاع متقابل و سد خللناپذیر در برابر استکبار. انسجام اجتماعی یک امر تشریفاتی نیست، بلکه شاهرگ بازدارندگی کشور و رکن رکین عزت، کارآمدی و سربلندی آینده ایران است.
۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۴
کد مطلب: ۲۵٬۰۲۳
نظر شما