آگاه: این روزها، گفتمان عبور از مرزهای هستهای پیشین و دستیابی به چتر امنیت مطلق، دیگر نه یک زمزمه درگوشی، بلکه فریادی رسا و برخاسته از بطن تودههای مردمی است؛ خواستهای که از گلدستههای مصلیها تا کف خیابانها و کرسیهای دانشگاهی، با صلابتی بیسابقه طنینانداز شده است.
کوچه و بازار، مساجد و محافل نخبگانی، همگی یک صدا شدهاند؛ افکار عمومی با عبور از محاسبات فرسایشی، بازدارندگی سترگ و تمامعیار هستهای را تنها ضامن صیانت از کیان این سرزمین و پاسخی قاطع به گزافهگوییهای سردمداران نظام سلطه میداند.
پالسهای ارسالی از بدنه اجتماع حاکی از یک تحول بنیادین در پارادایم امنیتی مدنظر مردم است؛ اصرار بر دستیابی به ابزار بازدارندهای که موازنه قوا را برای همیشه به نفع ایران رقم بزند، از تریبونهای نماز جمعه تا حلقههای فکری، به گفتمان غالب و مطالبهای ملی مبدل شده است.
بازنگری در دکترین هستهای
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد حاجعلیاکبری در خطبههای نماز عبادی-سیاسی جمعه تهران که در دانشگاه تهران اقامه شد، طی سخنانی در خصوص طرح موضوع بازنگری در دکترین هستهای کشور عنوان کرد: در نماز جمعه گذشته این موضوع را مطرح کردیم که چرا باید در دکترین هستهای خود تجدیدنظر کنیم. این مطالبه، یک واکنش شتابزده و هیجانی نیست، بلکه حاصل بلوغ و آگاهی ملی است. دشمنان همه خطوط قرمز ملت ایران را زیر پا گذاشتهاند، امام ما را به شهادت رساندهاند و به تعهدات و قراردادهای خود پایبند نبودهاند. ملت ایران در طول سالهای گذشته تجربهای دردناک از رفتار طرف مقابل داشته و اکنون با آگاهی و بصیرت گسترده، موضوع بازنگری در دکترین هستهای را بهعنوان یکی از عرصههای بازدارندگی و تامین امنیت ملی مطرح میکنند.
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه این مطالبه ریشه در حق حیات عزتمندانه ملت ایران دارد، تصریح کرد: برخی از مطرح شدن این موضوع عصبانی شدند، اما این خواست ملت ایران است و نباید آن را به یک گروه خاص محدود کرد. پیش از این نیز در برخی نظرسنجیها بیش از ۷۰ درصد مردم خواستار تجدیدنظر در دکترین هستهای بودند، اما پس از طرح این موضوع در نماز جمعه، موجی از درخواستها و استقبال از سوی اقشار مختلف مردم، از جمله دانشجویان، دانشآموزان، استادان دانشگاه، نخبگان و اصناف شکل گرفت.
وی ادامه داد: اکنون با یک مطالبه ملی روبهرو هستیم و امیدواریم نخبگان و صاحبنظران درباره این موضوع مطالعه و بررسی کنند و پیشنهادها و طراحیهای خود را ارائه دهند. مسئولان مرتبط نیز باید بررسیهای تکمیلی را انجام دهند تا پیشنهادها به محضر رهبر انقلاب ارائه شود. در نهایت، هر تصمیمی که رهبر انقلاب تشخیص دهند، مورد تبعیت ما خواهد بود و همه زیر پرچم ایشان قرار داریم؛ اما در عین حال باید به این مطالبه و توقعی که در سطح جامعه شکل گرفته است نیز توجه شود.
رسیدن به بازدارندگی مطلق
به طور کلی، مطالبه ساخت سلاح اتمی، پس از جنگ ۱۲ روزه به یک مطالبه اصلی در بین اقشار مختلف مردم و گروههای نخبگانی تبدیل شد. این مطالبه، پس از جنگ ۴۰ روزه نیز تشدید شد. دشمن متجاوز صهیونیستی و آمریکایی طی یک سال، دو بار به ما تجاوز وحشیانه کردند و حتی به کودکان ما نیز رحم نکردند؛ در چنین فضایی، آنچه دشمن را دگر بار از تجاوز باز میدارد، برخورداری از سلاح اتمی و رسیدن به بازدارندگی مطلق و تمامعیار است. تکرار تجاوزات ددمنشانه محور شرارت آمریکایی و صهیونیستی در کارزار ۱۲ روزه و سپس آزمون خونین ۴۰ روزه، پرده از جنایاتی برداشت که حتی از کودکان این مرز و بوم نیز نگذشت؛ فاجعهای هولناک که افکار عمومی و بدنه نخبگانی را به این جمعبندی قاطع رساند که جز با تکیه بر بازدارندگی مطلق اتمی و قاطعترین ابزار موازنهساز، نمیتوان دست تجاوزگران را برای همیشه کوتاه کرد.تجربه تلخ دو یورش وحشیانه در فاصلهای کوتاه، پارادایم امنیتی ملت ایران را متحول ساخته است؛ وقتی دشمن خوی درندگی خود را تا مرز کشتار کودکان عیان میکند، مطالبه دستیابی به سلاح بازدارنده راهبردی، دیگر نه یک انتخاب، بلکه تنها راه حتمی برای بستن پرونده تجاوز و تحمیل اراده خود به نظام سلطه است. تجاوزات زنجیرهای رژیم سفاک صهیونیستی و حامی آمریکاییاش در طول یک سال گذشته، افق دید ملت و نخبگان را به نقطهای کلیدی رساند: پایان دادن به چرخه شوم تعدی و تجاوز، تنها و تنها در سایه رسیدن به چتر امنیتی بیبدلیل سلاح اتمی و دستیابی به بازدارندگی تمامعیاری است که زبان زور را برای همیشه الکن سازد.
دیگر نباید از تصعید تنش بترسیم
نباید فراموش کنیم که ما در دو جنگ اخیر خود با آمریکاییها و صهیونیستها، همواره از تصعید تنش، هراس داشتیم و از یک جایی به بعد، سطح و حجم حملات خود را کنترل و مدیریت میکردیم؛ علت این امر آن بود که ما در قله بازدارندگی نیستیم اما دشمن ما در آن موضع ایستاده است. به زبان سادهتر، در کشاکش و گرماگرم نبردهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، در بسیاری از مقاطع، زور موشکی و نقطهزنی ما بر آمریکا و اسرائیل میچربید اما ما تحفظ میکردیم؛ یعنی عمدا نمیزدیم تا مبادا دشمن به سیم آخر بزند و روی سر ما بمب اتم بیندازد. حال اگر خودمان به بمب اتم دست یابیم، دیگر خبری از این تحفظ و ترس وجود نخواهد داشت و ما در بالاترین پله از نردبان تنش میایستیم و به دشمن میفهمانیم که استراتژی ضربه آخر و راهبرد محو کننده کلیدش در دستان ماست.در کارزارهای اخیر، اگرچه گرز آتشین موشکهای ما ستونهای دشمن را به لرزه درآورد، اما سایه سنگین انحصار هستهای آنها، دست ما را در نقطه عطف درگیری بست و وادارمان کرد پدال ترمز را فشار دهیم. ما از ترس گزینه نهایی حریف، سطح واکنش خود را مدیریت کردیم؛ اما دستیابی به بمب اتم، این سقف شیشهای مهار را ویران میکند تا دیگر هیچ قدرتی نتواند با چماق تهدید آخرالزمانی، موازنه میدان را به نفع خود مصادره کند.
بالاترین پله نردبان تنش
تا زمانی که بازدارندگی تمامعیار در انحصار متجاوز است، حتی برتری تاکتیکی و نقطهزنی ما در میدان رزم نیز زیر سایه باجخواهی هستهای دشمن محدود میماند؛ ما خویشتنداری کردیم تا مبادا گرگ زخمخورده به سیم آخر بزند. اما اتم ایرانی، این معادله را واژگون میسازد؛ با استقرار در بالاترین پله نردبان تنش، کلید استراتژی ضربه آخر و اراده محوکننده برای همیشه به دست قدرت اول منطقه منتقل خواهد شد.معادلات میدان در تقابلهای گذشته عیان ساخت که برتری موشکیمان به تنهایی برای مهار کامل دشمن کافی نیست، چرا که او در قله ارعاب اتمی نشسته بود و ما ناچار به مدیریت مصلحتی میدان بودیم. وقتی خود به بازدارندگی مطلق اتمی دست یابیم، دیگر جریانی به نام ترس از به سیم آخر زدن دشمن موضوعیت نخواهد داشت؛ آن روز، این اراده ماست که سقف و کف درگیری را تعیین میکند و حریف را در بنبست راهبردی ناگزیر قرار میدهد.
نقطه عطف تاریخ معاصر در غرب آسیا یا همان خاورمیانه، گذار ایران از بازدارندگی منعطف به بازدارندگی هستهای خواهد بود؛ لحظهای که معادلات قدرت با ورود عنصر اتمی به بازی، برای همیشه از حالت تعادل خارج شده و وزن جدیدی به اراده مقاومت خواهد بخشید. بلوغ استراتژیک ایران در آستانه یک چرخش بزرگ است؛ چرخشی که در آن، قدرت پاسخگویی ما از سطح تسلیحات کلاسیک به سطح بازدارندگی هستهای ارتقا مییابد و این تنها راه برای خنثیسازی تهدیدات بنیادین دشمن خواهد بود.
نظر شما