رئیس‌جمهور در حالی روز گذشته به نیویورک رفت که دونالد ترامپ با رویاپردازی فریبکارانه، به دنبال ملاقات و تطهیر چهره جنایتکار خویش پس از جنگ ۴۰ روزه و شهادت رهبر انقلاب و کودکان معصوم میناب است. به‌رغم سوابق سیاه آمریکا در نقض عهد و حملات نظامی همزمان با مذاکرات در جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، برخی سیاسیون منفعل با رویکردی تسلیم‌طلبانه، بر طبل مذاکره با قاتل می‌کوبند. در اصل پیشنهاد ترامپ، دامی برای ایجاد دوقطبی در کشور و مهار قدرت بازدارندگی ایران است. در فضایی که بی‌اعتمادی به واشنگتن به اوج رسیده، تنها پاسخ معتبر، تکیه بر اقتدار «ذوالفقارها» و حفظ حضور مردم در کف خیابان‌هاست، چراکه هرگونه انفعال در برابر دشمنی که از خطوط قرمز عبور کرده، تنها باعث جری‌تر شدن او خواهد شد.

سوابق سیاه واشنگتن و توهمات تسلیم‌طلبان

آگاه: مسعود پزشکیان صبح روز سه‌شنبه، به منظور شرکت و سخنرانی در هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد با بدرقه رسمی محمدرضا عارف معاون اول، حجت‌الاسلام محسن قمی معاون ارتباطات بین‌الملل دفتر رهبری و جمعی از اعضای کابینه، عازم نیویورک شد. او در جریان این سفر علاوه بر سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل، با سران برخی کشورهای حاضر در این مجمع دیدار و گفت‌وگو خواهد کرد و با گروه‌ها و شخصیت‌های مرجع سیاسی و فرهنگی نیز نشست‌هایی برگزار خواهد کرد. رئیس‌جمهور پیش از عزیمت به نیویورک در گفت‌وگویی تلویزیونی درباره موضوعاتی که در دیدارها و گفت‌وگوهای این سفر مطرح خواهد شد، گفت: «تشریح واقعیت‌های موجود، مظلومیت ملت ایران، جنایت‌های صورت‌گرفته در منطقه و روندهایی که به بی‌اعتمادی در عرصه بین‌المللی منجر شده، از جمله محورهای مورد توجه ما خواهد بود.»
پزشکیان با اشاره به سابقه بدعهدی و پیمان‌شکنی آمریکا در مذاکرات و توافقات انجام‌شده، اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران بارها در مسیر مذاکره قرار گرفته و توافقاتی نیز به امضا رسیده است، اما با وجود تعهدات صورت‌گرفته، شاهد بوده‌ایم که طرف مقابل به‌راحتی توافقات و تعهدات خود را زیر پا گذاشته‌ است؛ موضوعی که در برابر دیدگان افکار عمومی جهان رخ داده است. وی تاکید کرد: اگر به دنبال جهانی امن، همراه با صلح و آرامش هستیم، باید به حقوق انسان‌ها و ملت‌ها و همه ساکنان این کره خاکی احترام گذاشته شود. نمی‌توان با اتکا به زور، ملت‌ها را وادار به تمکین کرد.
رئیس‌جمهور با اشاره به تحولات غزه و دیگر نقاط منطقه گفت: آنچه در غزه، فلسطین، سوریه، یمن، ایران و دیگر نقاط رخ می‌دهد، باید در چارچوب واقعیات میدانی مورد توجه قرار گیرد. نمی‌توان هر اقدامی را با عنوان مقابله با تروریسم توجیه کرد. حمله به غیرنظامیان، خانه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز عمومی، پرسش‌های جدی درباره ادعاهای مطرح‌شده درخصوص حقوق بشر ایجاد می‌کند. واقعیت‌های میدانی، فارغ از زبان و نحوه بیان، خود گویای بسیاری از مسائل است و افکار عمومی جهان این وقایع را مشاهده می‌کند. دانش‌آموزان بیگناه مینابی ما تروریست بودند؟ در جنایت لامرد آنها به تروریست‌ها حمله کردند؟ خانه‌ها و بیمارستان‌ها و مراکز را می‌زنند با تروریست‌ها مشکل دارند؟
پزشکیان درباره جلوگیری از حضور تیم رسانه‌ای همراه هیات ایرانی در این سفر و تاثیر آن بر اطلاع‌رسانی درباره مواضع ایران نیز گفت: ممکن است تلاش‌هایی برای محدود کردن حضور رسانه‌ای ایران صورت گرفته باشد، اما تریبونی که در اختیار ما قرار دارد، امکان رساندن پیام جمهوری اسلامی ایران را فراهم می‌کند. رسانه‌های متعددی در نیویورک حضور دارند و اگر بتوانیم پیام خود را به شکل مناسبی مدیریت و منتقل کنیم، امکان انعکاس مواضع ایران وجود خواهد داشت. وی می‌گوید: محدودیت‌های ایجادشده را می‌توان نشانه‌ای از نگرانی برخی طرف‌ها نسبت به دیده و شنیده شدن واقعیت‌های مربوط به تحولات منطقه دانست.

خیال خام ترامپ
چند روز قبل از اعزام رئیس دولت به آمریکا، دونالد ترامپ آرزوهای خامش را در قبال سفر شخص دوم کشورمان به ایالات متحده بیان کرده بود. رئیس‌جمهور آمریکا که به دلیل افزایش قیمت بنزین و گازوئیل در این کشور به شدت تحت فشار است، در رویاپردازی‌های تازه خود گفته که آماده است با رئیس‌جمهور ایران در نیویورک دیدار کند!
متاسفانه بازی تبلیغاتی جدید مرد دیوانه کاخ سفید با چراغ سبز عده‌ای تسلیم‌طلب در داخل کشور روبه‌رو شد؛ حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، کارشناس سیاست خارجی و رئیس اسبق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی قبل از اعلام خبر سفر رئیس قوه مجریه به آمریکا در گفت‌وگویی مدعی شد: اگر او (پزشکیان) به سازمان ملل برود و یک چارچوب دیپلماتیک تعریف کند، باید بتواند در آنجا با دیگر کسانی که حاضر هستند، مذاکره کند. او ادعا کرد: وقتی امضای آقای پزشکیان و ترامپ پای یک تفاهم آمد، معنایش این است که منعی برای مذاکره بین پزشکیان و ترامپ هم وجود ندارد. اگر قرار بر این باشد که کشور از جنگ و فتنه دور شود، پزشکیان باید با هر کسی حتی با ترامپ مذاکره کند.
دومین موضع‌گیری به نامه نامزد شکست خورده انتخابات سال ۸۸ به رئیس دولت وفاق ملی برمی‌گردد. مهدی کروبی که پس از انتخابات حاشیه‌ساز دهمین دوره ریاست جمهوری تهمت‌هایی به برخی نهادهای انقلابی نظام وارد کرد و همچنان تمایل دارد مسیر انحرافی‌اش را ادامه دهد در نامه‌اش آورده است: «سفر به مقر سازمان ملل فرصت بی‌بدیلی است که ایشان (رئیس‌جمهور) باید از آن بهره گیرد و از  تمدنی بگوید که ضمن جنگ بلدی، صلح را هنر می‌داند و به جهانیان نشان دهد ایران و مردم بزرگش طالب صلح و ثبات پایدار در منطقه هستند و در همین راستا با رئیس‌جمهور آمریکا، اگر شرایط فراهم آمد برای گفت‌وگوهای سازنده و صلحی پایدار دیدار کند!»
کار به اینجا ختم نشد و یک روزنامه اصلاح‌طلب در یادداشتی به قلم علی آهنگر نوشت: «در دوره‌های قطع رابطه و افزایش تنش نیز کانال‌های غیرمستقیم ارتباطی میان تهران و واشنگتن به‌طور کامل از میان نرفته است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا حضور همزمان پزشکیان و ترامپ در نیویورک می‌تواند فرصتی برای آغاز دوباره گفت‌وگو میان دو کشور ایجاد کند یا بار دیگر به یکی از «دیدارهای از دست‌رفته» در تاریخ روابط ایران و آمریکا تبدیل خواهد شد؟»
جبهه اصلاحات هم در موضع‌گیری که از سوی سخنگوی آن انجام شد، تصریح کرد: راه ایران از تشدید جنگ نمی‌گذرد؛ از دیپلماسی، مذاکره و باز کردن راه‌های تنفس برای کشور می‌گذرد. امروز باید برای تحقق یک تفاهم پایدار تلاش کرد و در صورت فراهم ‌نبودن شرایط برای توافقی بزرگ‌تر، اجرای عملی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را در دستور کار قرار داد. فرصت‌ها محدودند و نمی‌توان تصمیم‌های ضروری را به فردا موکول کرد؛ زیرا ممکن است فردا شرایط دشوارتر و هزینه‌ها سنگین‌تر باشد. جواد امام به صراحت خواهان دیدار دو رئیس‌جمهور (ترامپ و پزشکیان) نشد اما بر مذاکره‌ای تاکید کرد که دو بار توسط طرف مقابل نادیده گرفته شد. حال باز باید به مذاکره با آمریکای ترامپ خوش‌بین بود؟!

آرزوی تسلیم‌طلبان
کلا پدیده تطهیر چهره دشمن توسط جریان‌های تسلیم‌طلب در بزنگاه‌های حساس تاریخی اتفاق تصادفی نیست، الگوی رفتاری تکرارشونده است که ریشه در عوامل روان‌شناختی، سیاسی و ساختاری دارد. جریان‌های تسلیم‌طلب معمولا ظرفیت رویارویی با هزینه‌های مقاومت را ندارند. آنها «صلح» را نه به معنای برقراری عدالت و عزت، به معنای «نبود جنگ» می‌بینند. از این رو، هرگونه تنش را به جای تحلیل ریشه‌ای که ناشی از سیاست استکبار است، به سوءتفاهم یا اشتباه محاسباتی تقلیل می‌دهند. تطهیر دشمن برای آنها ابزاری است تا با ایجاد امید کاذب به صلح، جامعه را به سمت پذیرش امتیازات خفت‌بار سوق دهند. در بزنگاه‌های تاریخی، وقتی اقتدار میدان مانند قدرت موشکی و نظامی پیشروی می‌کند، نقش این جریان‌ها که تنها ابزارشان «دیپلماسی التماسی» است، کمرنگ می‌شود. آنها می‌دانند، در دنیای «قدرت بر قدرت»، جایگاه‌شان به حاشیه می‌رود. فلذا با تطهیر دشمن و القای این حس که تنها آنان هستند که زبان دشمن را می‌فهمند تلاش می‌کنند دوباره خود را به عنوان تنها راه نجات به مرکز تصمیم‌گیری‌ها برگردانند.
در شرایطی که خون پاک رهبر انقلاب و کودکان بیگناه میناب و مردم لامرد و سیریک هنوز خشک نشده، دم زدن از مذاکره و دیدار با قاتل، فراتر از یک اشتباه محاسباتی، نشان‌دهنده تسلیم‌طلبی محض است. درخواست برای دیدار در نیویورک، آن هم پس از عبور آمریکا از تمام خطوط قرمز اخلاقی و سیاسی، به معنای نادیده گرفتن خون شهدا و نقش‌آفرینی میدان و خیابان ارزیابی می‌شود. این جریان با تکرار الگوهای شکست‌خورده فتنه‌های ۷۸ و ۸۸، به دنبال القای این حس هستند که تنها راه خروج از بحران، سازش است! در صورتی که تاریخ ثابت کرده هزینه سازش به مراتب سنگین‌تر از مقاومت است. این رفتار، پالس ضعف به دشمن می‌فرستد. باید بدانیم دشمن آمریکایی و صهیونی فقط زبان قدرت را می‌فهمد، همین ولا غیر.
از سوی دیگر باید پرسید «چرا نباید به آمریکا به هیچ وجه اعتماد کرد؟» پاسخ: اعتماد به آمریکا، سمی مهلک است و دلایل آن امروز عینی‌تر از همیشه مشاهده می‌شود. آمریکا ثابت کرد، حتی در حین مذاکره، دست از ماشه برنمی‌دارد. حملات نظامی به‌رغم گفت‌وگوها، نشان می‌دهد، میز مذاکره برای واشنگتن تنها پوششی برای ضربه زدن ناگهانی است. از این رو کشوری که دستش به خون عالی‌ترین مقام یک نظام و کودکان میناب و لامرد آلوده است، صلاحیت هیچ‌گونه پیمان‌نامه‌ای را ندارد. نقض عهدهای مکرر از برجام تا تفاهم اسلام‌آباد حاکی از آن است، امضای آمریکا فاقد هرگونه ارزش حقوقی و اخلاقی است.
هدف آمریکا تغییر رفتار نیست، نابودی هویت و اقتدار ایران است. اعتماد به چنین دشمنی، به مثابه سپردن امنیت کشور به دست گرگ است. ترامپ با پیشنهاد دیدار، می‌خواهد جنگ روانی پیچیده را دنبال کند. او به دنبال آن است، خود را از قالب یک تروریست بین‌المللی که دستور ترور و جنگ می‌دهد، به «مرد صلح» معرفی کند تا فشار افکار عمومی جهانی علیه او کاهش یابد. ضمن آنکه هدف اصلی، تحریک جریان‌های غرب‌گرا در داخل ایران برای فشار به دولت و حاکمیت است تا نظام را دچار دوقطبی «مذاکره-جنگ» کند. به همین دلیل قالیباف اخیرا و پشت تریبون اعلام کرد، هم مذاکره می‌کنیم و هم می‌جنگیم.
ترامپ با بازی که اخیرا راه انداخته قصد دارد یک هدف را پیگیری کند؛ با سرگرم کردن ایران به مذاکره، مانع «انتقام سخت» و پیشرفت‌های دفاعی شود تا از آن طریق دست ایران را در میدان ببندد، بدون آنکه امتیازی در دیپلماسی بدهد. البته این دیدار هیچگاه صورت نمی‌گیرد. محمدحسین رنجبران، مشاور پیشین وزیر امور خارجه در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشته بود: «با اطلاع عرض می‌کنم هیچ اتفاقی قرار نیست در نیویورک میان رئیس‌جمهور پزشکیان و ترامپ بیفتد. رئیس‌جمهور جانی آمریکا آرزوی دیدار با رئیس‌جمهوری اسلامی ایران را به گور خواهد برد، هرکس واسطه دیدار شود، بدتر از ماکرون ضایع خواهد شد.»
بر همین اساس در فرجام سخن باید تاکید کرد: ترامپ به دنبال تسلیم بدون جنگ است. هرگونه چراغ سبز به او، نه تنها سایه جنگ را دور نمی‌کند، بلکه با نشان دادن ضعف، دشمن را برای تعرض بیشتر جری‌تر خواهد کرد. پاسخ ایران نه در نیویورک، بلکه در امتداد همان خطی است که ذوالفقارها ترسیم کرده‌اند؛ ایستادگی مقتدرانه تا احقاق کامل حق ملت و انتقام خون شهیدان در دو جنگ تحمیلی اخیر!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.