آگاه: فاصله زمانی میان پنجم آبان تا سیام دی، هنگامی که کرسیهای کنگره به تازهواردان سپرده شود، نقطه عطف خطرناکی است که در آن، خصومت عریان و حداکثر فشار واشنگتن علیه ایران اسلامی به اوج خود میرسد و احتمال لجامگسیختگی و تجاوز دوباره قوت میگیرد. بازه زمانی پنج آبان لغایت ۳۰ دی یعنی دوره انتقال کنگره، به دلیل کاهش محدودیتهای سیاسی انتخاباتی، به عنوان یک پنجره آسیب شناخته میشود که احتمال تشدید اقدامات تهاجمی، فعالسازی گزینههای نظامی یا اعمال فشارهای حداکثری از سوی واشنگتن را به شدت افزایش میدهد.
همافزایی کامل دستگاه اجرایی با نهادهای امنیتی و دفاعی
به هر روی، نیمه دوم جنگ ۴۰ روزه در راه است؛ شرایطی که ایجاب میکند ساختار اجرایی کشور و تمامی ارکان نظام، لحظهای از رصد تحولات غافل نشده و بیدرنگ در تمامی بخشها و حوزهها، آرایش جنگی تمامعیار به خود بگیرند.
همچنین با توجه به سناریوی احتمالی تداوم مخاصمات، ضرورت دارد که ساختار اجرایی کشور همگام با ستاد کل نیروهای مسلح، وضعیت آمادگی خود را از شرایط عادی به آرایش جنگی همهجانبه و تمامعیار ارتقا دهد. بازدارندگی موثر در این مقطع بحرانی مستلزم همافزایی کامل دستگاه اجرایی با نهادهای امنیتی و دفاعی، ایمنسازی زیرساختهای حیاتی و آمادگی عملیاتی در حوزههای پدافندی، اقتصادی و سایبری برای خنثیسازی هرگونه خطای محاسباتی از سوی دشمن است.
آرایش جنگی، تنها در ساحت رزم سخت معنا نمییابد، بلکه در اتاقهای فکر اقتصادی و مدیریتی نیز باید سایهگستر باشد؛ نمیتوان با تکیه بر نسخههای وارداتی و دلبستگی به لبخند دشمن، انتظار داشت که تابآوری ملی در برابر فشارهای ترکیبی حفظ شود؛ چرا که پیادهسازی اقتصاد مقاومتی با بدنه اجرایی متمایل به الگوی لیبرال، محال است.
دولت چهاردهم برای عبور از تنگناهای معیشتی، نیازمند یک پالایش ساختاری در لایههای مدیریتی است؛ جایگزینی جریانهای حاشیهساز با مدیرانی که فهم عمیقی از گفتمان انقلابی و ظرفیتهای درونزا دارند، ضرورتی است که تاخیر در آن، سرمایه اجتماعی نظام را هدف قرار میدهد. سادهانگاری در دیپلماسی و انتظار گشایش از سوی جبهه استکبار، همان خطای راهبردی دیرینهای است که پیشتر نیز کشور را از مسیر بالنده خود بازداشته؛ مدیریت جهادی، نیازمند دوری قاطع از جریانهای تسلیمطلب و اتکای بیواسطه به بازوهای توانمند صنعت دفاعی و دانش بومی است.
دولت به روش نیروهای مسلح عمل کند
برخی سوءمدیریتها در بدنه اجرایی، بیانگر آن است که برخی مسئولان، هنوز اولویتهای خطیر دوران جنگ اقتصادی را درک نکردهاند و همچنان درگیر حاشیههایی هستند که برای نان و معیشت مردم مخرب است. جمهوری اسلامی در عرصه میدان و دیپلماسی منطقهای، قواعد بازی را به نفع جبهه مقاومت بازنویسی کرده است؛ اما این اقتدار ستودنی، زمانی کاملا تبلور مییابد که دولت نیز در عرصه داخلی، با اقتدار مدیریتی و حذف جریانهای غربزده، نشان دهد که همچون نیروهای مسلح، پرچمدار عزت و خودکفایی است.
در بحبوحه شرایط حساس فعلی، آرایش جنگی برای دولت یک گزینه یا یک شعار نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک است. آرایش جنگی یعنی چیدمان مهرهها و تصمیمات به شکلی باشد که هیچ شکافی برای نفوذ دشمن وجود نداشته باشد. باید فریاد زد که آمادگی و آرایش جنگی، یک شوخی اداری یا یک عبارت برای مصاحبههای تلویزیونی نیست؛ بلکه یک استراتژی دفاعی است. در شرایطی که تهدیدات از هر سو ایران را محاصره کرده، تصمیماتی که جامعه را به لبه پرتگاه معیشتی میبرد یا درهای نفوذ دیجیتال را باز میکند، نه از سر بیاطلاعی، بلکه از سر بیکفایتی استراتژیک است.
تجربه جنگ موجب شد آرایش نیروهای مسلح تغییر کند و از حالت صرفا ستادی فاصله گرفته و به سمت یک ساختار عملیاتی حرکت کند. همین مدل باید به سایر حوزهها و قوا بهویژه قوه مجریه نیز تسری یابد. در حوزه نظامی اگر به تغییر رویکردها و انتخاب فرماندهان نیز توجه کنیم، این تحول قابل مشاهده است. ادغام ساختارهای ستادی و عملیاتی نیز نشاندهنده این است که نیروهای مسلح ما میخواهند بیش از گذشته عملیاتمحور باشند. آرایش نیروهای مسلح حتی از حالت واکنشی و صرفا دفاعمحور نیز فاصله گرفته و به سمت ابتکار عمل بیشتر حرکت کرده است. در این شرایط، صبر راهبردی نیز باید در کنار عقل راهبردی معنا پیدا کند؛ یعنی تصمیمگیری نه بر اساس احساسات، بلکه بر مبنای رفتار دشمن و شرایط واقعی میدان انجام شود.
گذار از دکترین صرفا بازدارنده به دکترین ابتکار عمل و تهاجم راهبردی، نیازمند دگرگونی در ساختارهای سنتی دستگاه اجرایی است؛ همانگونه که نیروهای مسلح با ادغام ستاد و میدان، زنجیره تصمیم تا اجرا را به حداقل رساندهاند، قوه مجریه نیز باید با ساختارزدایی از بروکراسی بیجان، به قرارگاهی چابک و عملیاتی بدل شود.
گزینش مدیران در تراز انقلاب اسلامی، پیوندی ناگسستنی با تحول در ساختارهای اجرایی دارد؛ نمیتوان با تفکر واداده و ساختارهای فرسوده اداری، توقع خلق حماسه در عرصه اقتصاد و فناوری داشت؛ ژنرالهای اقتصادی دولت نیز باید همپای فرماندهان نظامی، روحیه جهادی و رویکرد مسئلهمحور را سرلوحه کار خویش قرار دهند.
هر مدیر، یک افسر در خط مقدم جنگ ترکیبی است
تمرکززدایی از میزهای ستادی و حضور میدانی در بطن مسائل مردم، راز پیروزی جمهوری اسلامی در نبردهای چندضلعی است؛ این الگوی موفق فرماندهی نوین باید به عنوان یک ضرورت حتمی به وزارتخانهها و نهادهای سیاستگذار تسری یابد تا هر مدیر، خود را در خط مقدم رویارویی با جنگ ترکیبی دشمن ببیند.
آنچه واضح است آن است که نبرد نهایی با آمریکا نزدیک است؛ آمریکاییها به احتمال بسیار بالا در نیمه آبان، مجدد به ایران تجاوز میکنند؛ در اینجا آنچه مهم است این است که اولا ما غافلگیر نشویم و ثانیا از هماکنون در تمامی حوزهها و عرصهها، آرایش جنگی داشته باشیم. تقابل سرنوشتساز با ماشین جنگی استکبار جهانی، به نقطه عطف حساس خود نزدیک میشود؛ از این رو، هوشیاری همهجانبه و رصد شبانهروزی تحرکات رژیم ایالات متحده اقتضا میکند که از همین امروز، تمامی خاکریزهای اقتصادی، امنیتی و رسانهای در حالت آمادهباش صددرصدی قرار گیرند تا هرگونه سناریوی غافلگیر کردن از ناحیه دشمن، در نطفه خفه شود. افول قدرت پوشالی آمریکا و صهیونیسم، آنها را به سمت سناریوهای انتحاری و تعرض مجدد سوق داده است؛ ضرورت راهبردی این برهه، ترک کامل خوشخیالیهای دیپلماتیک و بروکراسی رخوتزده است تا تمامیت ارکان کشور، جامه دفاع همهجانبه و آرایش جنگی به تن کنند.
نظر شما