۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۲
کد مطلب: ۲۵٬۴۸۱

دو تنگه، یک سرنوشت

وقتی جغرافیای سیاست تابع اراده ملت‌هاست

علی معروفی آرانی ـ پژوهشگر حوزه صهیونیست و یهودیت

تحولات جنگ یمن و ورود جریان انصارالله به معادلات منطقه‌ای، دکترین امنیتی اسرائیل را با چالشی بی‌سابقه مواجه کرده است. برای دهه‌ها، استراتژی امنیتی رژیم صهیونیستی بر مدیریت تهدیدات در محیط پیرامونی و حوزه‌های نزدیک (لبنان، سوریه و غزه) متمرکز بود، اما کنشگری فعال یمن در دریای سرخ، جغرافیای تهدید را به شکلی جهشی گسترش داده است.

آگاه: استفاده از موشک‌های بالستیک دوربرد و پهپادهای انتحاری با قابلیت پیمایش مسافت‌های طولانی، عمق استراتژیک اسرائیل را به شدت آسیب‌پذیر کرده است. اکنون بندر ایلات نه تنها یک شریان اقتصادی، بلکه به پاشنه آشیل امنیتی اسرائیل تبدیل شده است. این وضعیت، پدافند هوایی رژیم را مجبور به صرف منابع مالی و لجستیکی کلان جهت مراقبت از جبهه جنوبی کرده که پیشتر در اولویت‌های ثانویه دفاعی قرار داشت. این فشار چندجانبه، توان تمرکز نیروهای دفاعی اسرائیل را در نبرد غزه و جبهه شمال تضعیف کرده و «جنگ فرسایشی» را برای این رژیم تحمیل کرده است. در حوزه اقتصاد و انرژی جهانی، اقدامات انصارالله در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب، پیامدهایی سیستماتیک و گسترده ایجاد کرده است. باب‌المندب، یکی از گلوگاه‌های اصلی استراتژیک جهان است که حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی و بخش قابل توجهی از محموله‌های نفت و گاز مایع (LNG) از آن عبور می‌کند.
تغییر مسیر کشتی‌های نفتکش از مسیر کانال سوئز به سمت دماغه امید نیک، تاثیرات زنجیره‌ای منفی بر بازارهای جهانی تحمیل کرده است. اولا، افزایش طول مسیر (به طور میانگین ۱۰ تا ۱۴ روز) باعث افزایش شدید هزینه‌های حمل‌ونقل (Freight Rates) و بیمه کشتی‌ها شده است. این تورم هزینه‌ها، مستقیما بر قیمت نهایی سوخت و فرآورده‌های انرژی در بازارهای اروپا و آسیا تاثیر گذاشته است.
ثانیا، اختلال در زنجیره تامین انرژی، مفهوم «امنیت انرژی» را برای کشورهای غربی به چالشی نوین تبدیل کرده است، چرا که نشان داد یک بازیگر غیردولتی می‌تواند با ابزارهای مقرون‌به‌صرفه، جریان توزیع انرژی جهانی را مختل کند.
این بحران، تضاد منافع میان قدرت‌های جهانی و بازیگران منطقه‌ای را عیان کرده است. از یک سو، آمریکا و متحدانش با تشکیل ائتلاف‌های دریایی، تلاش در بازگشایی مسیر دارند، اما این حضور نظامی، خود به عاملی برای تنش‌زایی بیشتر بدل شده است. از سوی دیگر، این رخدادها ثابت کرد که راهبرد «امنیت همگان یا هیچ‌کس» در خلیج فارس و دریای سرخ، ضرورتی غیرقابل ‌انکار است؛ تا زمانی که آتش جنگ در غزه شعله‌ور باشد، نمی‌توان انتظار آرامش در خطوط کشتیرانی دریای سرخ را داشت.
از منظر ژئوپلیتیک انرژی، این بحران همچنین به نفع کشورهای صادرکننده نفت در مناطقی غیر از خلیج فارس عمل کرده و نوسانات قیمتی را به ضرر مصرف‌کنندگان نهایی افزایش داده است. در نهایت، پیوند میان میدان‌های نظامی یمن و بازار انرژی جهانی، نویدبخش دوران جدیدی است که در آن «جنگ‌های نامتقارن» می‌توانند شوک‌های اقتصادی جهانی ایجاد کنند. برای اسرائیل، این به معنای پایان دوره امنیت مبتنی بر دوری جغرافیایی است و برای بازار انرژی، به معنای ورود به عصری است که در آن نقاط گلوگاهی (Chokepoints) بیش از پیش مستعد بحران هستند.

قیچی ژئوپلیتیک: از هرمز تا باب‌المندب، مرزهای جدید اقتدار
تحلیل راهبردی پیوند میان تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب، در ادبیات امنیتی امروز به عنوان «قیچی ژئوپلیتیک» شناخته می‌شود. این دو گلوگاه، دو نقطه حیاتی در «مسیر انرژی» جهان هستند که کنترل یا اعمال نفوذ بر آنها، موازنه قدرت در غرب آسیا را به شکلی بنیادین تغییر داده است.
در ادامه، تحلیلی از آینده این پیوند در چهار محور کلیدی ارائه می‌شود:
۱. ظهور دکترین «بازدارندگی ترکیبی»
در آینده، پیوند هرمز و باب‌المندب دیگر تنها یک بحث نظامی نیست، بلکه یک «ابزار دیپلماسی اجباری» خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به نفوذ منطقه‌ای، توانسته است دو سر این قیچی را به هم پیوند دهد. این یعنی در آینده، هرگونه اقدام تقابلی (سیاسی یا نظامی) علیه امنیت ایران در خلیج فارس، می‌تواند با واکنش متقارن یا نامتقارن در دریای سرخ پاسخ داده شود. این «امنیت گره‌خورده»، قدرت چانه‌زنی ایران در مجامع بین‌المللی را به شدت افزایش می‌دهد، چرا که غرب و قدرت‌های فرامنطقه‌ای برای حفظ امنیت انرژی خود، مجبور به پذیرش نقش غیرقابل‌ انکار ایران در ترتیبات امنیتی منطقه خواهند بود.
۲. تغییر پارادایم «امنیت وارداتی» به «امنیت بومی»
تحولات سال‌های اخیر نشان داد که ائتلاف‌های دریایی تحت رهبری غرب (مانند ائتلاف‌های موسوم به امنیت دریایی) در برابر حملات نامتقارن، اثربخشی پیش‌بینی شده را نداشته‌اند. آینده این گلوگاه‌ها به سمت «امنیت منطقه‌ای بدون حضور بیگانه» حرکت خواهد کرد. در این مدل، کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای سرخ برای حفظ امنیت جریان تجارت خود، ناگزیر خواهند بود که به جای تکیه بر قدرت‌های فرامنطقه‌ای، با تهران و جبهه مقاومت وارد دیالوگ‌های امنیتی مستقیم شوند. این یعنی مدیریت این دو گلوگاه، به موتور محرک ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای تبدیل خواهد شد.
۳. اهرم فشار در برابر تحریم‌ها و جنگ‌های اقتصادی
در آینده، نفوذ بر هرمز و باب‌المندب، بهترین سپر دفاعی در برابر سیاست‌های «فشار حداکثری» خواهد بود. از آنجا که بخش بزرگی از انرژی جهان از این دو نقطه عبور می‌کند، هرگونه تحریم اقتصادی یا اقدام خصمانه علیه ایران، بلافاصله منجر به افزایش هزینه‌های بیمه، حمل‌ونقل و قیمت انرژی در بازارهای جهانی می‌شود. این پیوند استراتژیک، قدرت «تلافی اقتصادی» را در اختیار تهران قرار می‌دهد؛ به این معنا که اگر نفت ایران فروش نرود یا مسیرهای تجاری ایران محدود شود، امنیت جریان انرژی برای دیگران نیز تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت. این واقعیت «سرنوشت مشترک»، جهان را به پذیرش واقعیاتی سوق می‌دهد که پیشتر نادیده گرفته می‌شد.
۴. چالش‌های پیش رو و ضرورت مدیریت بحران
اگرچه این پیوند، قدرت بازدارندگی بزرگی ایجاد کرده است، اما آینده آن بدون چالش نیست:
تغییر مسیرهای جایگزین: قدرت‌های بزرگ در بلندمدت تلاش خواهند کرد تا خطوط لوله خشکی یا مسیرهای ریلی (مانند کریدورهای جدید) را توسعه دهند تا وابستگی خود را به این دو گلوگاه دریایی کاهش دهند. 
نظامی‌گری بیشتر در منطقه: حضور مستمر ناوگان‌های غربی و تلاش برای ایجاد پایگاه‌های دائمی در نزدیکی این گلوگاه‌ها، خطر برخورد تصادفی یا «جنگ‌های نیابتی دریایی» را افزایش می‌دهد.

جمع‌بندی:
آینده این دو گلوگاه در گرو «ثبات‌سازی» است. اگر نفوذ در این دو نقطه به عنوان ابزاری برای «تثبیت قواعد بازی» به کار گرفته شود، می‌تواند ایران را به محور ثبات انرژی در جهان تبدیل کند. جهان در آینده نه چندان دور، ناگزیر است که امنیت باب‌المندب و هرمز را با رعایت حقوق مشروع ایران و متحدانش در منطقه گره بزند. در واقع، این دو تنگه نه فقط نقاطی برای عبور کشتی‌ها، بلکه «میزهای مذاکره‌ای» هستند که قدرت چانه‌زنی آنها به مراتب بیشتر از میزهای دیپلماتیک مرسوم است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.