در عصر جدید، نبردها فقط محدود به میدان رزم ـ تهاجم نظامی نمی‌شود ـ  بلکه جنگ شناختی هم شامل درگیری‌ها می‌شود. در این جنگ، هدف دیگر تصرف خاک نیست، نفوذ به ذهن‌ها، تغییر باورها و ایجاد سردرگمی در جامعه است تا اراده ملی تضعیف شود.

پشت پرده‌ روایت‌های آمریکا درباره ایران

آگاه: دشمن پس از حضور در بن‌بست‌ نظامی، به دنبال آن است تا ذهن مردم را هدف قرار دهد؛ اگر جامعه نسبت به اخبار جعلی و عملیات روانی هوشیار نباشد و خواص نیز به هنگام و به موقع وظایف خود را انجام ندهند، دشمن می‌تواند بدون هیچ درگیری نظامی، آرامش اجتماعی و اعتماد عمومی را هدف‌گیری کند. برهمین اساس باید به تبیین مهم‌ترین مصادیق این جنگ شناختی پرداخت.

دوران دیکته‌ کردن مطالبات یک‌طرفه گذشت
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی دیروز در نطق پیش از دستور خود در جلسه وبیناری مجلس با بیان اینکه فقط صهیونیست‌ها نیستند که‌ در استیصال و درماندگی‌ گرفتار شده‌اند، گفت: «آمریکایی‌ها نیز در مقابل ایستادگی و مقاومت ملت ایران مستاصل گشته‌اند. آمریکایی‌ها که در رسانه‌ها حرف دیگری می‌زنند، اخیرا از طریق میانجی، پیشنهادهایی مطرح کرده‌اند. اما باید متوجه باشند که دوران فرسایش زمان و دیکته‌ کردن مطالبات یک‌طرفه گذشته است و موضع جمهوری اسلامی ایران کاملا شفاف و قطعی‌ است و تا زمانی که هفت شرط ما بر اساس تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، محقق نشود تنگه‌ هرمز باز نخواهد شد.»
وی تاکید کرد: آنها این صراحت و قاطعیت ما را به خوبی می‌شناسند و با گوشت و پوست و استخوان درک کرده‌اند اما برای آنکه افکار عمومی داخلی خود و مردم دنیا را فریب دهند، در کنار فشار اقتصادی و اقدامات نظامی و امنیتی، لفاظی‌ها و تهدیدات نظامی خود را افزایش داده‌اند به گونه‌ای‌ که گاهی در یک روز، چند حرف متناقض می‌زنند. این ویژگی میدان جنگ شناختی‌ است که در آن، دشمن یک روز ژست مذاکره و توافق می‌گیرد، روز دیگر تهدید به درگیری و ویرانی می‌کند و روز بعد ادعای واسطه‌گری و مصالحه دارد.
رئیس مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: هدف از این تناقض‌های طراحی‌شده نیز ایجاد سردرگمی ذهنی در جامعه‌ ایران، بر هم زدن ثبات تصمیم‌گیری‌ مسئولان و دستکاری محاسبات راهبردی ماست اما زهی خیال باطل! جمهوری اسلامی ایران کشوری نیست که سیاست کلان و امنیت ملی‌ خود را با توئیت‌ها یا مصاحبه‌های روزانه‌ مقامات آمریکایی تنظیم کند؛ ما رفتار و عمل واقعی دشمن را مبنای عمل قرار می‌دهیم، نه لفاظی‌ها و دوگانه‌سازی‌های دروغین در رسانه‌ها را.

آمریکا و جنگ شناختی علیه ایران
در فضای سیاسی به خصوص پس از دو جنگ تحمیلی علیه ایران، عبارات «جنگ شناختی» بیش از هر زمان دیگری به گوش می‌رسد. اما برخلاف تصور رایج که هنگام شنیدن واژه‌ جنگ، میدان‌های نظامی و سخت را به یاد می‌آوریم، این نبرد میدانی، ذهن افراد را هدف‌گیری می‌کند. در حقیقت، جنگ شناختی را می‌توان تلاشی برای تغییر نحوه فکر کردن و ادراک افراد دانست؛ جایی که هدف دیگر تصرف یک کشور نیست، تصرف باورها و مفاهیم است. در این میدان، سلاح‌ها نه موشک و تانک، روایت‌های غلط، اخبار جعلی و فشارهای روانی هستند که هدف نهایی‌شان این است، جامعه بدون تهاجم نظامی، از درون تسلیم شود. همان اقدامی که رسانه موساد (اینترنشنال) پیگیری می‌کند و براساس آن تشکیل شد. بر همین اساس، مصادیق این نبرد در لایه‌های اجتماعی و سیاسی جامعه دیده می‌شود. از تولید محتوای برنامه‌های جهت‌دار در رسانه‌های ضد انقلاب و فضای مجازی برای ایجاد بی‌اعتمادی متقابل گرفته تا ترس‌ از طریق بزرگ‌نمایی قدرت نظامی دشمن برای ایجاد اضطراب بین ایرانی‌ها. البته در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ و روزه تیرشان به سنگ خورد و با ضرباتی که توسط رزمندگان نیروهای مسلح دریافت کرده‌اند، به خوبی پی برده‌اند، ایران و ایرانیان بیدی نیستند که با این بادها بلرزند. پس اگر بخواهند دوباره خطایی مرتکب شوند، پاسخ دردناکی دریافت می‌کنند. اما دشمن بیکار ننشسته و برنامه‌ریزی می‌کند ایران را وادار به تسلیم کند. از این رو، با جنگ شناختی یک هدف دارد؛ انسجام ملی کم‌رنگ شود تا تمرکز جامعه از مسیر توسعه و پیشرفت، به سمت تردید سوق پیدا کند. همان سیاستی که دونالد ترامپ در کاخ سفید با ادعاهای مضحکش علیه جمهوری اسلامی اعمال می‌کند.

بازی روانی و رسانه‌ای ترامپ

پشت پرده‌ روایت‌های آمریکا درباره ایران
بیژن مقدم، آگاه مسائل رسانه درباره ادعاهای مطرح‌شده درباره تنگه هرمز اظهار کرد: اگر تنگه هرمز در اختیار آمریکا باشد و این کشور تمام اهداف خود را محقق کرده باشد، اساسا دیگر مذاکره معنایی نخواهد داشت. آمریکایی‌ها مدعی‌اند تاسیسات هسته‌ای ایران را نابود کرده‌اند، قیمت نفت را کاهش داده‌اند و ایران را ۱۰ تا ۲۰ سال عقب انداخته‌اند؛ بنابراین باید پرسید اگر همه این اهداف محقق شده، ادامه لشکرکشی و آماده‌سازی برای حمله و صرف این حجم از هزینه و زمان برای چیست؟
وی افزود: تنگه هرمز همچنان در اختیار ایران است و کشتی‌ها از این تنگه عبور می‌کنند. البته همه کشتی‌ها از این مسیر عبور نمی‌کنند و بخشی از ترددها از مسیرهای دیگر انجام می‌شود. کارشناس مسائل رسانه با بیان اینکه حدود ۲۰‌درصد از حمل‌ونقل مربوط به این مسیر است، گفت: همین میزان نیز می‌تواند بر قیمت نفت اثرگذار باشد. مقدم با اشاره به اظهارات ترامپ درباره تنگه هرمز، آن را نوعی بازی روانی و رسانه‌ای می‌داند و می‌گوید: اگر تنگه هرمز در اختیار ایران است و نفت نیز در حال جابه‌جایی است، ادامه برخی ادعاها با یکدیگر تناقض دارد و نشان می‌دهد فاصله میان سخنان مطرح‌شده و واقعیت‌های صحنه قابل توجه است. وی درباره شرایط سیاسی داخلی آمریکا نیز گفت: اگر دموکرات‌ها بتوانند هم مجلس سنا و هم مجلس نمایندگان را در اختیار بگیرند، شرایط برای ترامپ دشوارتر خواهد شد و کار او با چالش بیشتری مواجه می‌شود.

حرف آخر
کنار هم قرار دادن مواضع سران آمریکا علیه ایران ـ با رویکرد جنگ شناختی ـ و مواضع دیروز رئیس نهاد قانون‌گذاری، نشان می‌دهد با استراتژی ترکیبی روبه‌رو هستیم که در آن، ترکیب تهدید، میانجی‌گری و مذاکره به عنوان سنسور عمل می‌کند. آنها با هر حرکت، واکنش‌های داخلی ایران را اندازه می‌گیرند تا نقاط ضعف را شناسایی و میزان تاب‌آوری ما را بسنجند. از این منظر، تضاد در مواضع مقامات آمریکایی که گاهی تهدید می‌کنند و گاهی از مذاکره سخن می‌گویند می‌تواند راهبردی برای ایجاد تردید در طرف مقابل باشد. باید کاملا مراقب نقشه‌های دشمن آمریکایی و صهیونی بود، به همین جهت قالیباف در نطق خود به این موضوع اشاره و باز تاکید کرد که هم مذاکره می‌کنیم و هم می‌جنگیم. می‌جنگیم چون در مقابل این حجم از عملیات روانی، افزایش آمادگی نظامی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در قدرت چانه‌زنی ایفا کند، بنابراین، قدرت سخت نظامی در واقع سدی محکم می‌سازد تا تهدیدهای روانی دشمن اثرگذاری خود را از دست بدهد. در همین راستا، مواضع اخیر فرماندهان سپاه و تاکید سردار ایرج مسجدی، معاون هماهنگ‌کننده نیروی قدس سپاه بر این نکته که در صورت هرگونه اقدام زمینی یا نظامی آمریکا، ایران و جبهه مقاومت قدرتمندانه وارد عرصه نبرد شده و دشمن را شکست می‌دهند، دقیقا همان ضمانت اجرایی است که جنگ شناختی دشمن را خنثی می‌کند. این سطح از قاطعیت، به دشمن می‌فهماند، تهدیدهای روانی نمی‌تواند جایگزین واقعیت‌های میدانی شود. در نهایت می‌توان نتیجه گرفت: وقتی دشمن در جبهه‌های نظامی و اقتصادی به بن‌بست می‌رسد، سراغ کوتاه‌ترین و ارزان‌ترین راه، یعنی نفوذ به ذهن‌ها می‌رود. اما مقابله با این تهدید، نیازمند راهبرد جامع و همه‌جانبه است. از یک سو، اتکا به قدرت بازدارنده و اراده‌ نبردی که توسط جبهه مقاومت تبیین شده است، دشمن را از هر اقدامی باز می‌دارد، اما از سوی دیگر، همان‌طور که کارشناسان سیاسی و رسانه‌ای تاکید می‌کنند، پیروزی در این میدان نیازمند تبیین دقیق روایت‌ها است.
 

پشت پرده‌ روایت‌های آمریکا درباره ایران

 فاطمه نوری‌جهانگرد، آگاه مسائل رسانه گفت: «در گذشته شعار رسانه‌ها «سرعت، صحت و دقت» بود، اما در زیست‌بوم امروزی، صحت و سرعت باید کاملا همزمان و تفکیک‌ناپذیر پیش بروند؛ چرا که اگر خبر صحیح دیر منتشر شود، روایت اولیه ناقص یا نادرست جایگزین آن خواهد شد و تغییر برداشت‌های اولیه مخاطب بسیار دشوار خواهد بود. تنها در صورتی می‌توان بر این جنگ (جنگ شناختی) فائق آییم که فضای خبری را با واقعیت‌ها پر کنیم، چرا که خلأ اطلاعاتی، بهترین بستر را برای رشد اخبار جعلی و مدیریت ذهنی جامعه از سوی دشمن فراهم می‌کند.
وی با مقایسه ساختار گذشته و امروز رسانه‌ها گفت: در دهه‌های قبل پیام‌ها به‌صورت یک سویه و بدون بازخورد سریع به مخاطبان تزریق می‌شد، اما امروزه پایایی و اثربخشی حتی رسانه‌های رسمی، منوط به ارتباط تعاملی، شناخت مخاطب و ارائه نسخه‌های آنلاین و مخاطب‌محور است. رسانه‌ای که ذائقه و نیاز فکری جامعه هدف خود را به‌درستی نشناسد، در رقابت جذب بازدید و حفظ سرمایه اجتماعی ناکام خواهد ماند.
عضو انجمن سواد رسانه‌ای ایران در تشریح راهبردهای رسانه‌های فارسی‌زبان بیگانه تصریح کرد: این شبکه‌ها به‌جای پایبندی به رسالت اطلاع‌رسانی، به دنبال تحریک احساسات، خشم و اضطراب آنی در جامعه هستند؛ آنها لابه‌لای داده‌های درست و نادرست، زیرنویس‌ها و تصاویر هیجانی پخش می‌کنند تا افکار عمومی را در همان لحظه با اهداف سیاسی خود همراه سازند، هرچند این قبیل رویکردهای زودگذر و فاقد استناد، اثر ماندگاری در ذهن جامعه بر جای نمی‌گذارند. نوری با اشاره به ابعاد فعالیت شهروند خبرنگاران، گفت: بهره‌برداری از گزارش‌های مردمی پدیده‌ای رایج است، اما مخاطب باید هوشیار باشد که خط‌مشی پشت این رویکرد چیست، چرا که این رسانه‌ها غالبا بر مشکلات زیستی و دغدغه‌های اقتصادی دست می‌گذارند تا با پیوند زدن اخبار به زندگی روزمره، بزرگ‌نمایی نواقص را رقم بزنند و روایت‌های امیدبخش یا پیشرفت‌های واقعی را نادیده بگیرند. فلذا با توجه به نظر صاحب نظران و کارشناسان باید بستری فراهم شود تا تمامی ظرفیت‌های رسانه‌ای و نخبگان جامعه، هر یک در سطح خود، حقیقت را تبیین کنند. پیروزی در جنگ شناختی زمانی حاصل می‌شود که آگاهی مردم با قدرت نظامی گره بخورد و روایت‌های بومی و متنوع، جایگزین روایت‌های تحمیلی دشمن شود؛ تنها در این حالت است که خلأ اطلاعاتی پر شده و سدی در برابر تهاجم شناختی دشمن ایجاد می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.