۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۷
کد خبر: ۲۰٬۱۸۱

نامطمئن مثل آمریکا

امیر اسماعیلی ـ سردبیر

بی‌اعتمادی به ایالات متحده ریشه در الگوهای تکرارشونده و عینی رفتار تاریخی و سیاسی این کشور دارد که نشان‌دهنده اولویت مطلق منافع ملی کوتاه‌مدت، تغییرات حزبی و فشارهای داخلی بر تعهدات پایدار بین‌المللی است.

آگاه: آمریکا بارها تعهدات خود را نقض کرده یا به راحتی از آنها خارج شده؛ نمونه بارز آن خروج یک‌جانبه از برجام در سال ۲۰۱۸ و اعمال تحریم‌های شدید پس از آن است که حتی پس از بازگشت ناقص در دوره بایدن، اعتماد را از بین برد. این الگو در سال‌های اخیر تشدید شده است: خروج و بازگشت‌های نوسانی از توافق آب و هوایی پاریس (۲۰۱۷ و دوباره در ۲۰۲۵ با خروج دوم)، خروج از معاهده نیروهای هسته‌ای میان‌برد در ۲۰۱۹ که به مسابقه تسلیحاتی دامن زد و در دوره دوم ترامپ، خروج از سازمان بهداشت جهانی از ژانویه ۲۰۲۶، شورای حقوق بشر سازمان ملل، یونسکو، آنروا و مهم‌تر از همه، خروج گسترده در ژانویه ۲۰۲۶ از ۶۶ سازمان و معاهده بین‌المللی بر اساس فرمان اجرایی و بررسی وزارت خارجه از جمله چارچوب کنوانسیون تغییرات اقلیمی سازمان ملل معاهده‌ای که توسط سنا تصویب شده بود و همه کشورها عضو آن هستند، هیات بین‌دولتی تغییرات اقلیمی (IPCC)، صندوق جمعیت سازمان ملل (UNFPA) و ده‌ها نهاد دیگر مرتبط با تغییرات اقلیمی، حقوق بشر، سلامت و توسعه. این خروج‌ها اغلب بدون هماهنگی با متحدان، بر پایه ادعای «مخالفت با منافع آمریکا» و با قطع فوری مشارکت و بودجه انجام شده و سیستم همکاری جهانی را تضعیف کرده است.
سابقه مداخلات نظامی و تغییر رژیم نیز اعتماد کردن را عمیقا خدشه‌دار کرده: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران با نقش مستقیم سیا، حمله به عراق در ۲۰۰۳ بر پایه ادعاهای نادرست سلاح‌های کشتار جمعی که منجر به مرگ صدها هزار نفر و بی‌ثباتی منطقه شد، حمایت از گروه‌های افراطی در افغانستان دهه ۱۹۸۰ و حمایت بی‌قیدوشرط از رژیم اسرائیل به‌رغم قطعنامه‌های متعدد سازمان ملل و وتوهای مکرر در شورای امنیت. این مداخلات اغلب با شعار دموکراسی و حقوق بشر همراه بوده، اما نتایج آنها جنگ‌های داخلی، ظهور تروریسم، رنج گسترده مردمان منطقه و تضعیف ثبات جهانی بوده است. سیاست خارجی آمریکا به شدت تحت تاثیر لابی‌های قدرتمند مانند AIPAC برای رژیم اسرائیل یا شرکت‌های نفتی، منافع اقتصادی و ملاحظات حزبی قرار دارد؛ تحریم‌های یک‌جانبه علیه ایران، ونزوئلا، کوبا و دیگران - حتی برخلاف نظر متحدان اروپایی‌اش - و اعمال تعرفه‌های تجاری یک‌جانبه علیه متحدان مانند کانادا و اروپا، این رویکرد دوگانه و گزینشی را تایید می‌کند. مهم‌تر از همه، سیاست خارجی این کشور به شدت متغیر و وابسته به انتخابات داخلی است: توافقی که در دوره‌ای (مانند اوباما) امضا می‌شود، در دوره بعدی (ترامپ) پاره می‌شود، در دوره سوم (بایدن) ناقص بازسازی می‌شود و دوباره در دوره دوم ترامپ کاملا کنار گذاشته می‌شود؛ کنگره هم می‌تواند تحریم‌های جدید اعمال کند یا توافق را بی‌اثر سازد، همان‌طور که در مورد برجام رخ داد. به همین دلایل، نمی‌توان به مذاکره با آمریکا با امیدواری بیش از حد نگاه کرد. تجربه نشان داده که چنین گفت‌وگوهایی اغلب به خرید زمان برای اعمال فشار حداکثری، دادن امتیازات ملموس در ازای وعده‌های مبهم و در نهایت خروج یا نقض یک‌جانبه منجر می‌شود مانند آنچه در برجام، مذاکرات کره شمالی، توافق با طالبان در افغانستان یا خروج‌های اخیر از نهادهای چندجانبه رخ داد. واقع‌بینی ایجاب می‌کند که هر مذاکره‌ای با چشم باز، بدون توهم اعتماد پایدار، با حفظ استقلال راهبردی کامل و گزینه‌های جایگزین (مانند تقویت روابط با چین، روسیه یا کشورهای منطقه) انجام شود. این بی‌اعتمادی نه از تعصب ایدئولوژیک، بلکه نتیجه تحلیل الگوهای واقعی، تکرارشونده و اخیر (به ویژه خروج‌های گسترده ۲۰۲۶-۲۰۲۵ از بیش از ۶۰ نهاد بین‌المللی) رفتار ایالات متحده است که حتی تعهدات بلندمدت و تصویب‌شده توسط سنا را هم نادیده می‌گیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.