۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۲
کد مطلب: ۲۵٬۲۹۴

از دوستی که اهل یکی از روستاهای نزدیک به سبزوار است می‌پرسم که این بنای تخریب شده در سبزوار را می‌شناسی؟ در جواب می‌گوید: «بنای قدیمی و شبیه کاروانسرا در شهر زیاد است به طوری که مردم خیلی عادی از کنار آنها رد می‌شوند و بسیاری از آنها را نمی‌شناسیم.»

آگاه: این پاسخ درباره ناآشنایی مردم با بسیاری از بناهای تاریخی موجود در شهرها و روستاها، تقریبا در سراسر کشور عمومیت دارد. به عبارت دیگر هر کدام از ما هر روز از کنار بنا، خانه تاریخی و عمارتی عبور می‌کنیم یا آن را می‌شناسیم که فقط می‌دانیم قدیمی و فرسوده است و توجهی به آن نداریم. شاید علت این مسئله هم گرفتاری در امورات زندگی و درگیری‌های معیشتی باشد اما روی دیگر مسئله همزیستی روزانه ما در بطن تاریخ و فرهنگ است که موجب شده تا چشمان‌مان به روی میراث فرهنگی و تاریخی که داریم بسته شود و متاسفانه به داشته‌ها و میراث فرهنگی خود عادت کنیم.
اما درباره تخریب پادگان روس‌ها یا سرای تومانیان که چند روز قبل در شهر سبزوار روی داد و بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت، یکبار دیگر ناهماهنگی بین نهادهای متولی شهری و دولتی دیده می‌شود. میراث فرهنگی اعتقاد دارد که بنا و محوطه اطراف واجد شرایط تاریخی بوده است اما اقدام عاجل و قاطعی انجام نداده است. شهرداری هم بر مبنای گزارش و درخواست‌های مردمی، استعلامی انجام داده و بر اساس جواب اداره دولتی، حکم به ایمن‌سازی داده و در این میان لودر وارد میدان شده تا ایمن‌سازی کند، اما تخریب تاریخی انجام داده است. حالا لودر در بازداشت است و ماجرای کی بود، کی بود شروع شده است، حتی با وجود وعده احیای دوباره سردر تاریخی یا انجام اقدامات حفاظتی؛ اما تجربه تمام خراش‌ها و جراحت‌های وارد به بافت‌ها و بناهای تاریخی در کشور نشان می‌دهد که احتمالا یکبار دیگر زمان همه زخم‌ها را مرهم می‌کند و تمام.
این تجربه‌ها که هر از چندگاهی در کشور روی می‌دهد این درد را تکرار می‌کند که شاید تنوع و گستردگی میراث فرهنگی و تاریخی از یکسو و کمبود اعتبارات لازم، از سوی دیگر موجب شده است تا گرد فراموشی روی میراث تاریخی بنشیند. وقتی نهادهای متولی، قدرت حفاظت و حراست از این سرمایه‌های تاریخی و فرهنگی را نداشته باشند و اراده‌ای برای احیای آنها حتی با حضور بخش خصوصی وجود نداشته باشد، وقوع چنین تخریب‌هایی دور از انتظار نیست. این در حالی است که تمامی کشورهای منطقه و دور و نزدیک به ایران باستانی هر کدام به دنبال یک بنا و اتفاق فرهنگی و تاریخی در میان مرزهای کوچک خود هستند تا سندی برای هویت‌سازی و فرهنگ خود به چنگ آورند.
در این وضعیت باید یکبار دیگر این صدا و مطالبه را فریاد زد که برای حفاظت از هزاران میراث فرهنگی و تاریخی این سرزمین، چه آنها که معروف و ثبت شده هستند و چه آنها که زیر غبار بی‌پولی و بی‌برنامگی گرفتار شده‌اند، نیاز به برنامه‌ها و اسناد ملی و کلانی است تا نتوان در آنها شک و شبهه‌ای ایجاد کرد.
در شرایطی که دشمنان، هویت ملی و تاریخی ایرانیان را هدف گرفته‌اند حتی یک کاروانسرای تاریخی و یک خانه فرهنگی هم می‌تواند همان عامل تقویت‌کننده فرهنگ این سرزمین باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.