مینا یاری، خبرنگار گروه جامعه: خرید روزانه، رفتن به درمانگاه، عبور از خیابان و معاشرت با دیگران؛ کارهایی معمولی که در سالمندی، اگر خانه و شهر مناسب نباشند و شبکه‌ای برای حمایت وجود نداشته باشد، می‌توانند دشوار شوند. حالا تصور کنیم تعداد بیشتری از شهروندان به این مرحله زندگی برسند، خانواده‌ها کوچک‌تر شوند و فرزندان به دلیل اشتغال یا مهاجرت، امکان همراهی روزانه با والدین را نداشته باشند. آن‌وقت مسئله فقط افزایش تخت‌های بیمارستانی یا ساخت مراکز نگهداری نیست؛ باید پرسید زندگی مستقل، امن و همراه با ارتباط اجتماعی چگونه ممکن خواهد بود؟

رویای ایران مو سپید

آگاه: به گفته مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، سهم سالمندان از جمعیت ایران از حدود ۸٫۲ درصد در سال ۱۳۹۰ به ۱۳ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. این تغییر، برنامه‌ریزی برای سلامت، بازنشستگی، مسکن و خدمات شهری را ضروری می‌کند. زیرساخت‌هایی که ایجاد آنها سال‌ها زمان می‌برد، باید پیش از افزایش گسترده نیازها آماده شوند.
فولادیان در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه «آگاه» تاکید می‌کند خانواده همچنان رکن اصلی حمایت عاطفی از سالمندان است، اما نمی‌توان تمام مسئولیت مراقبت را به آن سپرد. او آینده سالمندی را وابسته به تصمیم‌های امروز می‌داند؛ تصمیم‌هایی که باید امکان سالم‌تر، مستقل‌تر و باکرامت‌تر پیر شدن را فراهم کنند. در ادامه گفت‌وگوی ما با این مقام مسئول را می‌خوانید:

رویای ایران مو سپید

در دو تا سه دهه آینده با چه تغییراتی مواجه می‌شویم؟ آیا خانواده و نظام خدمات فعلی پاسخگو خواهند بود؟
حتما با تغییری بنیادین در ساختار سنی جامعه مواجه خواهیم شد؛ تعداد سالمندان افزایش می‌یابد و سهم جمعیت جوان و در سن کار کاهش پیدا می‌کند. پیامدهای این تحول به بازار کار، بازنشستگی، سلامت، مسکن و روابط میان نسل‌ها می‌رسد. همزمان، خانواده‌های پرجمعیت گذشته کوچک‌تر شده‌اند و فرزندان همیشه امکان مراقبت مستمر از والدین را ندارند.
بنابراین باید از خانواده‌محوری صرف به سمت نظام جامع حمایت و مراقبت حرکت کنیم. خانواده جایگاه عاطفی و اجتماعی خود را حفظ می‌کند، اما دولت، شهرداری‌ها، بیمه‌ها، بخش خصوصی و سازمان‌های مردم‌نهاد نیز باید مسئولیت مشخص داشته باشند. مسئله اصلی، بازطراحی ساختارهای موجود متناسب با واقعیت جمعیتی جدید است. در این مسیر نباید سالمندان را فقط هزینه بدانیم؛ تجربه و مهارت آنها ظرفیت ارزشمندی برای آموزش، فعالیت داوطلبانه و مشارکت اجتماعی است.
ما باید از «مدیریت سالمندی» به سمت «حکمرانی در عصر سالمندی» حرکت کنیم؛ یعنی تمام سیاست‌های کشور از امروز با این سوال طراحی شوند که جامعه ایران در دو یا سه دهه آینده چه ترکیب سنی خواهد داشت و آیا زیرساخت‌های اقتصادی، اجتماعی، سلامت و شهری ما برای آن جامعه آماده است یا خیر.

با افزایش سالمندان تنها، مسئولیت مراقبت بر عهده چه کسی است و نظام سلامت چه تغییری باید کند؟
رویکرد سلامت باید از درمان بیماری به سمت پیشگیری، توانبخشی، مراقبت مستمر و حفظ استقلال سالمند حرکت کند. غربالگری بیماری‌های مزمن، پیشگیری از سقوط، سلامت روان، تغذیه و آموزش مراقبان باید در نزدیک‌ترین نقطه به محل زندگی ارائه شود. ما دیگر نمی‌توانیم فرض کنیم که همه سالمندان در آینده فرزند یا عضوی از خانواده داشته باشند که بتواند به صورت مستمر از آنها مراقبت کند. به همین دلیل، باید یک «نظام مراقبت بلندمدت» در کشور شکل بگیرد.
مسئولیت مراقبت نباید بر دوش یک نهاد واحد باشد. دولت مسئول سیاستگذاری، تنظیم‌گری و تضمین دسترسی عادلانه است؛ نظام سلامت خدمات پزشکی را تامین می‌کند، دستگاه‌های رفاهی حمایت اجتماعی و معیشتی را بر عهده دارند و بیمه‌ها باید پوشش مراقبت بلندمدت را توسعه دهند. شهرداری‌ها نیز در خدمات محلی و مراکز روزانه نقش دارند.
اولویت، ماندن سالمند در محیط آشنای زندگی تا زمانی است که شرایط جسمی و اجتماعی اجازه می‌دهد. مراقبت در منزل، پرستاری، توانبخشی و حمایت از مراقبان خانوادگی باید گسترش یابد. مراکز اقامتی برای کسانی است که واقعا به این سطح از مراقبت نیاز دارند. سالمند تنها نباید سالمند بی‌پناه باشد.

شهر و مسکن چگونه باید امکان زندگی مستقل سالمندان را فراهم کنند؟
شهرهای ما هنوز با شهر دوستدار سالمند فاصله دارند. سالمند باید بتواند با امنیت و استقلال در محله زندگی کند. مرکز سلامت، داروخانه، فروشگاه و فضای فرهنگی باید در دسترس باشند و حمل‌ونقل عمومی برای افراد دارای محدودیت حرکتی یا مشکلات بینایی قابل استفاده باشد.
در یک محله مناسب سالمندی، خدماتی مانند فروشگاه، داروخانه، مرکز سلامت، فضای سبز، مرکز فرهنگی و ورزشی، خدمات اجتماعی و فضاهای گردهمایی باید تا حد امکان در دسترس باشند. همچنین باید فضاهای عمومی را برای حضور فعال سالمندان آماده کنیم. پارک‌ها، بوستان‌ها و فضاهای شهری باید دارای مسیرهای پیاده‌روی ایمن، نیمکت، سرویس بهداشتی مناسب، روشنایی کافی، سایه‌بان و امکانات ورزشی متناسب با سالمندان باشند. این موضوع فقط یک اقدام عمرانی نیست؛ ایجاد چنین فضاهایی مستقیما با سلامت جسمی، سلامت روان و کاهش انزوای اجتماعی سالمندان ارتباط دارد. در خانه نیز ایمن‌سازی حمام، نصب دستگیره، بهبود روشنایی و حذف موانع حرکتی می‌تواند استقلال را طولانی‌تر کند.
خدمات پزشکی و توانبخشی در منزل باید توسعه پیدا کند تا سالمندانی که محدودیت حرکتی دارند، برای دریافت ساده‌ترین خدمات مجبور به طی مسافت‌های طولانی نباشند. اولویت باید حفظ سالمند در محیط آشنای زندگی، تا زمانی باشد که از نظر جسمی و اجتماعی امکان‌پذیر است.
فناوری، از خدمات سلامت از راه دور تا سامانه درخواست کمک، ابزار مکمل است. با این حال، شهر دوستدار سالمند فقط برای سالمندان ساخته نمی‌شود؛ مناسب‌سازی آن کیفیت زندگی کودکان، افراد دارای معلولیت و دیگر شهروندان را هم افزایش می‌دهد.

برای امنیت اقتصادی سالمندان چه اصلاحاتی لازم است؟ آیا اشتغال در سنین بالاتر راه‌حل است؟
افزایش طول عمر یعنی افراد سال‌های بیشتری پس از بازنشستگی زندگی می‌کنند. پایداری مالی صندوق‌ها، پوشش بیمه‌ای و تناسب مستمری با هزینه‌های زندگی باید با نگاه بلندمدت بازنگری شود؛ به‌گونه‌ای که امنیت اقتصادی بازنشستگان نیز حفظ شود. حمایت از سالمندان کم‌درآمد و فاقد درآمد پایدار باید هدفمند باشد و هزینه مراقبت بلندمدت هم نباید مستقیما بر دوش سالمند و خانواده بماند. نمی‌توان با یک سیاست واحد به همه سالمندان پاسخ داد؛ زیرا وضعیت اقتصادی یک سالمند برخوردار با سالمندی که هیچ درآمد یا حمایت خانوادگی ندارد، کاملا متفاوت است.
برنامه‌ریزی مالی، ابزارهای مناسب پس‌انداز و بیمه‌های مکمل باید از دوران اشتغال در دسترس باشند. درباره کار سالمندان نیز باید فرصت‌های متناسب مانند مشاوره، آموزش و اشتغال پاره‌وقت فراهم شود و تبعیض سنی کاهش یابد. اما کار در سالمندی باید انتخاب باشد، نه اجبار ناشی از فقر یا ناکافی بودن مستمری.

چگونه می‌توان از تنهایی پیشگیری کرد و کدام اقدامات را نباید به آینده موکول کرد؟
سالمندی سالم فقط نداشتن بیماری نیست؛ احساس تعلق و داشتن نقش اجتماعی هم اهمیت دارد. مراکز روزانه، پاتوق‌های محلی، بنیادهای فرزانگان و مراکز مهر و گفت‌وگو باید فرصت معاشرت، ورزش، یادگیری و فعالیت داوطلبانه فراهم کنند. سالمندان می‌توانند تجربه و مهارت خود را به نسل‌های جوان‌تر منتقل کنند.
برنامه‌های مشترک با مدارس، مهدکودک‌ها و مراکز فرهنگی نیز قابل استفاده‌اند، به شرط تطبیق با شرایط ایران. هدف، حضور و مشارکت واقعی سالمندان است. تربیت نیروی متخصص، ایجاد نظام مراقبت بلندمدت، اصلاح بازنشستگی، مناسب‌سازی شهر و مسکن و ایجاد شبکه حمایت از سالمندان تنها، زمانبر هستند. نمی‌توان منتظر اوج سالمندی ماند. اجرای موثر سند ملی سالمندان باید با مسئولیت روشن دستگاه‌ها و هماهنگی میان آنها دنبال شود؛ برای زندگی بهتر سالمندان، نه صرفا مدیریت افزایش تعداد آنها.

سه تجربه برای زندگی بهتر در سالمندی
 ژاپن؛ مراقبت در محیط آشنا
وزارت بهداشت، کار و رفاه ژاپن، «مراقبت یکپارچه محلی» را با پیوند مسکن، خدمات پزشکی، مراقبت، پیشگیری و حمایت روزمره دنبال می‌کند. هدف این است که سالمندان، حتی با افزایش نیاز به مراقبت، تا حد امکان در محله آشنای خود زندگی کنند. شهرداری‌ها در شکل‌گیری این شبکه متناسب با شرایط هر منطقه نقش محوری دارند. مراکز حمایت محلی نیز مشاوره و کمک به پیشگیری از نیاز به مراقبت را ارائه می‌کنند.
 آمریکا؛ دیدار روزمره دو نسل
در مجموعه «مونت سنت وینسنت» در سیاتل، مرکز مراقبت از کودکان درون مجموعه محل زندگی سالمندان فعالیت می‌کند. براساس معرفی رسمی مرکز، کودکان و سالمندان پنج روز در هفته در برنامه‌هایی مانند قصه‌گویی، هنر، موسیقی و صرف غذا کنار هم قرار می‌گیرند. ارتباط دو نسل بخشی از برنامه معمول مجموعه است و فعالیت‌ها با همراهی کارکنان انجام می‌شود. این نمونه، الگویی برای ایجاد فرصت تعامل مستمر میان نسل‌هاست.
 سنگاپور؛ مسکن همراه با مراقبت
«آپارتمان‌های مراقبت اجتماعی» در سنگاپور، طراحی مناسب سالمندان را با خدمات مراقبتی قابل تنظیم و فعالیت‌های اجتماعی ترکیب می‌کنند. در معرفی طرح کوئینزتاون، فضاهای مشترک هر طبقه نیز برای ارتباط ساکنان پیش‌بینی شده است. هدف طرح، فراهم کردن امکان زندگی مستقل در جامعه، همراه با دسترسی به حمایت مورد نیاز است.
برای ایران، نکته قابل بررسی در این تجربه‌ها، پیوند مراقبت، محیط زندگی و ارتباط اجتماعی است. استفاده از آنها نیازمند سنجش هزینه، ظرفیت اجرایی و تناسب فرهنگی است؛ با امکان اجرای آزمایشی در چند محله و ارزیابی نتایج پیش از گسترش.

از امروز برای سال‌های سپید

رویای ایران مو سپید

به گزارش «آگاه» آینده ایران از امروز آغاز شده است و ما از هم‌اکنون برای برخورد مناسب با مسئله سالمندی باید آماده باشیم لذا نیازمند اقدامات عملی و ایجاد زیرساخت‌های مناسب هستیم. پرسش این است: برای زندگی سالمندی در ۲۰ تا ۳۰ سال آینده، چه کارهایی باید از امروز آغاز شود؟ پاسخ، مجموعه‌ای از اقدامات در حوزه مراقبت، معیشت، محیط زندگی و ارتباط اجتماعی است؛ اقداماتی که بخشی از آنها در مقیاس محله قابل پیگیری‌اند و بخشی به برنامه‌ریزی ملی و همکاری دستگاه‌ها نیاز دارند.

۱. مراقبت را به خانه و محله برسانیم
خدمات در منزل را توسعه دهیم. پرستاری، مراقبت پزشکی و توانبخشی در منزل باید در برنامه توسعه خدمات سالمندی قرار بگیرند تا افراد دارای محدودیت حرکتی، برای دریافت هر خدمت ناچار به رفت‌وآمد نباشند. این خدمات باید امکان ماندن سالمند در محیط آشنای زندگی را، تا زمانی که شرایط جسمی و اجتماعی اجازه می‌دهد، تقویت کنند.
مراقبت پیشگیرانه را در دسترس قرار دهیم. غربالگری بیماری‌های مزمن، بررسی تغذیه و سلامت روان، پیشگیری از سقوط و خدمات توانبخشی باید در نزدیک‌ترین مرکز سلامت به محل زندگی ارائه شوند. رسیدگی به این نیازها نباید به زمان بیماری شدید یا بستری شدن محدود بماند.
مراقبان را آموزش دهیم. آموزش اعضای خانواده و مراقبان، در کنار تربیت پزشک، پرستار، مددکار اجتماعی، فیزیوتراپیست و کاردرمانگر، بخشی از زیرساخت مراقبت است. ظرفیت آموزش این نیروها باید پیش از افزایش گسترده تقاضا ایجاد شود.

۲. پشتوانه مالی دوران سالمندی را تقویت کنیم
هزینه مراقبت را وارد برنامه بیمه کنیم. توسعه پوشش بیمه‌ای مراقبت بلندمدت و خدمات حمایتی باید پیگیری شود تا نیاز به پرستاری و توانبخشی، تمام هزینه را بر دوش سالمند و خانواده نگذارد.
حمایت را متناسب با نیاز تنظیم کنیم. سالمندان فاقد مستمری، پوشش بیمه یا درآمد پایدار، به حمایت اقتصادی هدفمند نیاز دارند.
 برنامه‌های حمایتی باید تفاوت میان سالمند برخوردار و فردی بدون پشتوانه مالی و خانوادگی را در نظر بگیرند. برنامه‌ریزی مالی را از دوران اشتغال آغاز کنیم. ابزارهای مناسب پس‌انداز، بیمه‌های مکمل و آموزش برنامه‌ریزی مالی بلندمدت باید پیش از بازنشستگی در دسترس باشند. همزمان، پایداری صندوق‌ها و تناسب مستمری با هزینه‌های زندگی باید پیگیری شود. فرصت کار اختیاری ایجاد کنیم. مشاوره، آموزش، کار پاره‌وقت و کارآفرینی، مسیرهایی برای استفاده از تجربه سالمندان‌اند. 
این فرصت‌ها باید متناسب با توان و علاقه فرد باشند؛ ادامه کار نباید شرط تامین نیازهای اولیه زندگی شود.
۳. مسیر خانه تا خدمات را قابل استفاده کنیم
موانع رفت‌وآمد را برطرف کنیم. مناسب‌سازی پیاده‌رو، دسترسی بدون پله، مسیر امن عبور از خیابان و ایستگاه‌های قابل استفاده، باید در برنامه‌های شهری جای بگیرد. اتوبوس و مترو نیز باید برای افراد دارای ضعف بینایی، مشکلات تعادلی یا محدودیت حرکتی قابل استفاده باشند.
خدمات روزمره را نزدیک کنیم. در طراحی و توسعه محله، دسترسی به فروشگاه، داروخانه، مرکز سلامت، فضای سبز و خدمات اجتماعی را در نظر بگیریم. استقلال سالمند به امکان انجام کارهای روزمره در محدوده زندگی او وابسته است.
خانه‌ها را ایمن‌تر کنیم. نصب دستگیره حمایتی، ایمن‌سازی حمام و سرویس بهداشتی، بهبود روشنایی و حذف موانع حرکتی، مصادیق مشخص مناسب‌سازی مسکن هستند. فضای مکث و حضور بسازیم. نیمکت، سایه‌بان، روشنایی کافی، سرویس بهداشتی مناسب و مسیر پیاده‌روی ایمن، حضور سالمندان در پارک و فضای عمومی را آسان‌تر می‌کنند.

۴. برای ارتباط مستمر، مکان و برنامه داشته باشیم
پاتوق‌های کوچک محلی ایجاد کنیم. فضایی برای گفت‌وگو، کتاب‌خوانی، بازی و فعالیت فرهنگی می‌تواند فرصت دیدار منظم فراهم کند. همه برنامه‌های ارتباط اجتماعی به مرکز بزرگ و تشکیلات پیچیده نیاز ندارند.
مراکز روزانه را گسترش دهیم. سالمند بتواند در طول روز از خدمات سلامت، توانبخشی، فعالیت اجتماعی و سرگرمی استفاده کند و در پایان روز به خانه بازگردد. این الگو، پشتیبانی از خانواده را با حفظ ارتباط سالمند با محیط زندگی همراه می‌کند. به سالمندان نقش بدهیم. بنیادهای فرزانگان می‌توانند زمینه آموزش، مشاوره، فعالیت فرهنگی و کار داوطلبانه را برای سالمندان توانمند فراهم کنند. برنامه‌ها باید فرصت ارائه تجربه و مهارت را هم دربر بگیرند.
ارتباط نسل‌ها را به برنامه منظم تبدیل کنیم. قصه‌گویی در مهدکودک، روایت تجربه در مدرسه، آموزش هنرهای سنتی و همکاری با مراکز فرهنگی و دانشگاه‌ها، مصادیق این ارتباط‌اند. مراکز مهر و گفت‌وگو نیز می‌توانند میزبان تعامل سالمندان با دیگر گروه‌های جامعه باشند. طراحی این فعالیت‌ها باید با فرهنگ و شرایط خانواده‌های ایرانی هماهنگ شود.

۵. مسئولیت‌ها را روشن و ظرفیت‌ها را فعال کنیم
برای هر خدمت، مسئول مشخص کنیم. سیاستگذاری و تضمین دسترسی، خدمات پزشکی، حمایت معیشتی، پوشش بیمه و خدمات محلی باید با تقسیم کار میان دولت، نظام سلامت، دستگاه‌های رفاهی، بیمه‌ها و شهرداری‌ها دنبال شوند. بخش خصوصی و سازمان‌های مردم‌نهاد نیز می‌توانند در ارائه خدمات مشارکت کنند. اقتصاد نقره‌ای را توسعه دهیم. خدمات و محصولات متناسب با سالمندان در حوزه گردشگری، فناوری، مسکن، ورزش، آموزش، سلامت و بیمه، زمینه فعالیت اقتصادی دارند. تجربه و مهارت خود سالمندان نیز باید در این فعالیت‌ها به کار گرفته شود.

کدام کارها نباید عقب بیفتند؟
تربیت نیروی متخصص، پایدارسازی بازنشستگی، ایجاد نظام مراقبت بلندمدت، مناسب‌سازی شهر و مسکن، توسعه خدمات محله‌ای، شبکه حمایت از سالمندان تنها و برنامه‌ریزی مالی دوران سالمندی، هفت اقدام زمانبر این مسیرند. اجرای آنها باید از امروز، در چارچوب سند ملی سالمندان و با افق ۲۰ تا ۳۰ ساله آغاز شود؛ زیرا ساخت زیرساخت، آموزش نیرو و تغییر محیط زندگی را نمی‌توان به هنگام اوج نیازها موکول کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.