طی ۷۲ ساعت اخیر فضای سیاسی و خبری داخلی و بین‌المللی، تحت تاثیر نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا خطاب به سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان قرار دارد. درخصوص محتوای نامه مذکور گمانه‌زنی‌های زیادی شده است؛ اما آنچه اهمیت دارد آن است که ایران از مواضع خود عدول نکرده است و مادامی که هفت شرط اساسی‌اش به یکباره و بالمره، تحقق نیابد، هیچگونه مذاکره‌ای را با طرف آمریکایی نخواهد داشت.

دیپلماسی التماسی آمریکا

آگاه: پایان جنگ در تمامی جغرافیای مقاومت، رفع محاصره دریایی ایران، آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده کشورمان در خارج و رفع تحریم‌های مرتبط با فروش نفت، از اساسی‌ترین شروط ایران برای آغاز هر مذاکره‌ای و به تبع آن، بازگشایی تدریجی تنگه هرمز است.
نکته دیگری که درخصوص نامه ونس مطرح است، آن است که در این نامه هیچ ابتکار تازه‌ای از سوی طرف آمریکایی مطرح نشده و صرفا متن و لحن نامه محترمانه‌تر است؛ قطعا این قبیل تردستی‌ها در قبال ایران موثر نخواهد بود و آمریکا اگر می‌خواهد آبرومندانه از جنگ با ایران خارج شود، باید اقدام عملی انجام دهد.
مبحث دیگر، نیاز سیاسی و جناحی ترامپ و ونس به دستاوردسازی است. کمتر از پنج روز دیگر به انتخابات میان دوره‌ای کنگره آمریکا زمان باقی است و جمهوریخواهان نیاز مبرم دارند تا از جنگ ایران یک دستاورد سیاسی درست کنند. بهترین مصداق در این رابطه، آن است که طی مذاکراتی سریع، تفاهم‌نامه‌ای را منعقد کنند و در جامعه آمریکا چنین القا کنند که در نتیجه قدرت سخت و حمله نظامی به ایران، پرونده هسته‌ای تهران برای همیشه مختومه شد.

هسته‌ای، خط قرمز ایران است
در اینجا هوشمندی جمهوری اسلامی ایران، قابل تحسین است که از همان ابتدای انتشار خبر ارسال نامه ونس، از طرق مختلف، اعلام کرد که به هیچ وجه در مراحله نخست و تا پیش از تحقق هفت شرطش، هیچ امتیاز هسته‌ای به آمریکا نخواهد داد. به بیان دیگر، تقویم شکننده انتخاباتی کاخ سفید، واشنگتن را به صرافت دستاوردسازی‌های نمایشی انداخته؛ غافل از آنکه تهران بازار سیاست‌ورزی‌های زودگذر را به رسمیت نمی‌شناسد.
در فرامتن اخبار و گمانه‌زنی‌های سیاسی و رسانه‌ای در باب نامه ونس و واکنش ایران، چند نکته مستتر است و از جمله آنکه واشنگتن در چنبره محاسبات غلط خود گرفتار آمده و در جست‌وجوی راه نجاتی آبرومندانه از باتلاق منطقه‌ای است که خود آفریده است. از منظر ایران، فراتر از الفاظ دیپلماتیک و نامه‌نگاری‌های مصلحتی، میدان نبرد اراده‌هاست که خط فاصل میان پیروزی و سازش را ترسیم می‌کند. جمهوری اسلامی ایران با صلابت برخاسته از اقتدار میدانی، هرگونه دیپلماسی فرسایشی را به سد محکم هفت شرط بنیادین خود منکوب کرده است. بازی با واژگان و تغییر لحن مکتوبات، سرپوشی کاذب بر استیصال ساختاری آمریکاست که زبان زور را در برابر اراده پولادین ملت و نظام ایران باخته است.

نامه‌ای با محتوای تکراری
اما طبق آنچه منابع خبری آگاه منتشر کرده‌اند برخلاف اظهارات ترامپ و رسانه‌های غربی، ایران در نامه اخیر ونس موضوع مهمی که شایسته جواب باشد، نیافته است. نامه ونس بیش از آنکه گامی در جهت یک دیپلماسی واقعی ارزیابی شود، به عنوان نقشه مشترکی با ترامپ برای امتیازگیری هسته‌ای از ایران قبل از انتخابات میان دوره‌ای کنگره ارزیابی شده است. علاوه بر نامه ونس، ایران طرحی از قطر دریافت کرده که به آن پاسخ خواهد داد. قطری‌ها خواستار کوتاه‌تر شدن زمان‌بندی اجرای طرح شده‌اند که ایران با آن مخالفتی ندارد اما ایران از هفت شرط خود به عنوان پیش‌نیاز باز شدن تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی کوتاه نخواهد آمد و هیچ گزینه هسته‌ای را هم بررسی نخواهد کرد. بسیار بعید است ترامپ چنین طرحی را بپذیرد. ایران آماده هیچ نوع امتیازدهی در زمینه مواد هسته‌ای نیست چون هیچ اطمینانی از عمل آمریکا به تعهداتش ندارد. در همین راستا، شبکه العربیه به نقل از منابع آگاه مدعی شده که میانجی‌ها در حال مذاکره با ایران بر سر توافقی هستند که براساس آن، تهران در ازای آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده خود، اجازه ورود بازرسان به تاسیسات هسته‌ای را صادر کند. طبق این گزارش، واشنگتن به میانجی‌ها اعلام کرده است که کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای ایران، شرط اساسی هرگونه مذاکره خواهد بود. این ادعا در حالی مطرح شده که هنوز جزئیات توافق احتمالی و واکنش رسمی تهران به این پیشنهاد منتشر نشده است.
به هر ترتیب، این آمریکاست که نیازمند مذاکره با ایران است و وقتی یک طرف در مقام نیاز است، قطعا باید از خواسته‌های خود عقب بنشیند. نامه ونس، در شرایط افزایش فشارهای اقتصادی بر دولت ترامپ و تشدید انتقادها از عملکرد وی در جنگ با ایران نوشته شد.
 کارشناسان معتقدند همزمانی این نامه با رقابت‌های انتخاباتی آمریکا و افزایش نارضایتی عمومی از پیامدهای جنگ، می‌تواند نشان‌دهنده تلاش دولت ترامپ برای مدیریت تبعات سیاسی و اقتصادی این درگیری و ارسال پیامی امیدوارکننده به رأی‌دهندگان آمریکایی باشد. نامه ونس را باید در چارچوب فشارهای ناشی از جنگ با ایران و نگرانی جمهوریخواهان از شکست در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره تحلیل کرد.

چالش‌های پیش‌ روی ترامپ
برای تحلیل این نامه ابتدا باید بررسی کرد که چرا جمهوریخواهان در آستانه انتخابات با چنین وضعیتی مواجه شده‌اند؛ موضوعی که بخش مهمی از آن به جنگ با ایران و پیامدهای این درگیری بازمی‌گردد. جنگ با ایران یکی از مهم‌ترین مسائلی است که چالش‌های متعددی را برای دولت ترامپ ایجاد کرده و بر محبوبیت ترامپ تاثیر گذاشته است. افزایش تورم و گرانی، به‌ویژه در حوزه سوخت و مسکن، از جمله مشکلاتی است که شهروندان آمریکایی با آن مواجهند. در کنار این مسائل، مخالفت بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا با جنگ و محقق‌ نشدن برخی وعده‌های انتخاباتی ترامپ، از عوامل تشدید نارضایتی‌هاست. فراموش نکنیم که ترامپ با وعده پایان ‌دادن به جنگ‌ها و بهبود وضعیت اقتصادی مردم آمریکا وارد رقابت‌های انتخاباتی شده بود. اکنون این پرسش مطرح است که آیا جمهوریخواهان در فرصت باقی‌مانده تا انتخابات می‌توانند این شکاف را ترمیم کنند یا خیر؛ موضوعی که با توجه به شرایط موجود، کار دشواری به نظر می‌رسد.
فاصله ‌گرفتن برخی نامزدهای جمهوریخواه از ترامپ در تبلیغات انتخاباتی خود، نشان می‌دهد که بخشی از جمهوریخواهان نگران تاثیر عملکرد رئیس‌جمهور آمریکا بر سبد رأی خود هستند و تلاش می‌کنند میان موقعیت انتخاباتی خود و سیاست‌های ترامپ فاصله ایجاد کنند.
دولت ترامپ در شرایطی قرار دارد که باید درباره هزینه‌های مالی و پیامدهای اقتصادی جنگ به افکار عمومی پاسخ دهد. در چنین وضعیتی، ادامه درگیری بدون چشم‌انداز روشن برای پایان آن، فشار مضاعفی بر دولت آمریکا وارد می‌کند. جمهوریخواهان احساس می‌کنند که سبد رأی آنها در معرض خطر قرار گرفته است؛ به همین دلیل، ترامپ می‌کوشد با طرح موضوع آغاز مذاکرات، این پیام را به افکار عمومی آمریکا منتقل کند که در حال حل‌وفصل مسئله ایران است. از این منظر، نامه ونس می‌تواند بخشی از تلاش دولت آمریکا برای ایجاد یک تحول تبلیغاتی در روزهای پایانی رقابت‌های انتخاباتی باشد؛ اقدامی که هدف آن کاهش فشارهای سیاسی ناشی از جنگ و القای امکان دستیابی به توافق است.

استیصال آمریکا
نفس ارسال چنین نامه‌ای را می‌توان نشانه‌ای از این دانست که فشار و تهدید نتوانسته ایران اسلامی را به پذیرش خواسته‌های آمریکا وادار کند و واشنگتن به دنبال استفاده از مسیر دیگری برای پیشبرد اهداف خود است. جمهوری اسلامی ایران برای بررسی چنین موضوعاتی سازوکار مشخص خود را دارد و نامه دریافتی نیز باید از همین مسیر مورد ارزیابی قرار گیرد. در این زمینه، مسئله اصلی نه صرف ارسال نامه، بلکه محتوای آن و میزان پایبندی آمریکا به تعهدات و شروط مطرح‌شده از سوی ایران است.

سفر مجدد قطری‌ها
روز جمعه هشتم آبان نیز رسانه‌ها گزارش دادند که میانجی‌گران قطری بار دیگر به تهران سفر کرده‌اند تا تلاش‌ها برای دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ را ادامه دهند. طبق ادعای رویترز به نقل از یک منبع آگاه، گفت‌وگوهای میانجیگرانه با هماهنگی واشنگتن انجام می‌شود، اما جزئیات بیشتری درباره مذاکرات تازه ارائه نشده است.
این دومین سفر میانجیگران قطری به ایران در یک هفته اخیر است. قطر روز یک‌شنبه گذشته پیش‌نویس طرحی برای پایان جنگ را به ایران ارائه کرده بود، اما یک مقام ارشد جمهوری اسلامی ایران این پیشنهادها را غیر قابل ‌قبول خواند و تاکید کرد که موضع تهران درباره برنامه هسته‌ای تغییر نکرده است. خبرگزاری‌های داخلی هم روز جمعه هشتم آبان گزارش دادند هیاتی به ریاست محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آل ثانی، وزیر خارجه قطر، صبح جمعه هشتم آبان، برای دیدار و رایزنی با مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شده است.
آنچه مسلم است آن است که ایران می‌داند در حال حاضر دادن امتیاز هسته‌ای به ترامپ قبل از انتخابات کنگره به معنای نجات اوست؛ کسی که پس از نجات، ضربات بزرگ‌تر و توطئه‌های عمیق‌تر را آغاز می‌کند. با این فرد توافق پایدار ممکن نیست و ایران هیچ نیازی به توافق تاکتیکی با دشمن ندارد. حضور متعدد واسطه‌ها در ایران برای مذاکره نیز حاکی از استیصال و نیاز ترامپ برای پیروزی در انتخابات کنگره است. لذا از منظر بسیاری از نخبگان و تحلیلگران سیاسی هرگونه مذاکره‌ای قبل از انتخابات، کمک مستقیم به ترامپ است و تا تحقق شرایط ملت ایران، مذاکره کردن در جهت منافع ملی نخواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.