محمدرضا عارف روز گذشته (شنبه) در اظهاراتی نکات قابل توجهی درباره موضوع هسته‌ای و آمادگی ایران برای آغاز جنگ تحمیلی بیان کرده بود. سخنان معاون اول رئیس‌جمهور، نقطه عطفی در بازتعریف بازدارندگی ایران است. وی با افشای توخالی بودن «چماق هسته‌ای» غرب، مشروعیت تحریم‌ها و روایت‌های تهدیدآمیز آمریکا را به چالش کشید. همچنین، تاکید بر آمادگی برای «جنگ تمام‌عیار» پس از حوادث دی، پیامی صریح مبنی بر عبور ایران از مرحله پذیرش تهدید به مرحله مدیریت فعال آن است.

توان هسته‌ای و بازدارندگی ایران

آگاه: او که در دومین جشنواره توانمندسازی و کارآفرینی علوی سخن می‌گفت با بیان اینکه تا اوایل دهه ۷۰ که دشمن از رودررویی و جنگ‌های تحمیلی دستاوردی به دست نیاورد، به سمت مسائل اجتماعی متمایل شد و احساس کردند که زمینه برای فروپاشی اجتماعی آماده است، چرا که حوادث و رویدادهایی که در دهه‌های ۷۰، ۸۰ و ۹۰ در کشور شاهد بودیم، شکل و شمایلی داشت که گویی اعتراض، نظر، بحث، مسائل منطقه‌ای، مسائل قومیتی و محرومیت است، اما در عمل، درگیر کردن مردم و اقوام با یکدیگر بود، در حالی که یکی از مزیت‌های برجسته کشور ما، تنوع قومیتی بوده و هست گفت: این وضعیت را با شیطنت‌ها و کمک نیروهای وابسته‌شان، به تهدید ملی تبدیل کردند. درگیری‌ها و اتفاقاتی که رخ داد، هزینه‌های بسیاری داشت؛ از جمله رودررو شدن دو جوان ایرانی که یکی به نمایندگی از نظام سلطه و بدون اینکه بعضا خودش متوجه باشد و دیگری در پوشش دفاع از آرمان‌های کشور بود؛ اما برای ما، این یک باخت بود که جوان خود را از دست می‌دادیم. وی با تاکید بر اینکه امروز دنیا متوجه شده است که چماق هسته‌ای، دروغی بیش نبوده است، اظهار کرد: راهبرد ما که راهبردی منبعث از انقلاب و مردم ماست، این است که باید از تمامی فناوری‌های پیشرفته، حداکثر استفاده را در جهت منافع و نیازهای مردم خودمان و منطقه انجام دهیم. موضوع هسته‌ای از سوی رژیم غاصبی مطرح شد که خود به هیچ معاهده و قاعده بین‌المللی و جهانی پایبند نیست.
معاون اول، رئیس‌جمهور همچنین به آمادگی ایران برای یک جنگ تمام‌عیار اشاره کرد و یادآور شد: در جنگ ۱۲ روزه دشمن، موفقیتی به دست نیاورد اما از راهبرد فروپاشی و سرنگونی دست برنداشت و به نوعی کودتای سیاسی و نظامی را دنبال کرد، از ۲۸ مرداد ۳۲ الگو گرفت. حوادث دی بسیار سنگین بود و بیش از سه هزار نفر از جوانان ما از دست رفتند. چه این طرف خیابان چه آن طرف، جوان ایرانی است. با تدبیر امام شهید، برای اولین بار لیست کشته‌شدگان را اعلام کردیم! پیش از آن اعدادی که دشمن اعلام کرده بود بالای ۳۰ هزار نفر بود و شبکه‌های ضد انقلاب هم یکدیگر را تایید می‌کردند، گروهی در داخل هم می‌گفتند نکند همان ۳۶ هزار نفر درست است! در ادامه مراسم ترحیم توسط دولت و حاکمیت برای تمام کشته‌شدگان برگزار شد و همه جز عده قلیلی، شهید تلقی شدند و این توطئه نیز خنثی شد.
عارف با تشریح آنچه در اسفند سال گذشته بر ملت ایران تحت عنوان جنگ ۴۰ روزه تحمیل شد، بیان کرد: «بعد از حوادث دی آمادگی جنگ تمام‌عیاری را داشتیم، برنامه مقاوم‌سازی اقتصاد و پدافند غیرعامل در دی ۱۴۰۴ در دولت تصویب شد و در بهمن ابلاغ کردیم.»
با توجه به اظهارات مرد شماره دو دولت چهاردهم باید به دهه ۸۰ برگشت و تحرکات آن دوره را بازخوانی کرد. در دهه ۸۰ شمسی، استراتژی دشمن بر پایه «تضعیف اراده ملی از درون» استوار بود. در این بازه، گروه منافقین به عنوان بازوی عملیاتی غرب، تلاش کرد تا با ادعاهای نادرست، ایران را کشوری معرفی کند که به دنبال ساخت بمب اتم است و از آن مقطع که دولت هشتم به ریاست سیدمحمد خاتمی مسئولیت اجرایی کشور را برعهده داشت، پرونده هسته‌ای با محوریت حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی گشوده شد. هدف بنیادین گروهک تروریستی منافقین با هدایت‌ها و حمایت‌های رژیم صهیونی، تبدیل ایران به یک کشور وابسته بود تا هرگونه تصمیم استراتژیک، تحت نظارت و مدیریت قدرت‌های خارجی باشد.
دشمن بر این باور بود اگر ایران به سطح بالایی از توانمندی هسته‌ای دست یابد، تمامی ابزارهای فشار ـ اعم از تحریم‌های اقتصادی ـ کارایی خود را از دست خواهند داد، چرا که توان هسته‌ای، هزینه هرگونه تلاش برای تغییر ساختار یا مداخله نظامی را به حدی می‌رساند که برای هر مهاجمی غیرقابل تحمل باشد. بنابراین، تلاش می‌کردند با شانتاژ، ایران را بدنام کنند تا از این طریق به اهداف و سناریوهای خود دست یابند.

ایران و ناکامی راهبردهای آمریکا
در همین رابطه، هادی ثروتی، آگاه مسائل سیاسی با بیان اینکه دولت‌هایی که در کشورهای مختلف روی کار می‌آیند، به‌ویژه کشورهایی مانند آمریکا که خود را یک قدرت جهانی و ابرقدرت معرفی می‌کنند، معمولا بر اساس راهبردها، برنامه‌ها و استراتژی‌های از پیش تعیین‌شده حرکت می‌کنند، گفت: این راهبردها نقش اساسی در تعیین نقشه راه دولت‌ها دارند و تصمیمات و اقدامات آنان نیز بر اساس همین چارچوب‌ها شکل می‌گیرد. وی با بیان اینکه آمریکا در قبال ایران اهداف متعددی را دنبال می‌کرد، خاطرنشان کرد: آمریکایی‌ها تصور می‌کردند با حمله به ایران می‌توانند به اهدافی از جمله تغییر حکومت، براندازی، محدود کردن توان هسته‌ای، تجزیه ایران و تسلط بر تنگه هرمز دست پیدا کنند و مجموعه این اهداف در دستور کار آنان قرار داشت. اکنون باید بررسی کرد که آیا آمریکا توانسته است به این اهداف دست پیدا کند یا خیر؛ آیا توانسته تغییر حکومت در ایران را رقم بزند، آیا توانسته بر تنگه هرمز مسلط شود، آیا توانسته ایران را تجزیه کند و آیا توانسته برنامه هسته‌ای ایران را از بین ببرد؟ پاسخ به این پرسش‌ها نشان می‌دهد که این اهداف محقق نشده و این وضعیت را می‌توان نوعی ناکامی در راهبردهای آمریکا دانست. کارشناس مسائل سیاسی گفت: آمریکا بخش قابل توجهی از ظرفیت‌ها، امکانات و برنامه‌های خود را در این مسیر به کار گرفته، اما در نهایت دستاورد مورد انتظار خود را به دست نیاورده است؛ به همین دلیل می‌توان گفت واشنگتن با وضعیتی مواجه شده که بسیاری از مسیرهای قبلی را برای خود دشوار کرده است.
محورهای کلیدی با پیام‌های مختلف
در بررسی سخنان معاون اول رئیس‌جمهور، دو محور کلیدی شناسایی شده است که هر یک پیام‌های متفاوتی را به جامعه جهانی ارسال می‌کند:
- افشای ابزار «چماق هسته‌ای» و فروپاشی روایت‌های غربی: اشاره به اینکه دنیا متوجه شد چماق هسته‌ای دروغ بود، به معنای شکست روایت‌های ساختگی غرب در سطح بین‌المللی است. 
بالاخره سال‌هاست که ایالات متحده و متحدانش از موضوع هسته‌ای ایران برای توجیه اقدامات غیرقانونی، ترور دانشمندان و تحریم‌های گسترده استفاده می‌کردند. اما تداوم پیشرفت ایران در کنار ثبات سیاسی، این روایت را به چالش کشید و این افشای حقیقت، باعث شده است تا جامعه جهانی متوجه شود که هدف غرب «صلح جهانی» نبوده و نیست، ممانعت از دستیابی ایران به دانش صلح‌آمیز هسته‌ای است.
- آمادگی عملیاتی در مواجهه با سناریوی جنگ تمام‌عیار:  این بخش از اظهارات «عارف دولت» بیانگر آن است که ایران از مرحله پذیرش تهدید به مرحله «مدیریت فعال تهدید» منتقل شده است. آمادگی برای جنگ تمام‌عیار به این معناست که تمامی لایه‌های دفاعی (پدافندی، موشکی و لجستیکی) به گونه‌ای بهینه‌سازی شده‌اند که هرگونه حمله نظامی دشمن، با پاسخی متناسب و ویرانگر روبه‌رو می‌شود. به همین جهت این پیام، ترس از هزینه‌های جنگ را در ذهن دشمن تقویت می‌کند.
بر اساس تحلیل فوق، می‌توان نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ استراتژی «تکامل همزمان» در سه حوزه دیپلماسی، توان هسته‌ای و آمادگی نظامی، توانسته است یک مدل بازدارندگی نوین ایجاد کند. در این مدل، توان هسته‌ای به عنوان «ضمانت بقا»، آمادگی نظامی به عنوان «پاسخ عملیاتی» و افشای دروغ‌های دشمن به عنوان «جنگ روانی» عمل می‌کنند. این ترکیب منجر به آن شده است که براندازان، ابزارهای اثرگذاری خود را از دست بدهند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.