آگاه: اندیشه رهبر شهید انقلاب، در باب انسجام اجتماعی، بر همین سهگانه حکیمانه استوار بود: تاریخ، سنت و قرآن. در بعد تاریخی، ایشان وحدت را از دوران «ملوک الطوایفی» عصر صفوی تا همدلی اقوام و مذاهب در آستانه انقلاب، حبل نجات ملتها از پراکندگی میدانستند. فرموده بود که ملت ایران در دوران طلوع صفوی با متحد شدن، کشور را از ملوک الطوایفی نجات داد و در آغاز انقلاب، یکپارچگی ملت کمر رژیم طاغوت را شکست. این همان منطق قرآنی است که اگر تنازع نباشد، اقتدار به بار میآید.
از زاویه سنتها، انسجام برای ایشان شرط لازم جهت تکامل جوامع بود: انسجام، سد محکم در برابر دشمن و عامل قوی شدن اقتدار ملی است؛ پایداری، پیشرفت و بقای انقلاب در گرو انسجام است. رهبر شهید تنوع اقوام، مذاهب و لهجهها را نه تهدید، بلکه فرصت الهی میدانست و معتقد بودند که سنتها، آداب و استعدادهای متنوع، زمینهای است که اجزای امت بتوانند یکدیگر را با اتحاد و همزیستی صحیح تکمیل کنند. این دقیقا منطق قرآنی «وَاعْتَصمُوا بحَبْل اللَّه» است. امت با اتحاد و جمع شدن بر یک محور تعریف میشود، نه با «تشابه». قرآن میفرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبر وَتَقْوَی» تعاون و جمع شدن بر محور بر، در اجتماعی که همگرا باشد، ممکن است و نه صرفا متشابه. اما سنن الهی یک روی دیگر نیز دارند: سنتی که قرآن نسبت به آن هشدار میدهد؛ دشمنان امتها همیشه گسلساز بودهاند به همین دلیل نسبت به «وَلَا تَنَازَعُوا» نهی شده، زیرا تنازع، فتور و زوال به بار میآورد. در نظام فکری رهبر شهید، راهبرد دشمن اینگونه توصیف میشد: تولید بیاعتمادی متقابل میان مردم و حکومت، تبدیل اختلاف طبیعی به گسل، دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی و نسلی و بحرانسازی. راه مقابله با این برنامه دشمن را هم اینگونه بیان میکردند که نگذاریم اختلاف جزئی، گسل شود؛ بر «اصول» پافشاری کنیم و بدانیم که اختلافات واقعی، کمتر از تظاهر به اختلاف است. این جمله حکیمانه دقیقا متناسب با حال کنونی ماست که تریبونها فراواناند و نان برخی تریبونها گاه از داغ کردن شکاف پخته میشود.
شاهد زنده این سنت، در همان ماههای پایانی زندگی پربارشان آشکار شد: همبستگی ملت در جنگ ۱۲روزه؛ آنجا که همه اقوام و مذاهب، در یک جهت و هدف با یک عواطف و امید ایستادند و توطئه تفرقه بیاثر ماند. شاهد دیگر از جنس زبان است. پاسخ ایشان به آنان که از «آشتی ملی» سخن میگفتند؛ میفرمود که چرا میگویید آشتی؟ مگر قهرند که آشتی کنند؟ مردم متحدند. کسی که از «آشتی» سخن میگوید، شکاف را از قبل در ذهنش ساخته است.
به مدد و لطف ولایت فقیه هنوز هم این حبل در میان ملت است. ملت ما از کوههای زاگرس و شیرینزبانان کرد و لر و ترکمن و عرب و فارس و بلوچ همچنان با یک شعار در یک صفند. تاریخ به ما آموخته، هر گاه این ملت متحد شد و از گرداب ملوکالطوایفی بیرون آمد توانسته کمر استکبار را بشکند. سنن الهی بازی دنیا را عوض نمیکنند؛ اما برنده را چرا. هر امتی که حبل الهی را محکم بگیرد، میماند و هر امتی که تنازع را برگزیند، میرود. راه بقا و پیشرفت این است که حبل الهی که نمودش در ولایت فقیه است را محکم بگیریم، تنازع را رها کنیم و تنوع را چون رشتههای یک طناب ببینیم.
۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۹
کد مطلب: ۲۵٬۰۳۰
تبیین سهگانه انسجام اجتماعی در اندیشه رهبر شهید
تاریخ، سنت و قرآن
دکتر احمد صادقی _ مدرس دانشگاه تهران و قم
تاریخ، معلم امتهاست و سنن الهی، برنامه درس آن. قرآن حکیم در باب ثبات سنن الهی میفرماید: «وَلَن تَجِدَ لِسُنَّه اللَّهِ تَبْدِیلاً »؛ پس قوانین حاکم بر سرنوشت جوامع به هیچ وجه تصادفی نیست. سنن الهی، قانونهای تجربهپذیر امتها در تاریخاند: «إنَّ اللَّهَ لَا یُغَیرُ مَا بقَوْمٍ حَتَّی یُغَیرُوا مَا بأَنفُسهمْ». خداوند به تحقق سنت اجتماعی وحدت و انسجام بر محور حبل الهی امر میکند: «وَاعْتَصمُوا بحَبْل اللَّه جَمیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا». حبل، کلاف رشتههای ناهمگون است؛ طناب از در هم تنیدن رشتههای مختلف، استحکام میگیرد اگر همه رشتهها گسسته و جدا بودند، نه طنابی ساخته میشد و نه باری برداشته.
نظر شما