آگاه: با این حال، در عصر هجوم رسانهای و جنگ شناختی، گاه این توهم در ذهن برخی افراد شکل میگیرد که با تعدیل مواضع، تغییر روشها و مذاکره در پشت درهای بسته میتوان این شکاف عمیق را پر کرد؛ غافل از اینکه ریشههای این تقابل در لایههایی بسیار ژرفتر از سطح معادلات سیاسی ریشه دوانده و از سنن حتمی تاریخ و مبانی اندیشه توحیدی سرچشمه میگیرد. شناخت دقیق این خصومت ساختاری نیازمند بازخوانی پیوند میان نگرش اعتقادی به جهان، موقعیت ژئوپلیتیک و تجربه تاریخی است که دست در دست یکدیگر، هندسه مهار و سلطهطلبی آمریکا را علیه ملت ایران بازتولید میکنند.
از منظر مبانی اعتقادی اسلام، تقابل میان حق و باطل یک جریان مستمر تاریخی است و نظام استکبار جهانی با محوریت ایالات متحده، مصداق بارز و امروزی همان جبهه فرعونی است که در برابر حاکمیت توحید ایستادگی میکند. قرآن کریم با هشدار به مؤمنان، ماهیت این دشمنی را عیان میسازد و میفرماید: «وَلَن تَرْضَیٰ عَنک الْیهُودُ وَلَا النَّصَارَیٰ حَتَّیٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»؛ سنتی الهی که نشان میدهد خشنودی نظام سلطه تنها در گرو دست کشیدن از هویت مکتبی و تسلیم در برابر اراده آنهاست. در نظام معنایی آمریکا، ایالات متحده خود را مرکز ثقل عالم و رهبر نظم لیبرال- سرمایهداری میپندارد که بقای هژمونیاش در گرو استعمار ملتهاست. اما انقلاب اسلامی با طرح گفتمانی مبتنی بر حاکمیت ارزشهای الهی، این هرم سلطه را از بنمایه لرزاند؛ زیرا وجود نظامی که «دین را عین سیاست» میداند و الگویی از استقلال عزتمندانه را ارائه میدهد، خودبهخود به عنوان یک چالش وجودی و تهدیدی ساختاری برای منافع نامشروع مستکبران تعریف میشود.
این مبنای اعتقادی، هنگامی که با اصل بنیادین «نفی سبیل» در فقه و اندیشه سیاسی اسلام گره میخورد، ژرفای استراتژیکتری پیدا میکند. خداوند متعال در آیه شریفه «وَلَن یجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» هرگونه تسلط، راه نفوذ و سلطهگری بیگانگان بر پیکره جامعه اسلامی را تحریم و مسدود کرده است. بر همین اساس، ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا، نه یک تصمیم احساسی، بلکه تکلیفی برخاسته از متن دین است. از سوی دیگر، در سطح مناسبات بینالملل، ایران در حساسترین نقطه جغرافیایی جهان یعنی چهارراه راهبردی خاورمیانه و خلیج فارس واقع شده است؛ منطقهای که شریانهای حیاتی انرژی و ترابری جهان را در دست دارد. پیروزی انقلاب اسلامی به معنای سقوط ناگهانی یک مهره وابسته نبود، بلکه به معنای خروج کامل این وسعت سرزمینی و انسانی از سپهر هژمونی آمریکا و شکستن انحصار قدرت در منطقه بود. در ادبیات راهبردی واشنگتن، از دست رفتن کنترل ژئوپلیتیک ایران به منزله ایجاد یک خلأ راهبردی به سود رقیبان جهانی و از دست رفتن دسترسی ارزان به منابع حیاتی است و به همین دلیل، حتی اگر جمهوری اسلامی از آرمانهای دینی خود نیز عدول میکرد، از منظر جغرافیای سیاسی و رقابت قدرتهای بزرگ، ایالات متحده هرگز نمیتواند کشوری با این حجم از موقعیت استراتژیک و جمعیت را که خارج از زنجیره اطاعت اوست، برتابد.
این واقعیت ساختاری، در حافظه تاریخی ملت ایران نیز با داغی فراموشناشدنی حک شده است؛ چه اینکه کسانی که تلاش میکنند ریشه تنشها را به تسخیر لانه جاسوسی در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ تقلیل دهند، عامدانه یا جاهلانه به فراموشی تاریخی مبتلا شدهاند. دشمنی آمریکا با ملت ایران، دههها پیش از تسخیر سفارت و از مرداد ۱۳۳۲ آغاز شد؛ جایی که ایالات متحده با طراحی و اجرای کودتای ننگین علیه دولت ملی دکتر مصدق، نخستین تجربه تلخ دخالت آشکار در سرنوشت سیاسی ایران را رقم زد، استبداد پهلوی را احیا کرد و شبکه سرکوبگر ساواک را بنیان نهاد. حضور تحقیرآمیز دهها هزار مستشار نظامی که بر تمامی شئون ارتش و کشور سایه افکنده بودند و غارت سیستماتیک ثروتهای ملی این مرز و بوم، کارنامه سیاه حضور آمریکا در ایران پیش از انقلاب است. سیزدهم آبان ۱۳۵۸، نقطه آغاز این دشمنی نبود، بلکه نقطه عطف پایان دادن به آن روند استعماری و بازپسگیری استقلال و شرف ملی بر اساس وعدههای تخلفناپذیر الهی بود که به دست دانشجویان پیرو خط امام رقم خورد. امروز در میدان جنگ شناختی، نوک پیکان حملات دشمن دقیقا روی همین ارکان سهگانه یعنی هویت دینی، جایگاه ژئوپلیتیک و حافظه تاریخی نشانه رفته است تا با وارونهسازی واقعیتها، چنین القا کند که کلید حل مشکلات کشور در گرو اعتماد و تسلیم در برابر آمریکاست. در حالی که سنن الهی و تجربیات تلخ تاریخی به صراحت گواهی میدهند که تقابل آمریکا با ملت ایران، تقابل با «رفتار» نیست بلکه خصومت با «هویت و استقلال» است. در برابر این هجمه پیچیده، بصیرت توحیدی و استقامت فعالانه، تنها صراط مستقیمی است که ما را به منزل مقصود میرساند؛ چرا که قرآن کریم با نویدی آرامشبخش به مؤمنان یادآور میشود که «وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یضُرُّکمْ کیدُهُمْ شَیئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا یعْمَلُونَ مُحِیطٌ»، و این وعده تخلفناپذیر الهی، پشتوانه پیروزی قطعی جبهه حق در عصر توفانهای شناختی است.
۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴
کد مطلب: ۲۶٬۷۷۶
در تقویم سیاسی و تاریخی جمهوری اسلامی ایران، سیزدهم آبان فراتر از یک مناسبت تقویمی و یادآوری یک خشم مقطعی انقلابی است؛ این روز، تجلیگاه درک عمیق یک سنت لایتغیر الهی و راهبردی است که تقابل میان امت اسلام و نظام سلطه، نه یک سوءتفاهم دیپلماتیک قابل حل با گفتوگوهای مرسوم و نه اختلاف نظری تاکتیکی میان دو دولت است، بلکه خصومتی ساختاری، ریشهدار و پایانناپذیر است.
نظر شما