ایران در حوزه اهدای خون و اهدای عضو، یکی از برجسته‌ترین تجربیات منطقه‌ای و حتی جهانی را در میان کشورهای در حال توسعه رقم زده است. این حوزه که ریشه در ارزش‌های انسانی، ایثار و مسئولیت اجتماعی دارد، از دهه‌های ۱۳۵۰ شمسی تاکنون مسیری پرتلاطم اما رو به پیشرفت را طی کرده است.

نیم‌قرن رشد و تعالی ایثار

آگاه: این مسیر را می‌توان به صورت یک زنجیره منطقی و تاریخی توصیف کرد. از وضعیت ابتدایی و پراکنده پیش از تاسیس سیستم‌های ملی، عبور از چالش‌های عمیق فرهنگی، ساختاری و اجتماعی، اجرای اصلاحات بنیادین و نهادینه‌شده در طول بیش از نیم قرن، تا دستیابی به دستاوردهای ملموس در سال‌های اخیر و رسیدن به وضعیت فعلی که ترکیبی از موفقیت‌های قابل توجه و چالش‌های پایدار است. در این مطلب، این زنجیره را با جزئیات کامل و بر اساس آمار رسمی، گزارش‌های سازمان انتقال خون ایران (IBTO)، مرکز اهدای عضو و منابع معتبر بررسی می‌کنیم تا ببینیم چقدر در این حوزه پیش رفته‌ایم و چقدر راه مانده است.

نقطه آغاز: وضعیت ابتدایی و ضرورت تغییر
پیش از انقلاب اسلامی و در سال‌های اولیه پس از آن، اهدای خون در ایران عمدتا به صورت پراکنده، غیرسازمان‌یافته و وابسته به سیستم‌های ناکارآمد بود. خون اغلب از طریق خرید و فروش (خون‌فروشی) یا اهدای جایگزین خانوادگی تامین می‌شد، دلالی خون رایج بود، ایمنی خون به دلیل نبود آزمایش‌های پیشرفته پایین بود و خطر انتقال بیماری‌های عفونی (مانند هپاتیت) بسیار بالا بود. هیچ شبکه ملی یکپارچه‌ای وجود نداشت و تامین خون برای بیمارستان‌ها اغلب با بحران همراه بود. در حوزه اهدای عضو نیز فعالیت تقریبا صفر بود، مفهوم مرگ مغزی به عنوان مرگ واقعی در سطح جامعه، نظام پزشکی و حتی قوانین شناخته نمی‌شد و پیوند اعضا عمدتا محدود به موارد زنده (مانند کلیه) بود. این شرایط ابتدایی، ضرورت فوری ایجاد سیستم‌های ملی، قانونی و فرهنگی را برجسته کرد و زمینه‌ساز اقدامات بنیادین بعدی شد.

اقدامات اصلاحی و نهادینه‌سازی
ایران برای غلبه بر این وضعیت، زنجیره‌ای از اقدامات جامع و پایدار را اجرا کرد که بسیاری از آنها الگویی برای کشورهای منطقه شدند. در حوزه اهدای خون، تاسیس سازمان انتقال خون ایران در ۹ مرداد سال ۱۳۵۳ نقطه عطف اصلی بود. این سازمان با هدف حذف دلالی و خون‌فروشی، تامین خون سالم و رایگان برای همه و ایجاد سیستم ملی یکپارچه آغاز به فعالیت کرد.
یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای این سازمان، حذف تدریجی سیستم خون جایگزین و رسیدن به ۱۰۰ درصد اهدای داوطلبانه و بدون پاداش مالی تا پایان دهه ۱۳۸۰ بود. این امر، استاندارد طلایی سازمان جهانی بهداشت (WHO) است و ایران را در میان معدود کشورهای منطقه قرار داد که به آن دست یافته‌اند. اقدامات دیگر سازمان انتقال خون ایران شامل گسترش شبکه کشوری (مراکز انتقال خون در تمام استان‌ها و شهرستان‌های کلیدی)، اجرای آزمایش‌های پیشرفته غربالگری برای بیماری‌های عفونی، تولید فرآورده‌های خونی متنوع (پلاکت، پلاسما، گلبول قرمز متراکم)، ایجاد ذخایر استراتژیک ۶ ماهه، راه‌اندازی واحدهای سیار اهدا برای دسترسی آسان‌تر و توسعه سامانه‌های نوبت‌دهی آنلاین برای کاهش زمان انتظار بود. در حوزه اهدای عضو، فتوای تاریخی امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸ مبنی بر جواز اهدا از مرگ مغزی، زمینه قانونی و شرعی را در این زمینه فراهم کرد. تصویب قانون پیوند اعضا از بیماران مرگ مغزی در سال ۱۳۸۰ (مصوب هیات وزیران) مراحل تشخیص مرگ مغزی (توسط هیات پنج‌نفره پزشکان متخصص)، اخذ رضایت خانواده و فرآیند برداشت را مشخص کرد.
تاسیس شبکه فراهم‌آوری اعضا در دانشگاه‌های علوم پزشکی بزرگ (تهران، مشهد، شیراز و ...)، ایجاد واحدهای ۲۴ ساعته هماهنگی (کوردیناتورها)، کمپین‌های ملی آگاهی‌بخشی از تفاوت مرگ مغزی با کما، صدور کارت اهدای عضو از طریق سایت ehda.sbmu.ac.ir یا پیامک به شماره ۳۴۳۲، تاسیس انجمن اهدای عضو ایرانیان در سال ۱۳۹۴ برای پژوهش، آموزش تخصصی مددکاران و حمایت روانی از خانواده‌ها و برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای کادر درمان، از جمله اقدامات کلیدی در زمینه فرهنگ‌سازی و ترویج اهدای عضو بودند. این تلاش‌ها مستقیما به چالش‌های اصلی حوزه اهدای عضو پاسخ دادند. کمبود آگاهی عمومی، باورهای غلط فرهنگی (مانند ترس از مثله شدن بدن یا امید به بازگشت بیمار مرگ مغزی)، موانع زمانی و شخصی، کمبود زیرساخت در مناطق دورافتاده و عدم اعتماد به سیستم توزیع عادلانه.

چالش‌های پایدار؛ موانع مستمر
با وجود این اصلاحات گسترده، چالش‌ها بخشی جدایی‌ناپذیر از واقعیت این حوزه باقی مانده‌اند. در اهدای خون، کمبود وقت اهداکنندگان (به ویژه جوانان، دانشجویان و افراد متأهل)، کاهش مراجعات فصلی (زمستان، تعطیلات نوروزی، گرمای شدید تابستان یا آلودگی هوا)، کمبود شدید نیروی انسانی متخصص (نزدیک به ۳۰ درصد نیروها به دلیل شرایط بهتر پرداختی به مراکز درمانی دیگر مهاجرت کرده‌اند) و نیاز به افزایش حداقل ۱۵ درصدی اهدا برای پوشش نیازهای رو به رشد درمانی (با توسعه تخت‌های بیمارستانی، افزایش جراحی‌ها و درمان بیماران خاص مانند تالاسمی) از موانع اصلی بهبود شرایط انتقال خون هستند. ذخایر خونی در برخی استان‌ها گاه به سطوح بحرانی (سه تا پنج روز) می‌رسد و فشار بر سیستم تامین خون افزایش یافته است. در اهدای عضو، اصلی‌ترین چالش عدم رضایت خانواده‌ها حتی با وجود کارت اهداست. بیش از ۵۰ تا ۷۰ درصد موارد مرگ مغزی به اهدا منجر نمی‌شود. دلایل آن شامل باورهای نادرست (مرگ مغزی برابر است با کما یا امید به بازگشت)، اندوه شدید عاطفی در لحظه تصمیم‌گیری، ترس از سوءاستفاده یا عدم مراقبت مناسب، تشخیص دیرهنگام مرگ مغزی در بیمارستان‌ها، کمبود ICUهای پیشرفته در برخی مناطق و تاثیر بحران‌هایی مانند همه‌گیری کووید-۱۹ (که اهدا را به طور موقت کاهش داد) است. در کشور سالانه حدود پنج تا هشت هزار مرگ مغزی رخ می‌دهد که پتانسیل اهدا دارند، اما تنها حدود هزار تا ۱۲۰۰ مورد به اهدا منجر می‌شود. نتیجه آن، خاک‌سپاری سالانه هزاران عضو قابل پیوند و مرگ روزانه هفت تا ۱۲ بیمار در لیست انتظار پیوند است، در حالی که بیش از ۲۵ هزار نفر در انتظار پیوند کلیه، کبد، قلب و... به سر می‌برند.

پیشرفت‌های اخیر: آمار و دستاوردها
این چالش‌ها نه تنها مانع پیشرفت نشده‌اند، بلکه انگیزه‌ای برای تلاش‌های فشرده‌تر در بهبود شرایط ایجاد کرده‌اند. پیشرفت‌های ملموس در سال‌های اخیر نشان‌دهنده اثربخشی اقدامات گذشته است.
در اهدای خون، طی ۹ ماه نخست سال ۱۴۰۴، بیش از یک میلیون و ۸۰۶ هزار واحد خون در سراسر کشور اهدا شده است. شاخص اهدای مستمر (بازگشت منظم اهداکنندگان) به بیش از ۵۵ درصد رسیده و بیش از ۱۵ درصد اهداکنندگان بار اول هستند. استان‌هایی مانند زنجان (با ۱۴ درصد رشد)، سیستان و بلوچستان (بیش از ۹ درصد)، فارس (بیش از هفت درصد) و برخی دیگر پیشتاز رشد بوده‌اند. مشارکت بانوان رو به افزایش است (هرچند هنوز حدود پنج تا ۲۰ درصد کل اهدا را تشکیل می‌دهد و استان‌هایی مانند خراسان شمالی و لرستان در این شاخص برجسته‌اند.) سامانه نوبت‌دهی آنلاین دسترسی را تسهیل کرده، تولید پلاسما و فرآورده‌ها رشد داشته و ایران همچنان تامین‌کننده کامل نیاز داخلی است. هرچند برای پوشش کامل نیازهای رو به رشد، حداقل ۱۵ درصد افزایش اهدا ضروری است.
در اهدای عضو، سال ۱۴۰۳ با نزدیک به ۱۲۰۰ اهدای عضو از مرگ مغزی و حدود ۱۰۰۰ پیوند موفق همراه بود. در سال ۱۴۰۴، رکوردهای محلی چشمگیری ثبت شد. برای مثال بیمارستان سینای تهران به ۱۰۰ مورد اهدای عضو در سال رسید و در دانشگاه علوم پزشکی مشهد رشد قابل توجهی (مانند اهدای اعضای یک جوان ۲۰ ساله به هفت بیمار یا موارد مشابه) مشاهده شد. تعداد واحدهای فراهم‌آوری به ۶۷ واحد رسیده و ۲۰ واحد با قابلیت برداشت کامل عضو ایجاد شده است. بیش از ۱۰ میلیون نفر (حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد جمعیت) کارت اهدا دارند. کمپین‌های رسانه‌ای، آموزشی و فرهنگی (مانند برنامه‌های تلویزیونی و کارگاه‌های مددکاری) باعث جهش موقت ثبت‌نام‌ها شده است.
ایران رتبه اول اهدای عضو از مرگ مغزی در آسیا را حفظ کرده و شاخص اهدا به ازای هر میلیون نفر برای اولین بار به حدود ۱۱.۹ تا ۱۲ اهدا رسیده که با اختلاف زیاد رتبه اول آسیا را دارد و در جهان در حدود رتبه ۲۹ تا ۳۱ قرار می‌گیرد. ایران در پیوند کبد نیز رتبه برتر جهانی را دارد.

رو به آینده
در حال حاضر، ایران در اهدای خون به یکی از موفق‌ترین سیستم‌های منطقه‌ای و بالاتر از میانگین کشورهای در حال توسعه تبدیل شده و تامین خون سالم و کافی را تضمین می‌کند. اهدای عضو نیز از نزدیک صفر در دهه‌های اولیه به رشد چند برابری رسیده و ایران را در جایگاه برتر خاورمیانه و آسیا قرار داده است. با این حال، چالش‌های فرهنگی-عاطفی (به ویژه عدم رضایت خانواده‌ها در اهدای عضو)، عملی (کمبود نیروی انسانی، زیرساخت و بودجه) و نیاز به افزایش اهدا همچنان فاصله با پتانسیل کامل و استانداردهای جهانی (مانند مدل اسپانیا با نرخ بالای ۴۰ تا ۵۰ اهدا به ازای هر میلیون) را نشان می‌دهند. روند کلی پیشرفت کشور، صعودی و امیدوارکننده است.
با تمرکز بیشتر بر آموزش خانواده‌محور، تقویت کمپین‌های رسانه‌ای و فرهنگی، حمایت مالی و بودجه‌ای پایدار از سازمان انتقال خون و انجمن اهدای عضو، گسترش فناوری‌های تشخیص مرگ مغزی و ذخیره‌سازی، افزایش مشارکت بانوان و جوانان و فرهنگ‌سازی مداوم – که با ارزش‌های ایثار، نوع‌دوستی، مسئولیت اجتماعی و آموزه‌های فرهنگی و دینی جامعه ایرانی همخوانی عمیقی دارد – می‌توان این فاصله‌ها را کاهش داد و به نجات جان‌های بسیار بیشتری کمک کرد. این زنجیره تاریخی نشان می‌دهد که ایران از یک سیستم ضعیف و پراکنده به الگویی نسبتا موفق و الهام‌بخش در منطقه تبدیل شده، اما مسیر بهبود همچنان ادامه دارد و نیازمند تعهد جمعی، پایدار و همه‌جانبه از سوی دولت، جامعه مدنی، رسانه‌ها و شهروندان است تا این حوزه به سطوح بالاتری از کارایی و تاثیرگذاری برسد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.