آگاه: همانطور که رهبر شهید انقلاب تبیین کردند، اگر ما از بینش، فلسفه اسلامی، فقه اکبر، الهیات و باورها شروع کنیم و آن را امتداد دهیم، فکرمان متحول میشود، به تبع آن علم و نگاهمان به پدیدهها تغییر میکند و در نهایت تمدنی عدلمحور و توحیدی رقم خواهد خورد؛ تمدنی که اوج آن تحقق دولت کریمه مهدوی (عجلالله تعالی فرجهالشریف) است.
این نگاه یک بحث انتزاعی یا خطابه شعاری نیست؛ عینیت و واقعیت خارجی دارد. در پاییز ۱۴۰۲ و با عملیات طوفانالاقصی (هفتم اکتبر)، خطای بنیادین محاسبات جبهه آمریکایی-صهیونیستی آشکار شد. مبنای تحلیل آنها این بود که چون اصالت با دنیا و ماده است، قدرت نیز صرفا در عینیات مادی، تجهیزات و تسلیحات خلاصه میشود. آنها درک نکردند که در امتداد تاریخ، همواره خون بر شمشیر پیروز شده و حقیقت انسان فراتر از ماهیت مادی اوست؛ نیت، باور و «جهاد کبیر» است که موازنه میدان را شکل میدهد. به همین دلیل باور نمیکردند غزه با وجود محاصره و جنایات بیوقفه، چنین مقاومتی را بر پایه توحید و عقلانیت رقم بزند.
این رشته تحولات با شهادت سردار زاهدی، عملیات وعده صادق ۱، شهادت آیتالله رئیسی، انتخابات ریاستجمهوری، شهادت شهیدان هنیه، سیدحسن نصرالله و یحیی سنوار، عملیات وعده صادق ۲ و رویدادهای پس از آن امتداد یافت. پیشتر نیز در بحران سوریه، زمانی که گمان میکردند کار دمشق تمام است، رهبری بر تفکیک سختافزار از نرمافزار تاکید کردند: دولت ممکن است تحت فشار سختافزاری دچار تزلزل شود، اما جوهره مقاومت یک «نرمافزار اجتماعی» است که زیر فشار نه تنها شکسته نمیشود، بلکه پویاتر و مستحکمتر میگردد. همان سنتی که در دفاع مقدس تجربه شد: خون، آگاهی و ایثار بسترساز بیداری و تعالی یک جریان پایدار اجتماعی میشود.
اگر این قاعده را به اصل دیگری ضمیمه کنیم (اصلی که امام خمینی (ره) از آغاز نهضت بر آن تاکید ورزیدند و علامه طباطبایی (ره) در تفسیر آیه «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ» و کتاب «علی و فلسفه الهی» بازگو کردند) زاویه نگاه روشنتر میشود. تا پیش از قرآن، فعل پسندیده یا به سبک حکمای یونان برای سامان دادن صرف دنیا تعریف میشد یا در نگاه برخی ادیان منحصرا به امور اخروی گره میخورد. اسلام نقطه پیوند این دوگانهها شد؛ فعل صالح فعلی است که دنیا و آخرت، فرد و جامعه و حقیقت و ساختارهای عینی را همزمان احیا کند.
پیوند این انسانشناسی، تجربه تاریخی و منطق دینی، بهترین بستر برای بازخوانی این گزاره راهبردی رهبر انقلاب است که فرمودند: «اگر دیگران با محاسبات مادی ما را قدرت چهارم بدانند، با محاسبات الهی قدرت اول هستیم.»
این سخن هرگز به معنای تفکیک تصنعی «اول بودن در آخرت و چهارم بودن در دنیا» نیست؛ بلکه با منطق جمع دنیا و آخرت، جامعهای که اهل مقاومت، شهادت، ابتکار و تکیه بر سنتهای الهی باشد، در صحنه عینی جهان نیز اراده خود را مسلط میکند. دستاورد امروز مقاومت در میدانداری راهبردی، تسلط در تنگه هرمز و تبدیل تهدیدها به فرصتها، محصول تجلی همین نرمافزار در ظرف سختافزار است که برای جبهه مقابل بنبست و برای ما «إِحْدَی الْحُسْنَیینِ» را رقم زده است.
بیتردید جامعه امروز با چالشها و مضایق جدی در عرصههای اقتصادی و مدیریتی روبهروست و حفظ انسجام و وحدت داخلی ضرورتی حیاتی دارد؛ اما تقلیل ندادن تراز واقعی کشور به خطکشهای مادی محض، شرط بقای حرکت است. جمهوری اسلامی با تکیه بر اراده الهی، آمادگیهای دفاعی و عمق راهبردی خود، واجد مولفههای یک ابرقدرت در تراز نوینی از معادلات جهانی است. فهم دقیق این جایگاه و تحلیل بیانات بزرگان دین و انقلاب، در گرو شناخت همین دستگاه فکری و اجتناب از نگاههای تکبعدی و تقلیلگرایانه است.
۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۵
کد مطلب: ۲۶٬۰۱۷
یکی از موضوعاتی که با فطرت و حقیقت انسان تطابق دارد این است که انسان برای هر کنش و پدیدهای، باید از عقاید، بینشها و نوع نگرش خود به جهان، انسان، هستی و خداوند آغاز کند؛ چه این کنشها اعمال فردی باشند چه جمعی و چه فیزیکی، حسی و جوارحی باشند چه نیتی، قلبی و جوانحی. در تمام پدیدههایی که برآمده از فعل فرد یا جامعهاند، نقطه عزیمت ناگزیر «ایده» و «جهانبینی» است. این مدعا متکی بر سه لایه است: برهان عقلی و انسانشناختی مبنی بر فاعل مختار، آگاه و آزاد بودن انسان؛ شواهد نقلی و آموزههای وحیانی و در نهایت تجربه انباشته تاریخ بشر.
نظر شما