آگاه: ریاست هیات داوران بخش مسابقه بینالملل در این دوره به ویم وندرس، فیلمساز کهنهکار و نامدار آلمانی سپرده شده بود. در کنار او ترکیب متنوعی از چهرههای برجسته سینمای جهان از جمله مین بهادر بهام از نپال، بائه دونا از کره جنوبی، شیوندرا سینگ دونگارپور از هند، رینالدو مارکوس گرین از آمریکا، هیکاری از ژاپن و اوا پوشچینسکا، تهیهکننده لهستانی حضور داشتند. این دوره از جشنواره با اهدای خرس طلای افتخاری به میشل یئو، بازیگر سرشناس، به پاس یک عمر دستاورد هنری و با سخنرانی شان بیکر افتتاح شد. با این حال، آنچه قرار بود یک جشن ناب سینمایی باشد، به سرعت با واقعیتهای بیرون از سالنهای سینما گره خورد و یکی از پرحاشیهترین دورههای تاریخ برلیناله را رقم زد.
ضیافت درامهای سیاسی
فهرست جوایز اصلی هفتادوششمین دوره برلیناله بازتابدهنده توجه هیات داوران به آثاری است که داستانهای انسانی را در بستر فشارهای سیاسی، بحرانهای هویتی و زوال روایت میکنند. در این بخش، مهمترین جوایز تخصیص یافته توسط هیات داوران در قالب جدول زیر ارائه شده است:
خرس طلایی بهترین فیلم: به فیلم «نامههای زرد» (Yellow Letters) اثر ایلکر چاتاک اهدا شد.
خرس نقرهای جایزه بزرگ هیات داوران: به فیلم «رستگاری» (Salvation) ساخته امین آلپر رسید.
خرس نقرهای جایزه هیات داوران: به فیلم «ملکهای در دریا» (Queen At Sea) ساخته لنس هامر اختصاص یافت.
خرس نقرهای بهترین کارگردان: به گرنت جی برای فیلم «همه بیل ایوانز را دوست دارند» (Everybody Digs Bill Evans) داده شد.
خرس نقرهای بهترین نقشآفرینی اصلی: به زاندرا هولر برای بازی در فیلم «رز» (Rose) رسید.
خرس نقرهای بهترین نقشآفرینی مکمل: به صورت مشترک به آنا کالدر-مارشال و تام کورتنی برای بازی در فیلم «ملکهای در دریا» (Queen At Sea) اهدا شد.
خرس نقرهای بهترین فیلمنامه: به ژنویو دولود-دسل برای فیلم «نینا روزا»
(Nina Roza) تعلق گرفت.
خرس نقرهای دستاورد برجسته هنری: به آنا فیچ و بانکر وایت برای فیلم «یو (عشق پرندهای یاغی است)» داده شد.
فیلم «نامههای زرد» به کارگردانی ایلکر چاتاک که خرس طلایی جشنواره را از آن خود کرد، یک درام سیاسی و دلهرهآور است که تحسین گستردهای را برانگیخت. داستان این فیلم روایتگر زندگی یک زوج هنرمند تئاتر متشکل از یک بازیگر زن و یک نمایشنامهنویس در آنکارا است که پس از اجرای یک نمایش، ناگهان شغل و زندگی راحت خود را از دست داده و مورد غضب و فشارهای امنیتی دولت قرار میگیرند. کارگردان به شکلی هوشمندانه داستان فیلم را که در ترکیه میگذرد، در لوکیشنهای کشور آلمان فیلمبرداری کرده است تا نشان دهد سایه سرکوب آزادی یک تهدید جهانشمول است. ویم وندرس این اثر را به عنوان یک «پیشآگاهی وحشتناک و نگاهی به آینده نزدیک» توصیف کرد که تقابل زبان توتالیتاریسم را با زبان همدلانه سینما به تصویر میکشد.
فیلم «رستگاری» ساخته امین آلپر از ترکیه که برنده خرس نقرهای جایزه بزرگ هیات داوران شد، روایتی تلخ و خشونتبار از نزاعی خونین بر سر زمین میان دو طایفه کرد در روستایی کوهستانی است. این فیلم به شکلی نمادین نشان میدهد که چگونه ترس، پارانویا و باورهای بنیادگرایانه مذهبی از طریق سکانسهای کابوسوار و رویاهای شخصیتها به فاجعه و کشتار کورکورانه منجر میشود. در کنار این آثار، فیلم «ملکهای در دریا» ساخته لنس هامر با روایتی لطیف و تکاندهنده از زندگی یک زوج سالخورده در لندن و تقابل آنها با بیماری زوال عقل، موفق به کسب جایزه هیات داوران و دو جایزه بازیگری مکمل شد و منتقدان آن را یکی از بهترین فیلمهای مسابقه دانستند. زاندرا هولر نیز برای ایفای نقش در فیلم سیاهوسفید «رز» دومین خرس نقرهای دوران کاری خود را به دست آورد. او در این فیلم نقش سربازی در قرن هفدهم را بازی میکند که با جعل هویت یک مرد، برای تصاحب یک ارثیه به روستایی دورافتاده برمیگردد. همچنین فیلم «در دریا» با بازی ایمی آدامز، اگرچه جایزهای در بخش اصلی نگرفت اما به دلیل بازی درخشان آدامز در نقش مادری که به تازگی دوره ترک اعتیاد را گذرانده، مورد توجه ویژه منتقدان قرار گرفت.
وقتی نقص فنی بوی سانسور میداد
هفتادوششمین دوره جشنواره برلین با یک تصمیم و رویکرد مشخص آغاز شد؛ دوری از سیاست و تمرکز بر سینما. با توجه به بحرانهای ژئوپلیتیک جاری، به ویژه جنگ غزه، برگزارکنندگان و داوران جشنواره قصد داشتند فضای رویداد را از بحثهای قطبی شده سیاسی دور نگه دارند اما این تلاش نه تنها موفقیتآمیز نبود، بلکه دقیقا به نقطه آغاز بزرگترین حواشی جشنواره تبدیل شد.
بحران در همان کنفرانس مطبوعاتی افتتاحیه با اظهارات ویم وندرس، رئیس هیات داوران کلید خورد. هنگامی که خبرنگاران درباره بحران غزه و حمایتهای دولت آلمان از اسرائیل از او پرسیدند، وندرس در پاسخی صریح گفت: «فیلمسازان باید از سیاست دور بمانند.» او استدلال کرد که اگرچه فیلمها میتوانند جهان را تغییر دهند اما این تغییر، ماهیتی سیاسی ندارد و سینماگران در واقع نقطه مقابل سیاست هستند. در همان نشست، اوا پوشچینسکا، یکی دیگر از داوران جشنواره، پرسش درباره موضعگیری در قبال حمایتهای آلمان از اسرائیل را ناعادلانه خواند و گفت که هنرمندان نباید مسئول تصمیمات سیاسی مخاطبان یا دولتها باشند.
اتفاق عجیبی که به سوءظنها دامن زد، قطع شدن ناگهانی پخش زنده این کنفرانس مطبوعاتی بود. دقیقا در لحظهای که یک خبرنگار آلمانی مشغول طرح پرسشی درباره رویکرد دوگانه جشنواره- مبنی بر حمایت آشکار از اوکراین و معترضان ایرانی در سالهای گذشته، در برابر سکوت درباره غزه بود- پخش زنده قطع شد. اگرچه مدیریت جشنواره علت آن را یک نقص فنی اعلام کرد اما این اتفاق در کنار اظهارات ویم وندرس، به عنوان تلاشی برای خاموش کردن صدای منتقدان تعبیر شد و یک طوفان رسانهای را به راه انداخت.
مانیفست ۱۰۰ امضا و شورش ستارهها علیه سکوت برلین
در پی اظهارات هیات داوران و رویکرد جشنواره، واکنشهای گستردهای از سوی جامعه جهانی هنر شکل گرفت که نشان میداد دور نگه داشتن سینما از سیاست در زمانه بحرانهای انسانی، رویایی دستنیافتنی است. آرونداتی روی، نویسنده نامدار هندی و برنده جایزه بوکر، در اعتراض به این فضا از حضور در جشنواره انصراف داد. او که قرار بود نسخه مرمت شده فیلم کلاسیک خود را در جشنواره معرفی کند، اظهارات وندرس را «غیرقابلتوجیه و حیرتانگیز» خواند و اعلام کرد که دعوت هنرمندان به سکوت در شرایطی که جنایت علیه بشریت به صورت زنده در حال پخش است، در واقع خفه کردن صدای وجدان بیدار جامعه محسوب میشود.
این انصراف تنها آغاز راه بود. اندکی بعد، یک نامه سرگشاده با امضای بیش از ۱۰۰ چهره سرشناس سینمای جهان از جمله خاویر باردم، تیلدا سوینتن، مایک لی و آدام مککی منتشر شد. امضاکنندگان این نامه ضمن مخالفت صریح با ایده «جدایی فیلمسازی از سیاست»، سکوت نهادهای فرهنگی آلمان و جشنواره برلین در قبال رنج مردم غزه را محکوم کردند. آنها جشنواره را به سانسور هنرمندان معترض متهم کرده و خواستار موضعگیری شفاف برلیناله شدند.
مدیریت جشنواره در برابر این موج انتقادات سکوت نکرد. تریشا تاتل با انتشار بیانیهای طولانی با عنوان «درباره سخن گفتن، سینما و سیاست»، سعی کرد فضا را آرام کند. او ضمن دفاع از حق آزادی بیان هنرمندان، تاکید کرد که فیلمسازان نباید تحت فشار قرار گیرند تا در کنفرانسهای مطبوعاتی مجبور به ارائه واکنشهای سیاسی کوتاه درباره تمام بحرانهای جهانی شوند. تاتل استدلال کرد که فیلمسازان پیامهای خود را از طریق آثارشان که بسیاری از آنها به موضوعاتی نظیر نسلکشی، خشونت و فساد میپردازند، منتقل میکنند. با این حال، این توضیحات نتوانست مانع سرریز شدن احساسات سیاسی در روزهای پایانی جشنواره شود.
سقوط نقابهای محافظهکار
با وجود تمام تلاشها برای غیرسیاسی نگه داشتن فضا، مراسم اختتامیه و فرش قرمز جشنواره به صحنهای بینظیر از ابراز همبستگیهای اجتماعی و سیاسی بدل شد و ثابت کرد که رویکرد اولیه جشنواره کاملا با شکست مواجه شده است. هنرمندان در این مراسم ترجیح دادند نقاب محافظهکاری را کنار گذاشته و از تریبون خود برای بیان دغدغههای انسانی استفاده کنند.
در مراسم اهدای جوایز، ایلکر چاتاک، کارگردان برنده خرس طلایی، در سخنرانی خود ضمن قدردانی از سینما، بر اهمیت ایستادگی هنرمندان در برابر زبان استبداد و توتالیتاریسم تاکید کرد. امین آلپر، برنده خرس نقرهای سخنرانی پرشورتری ارائه داد. او جایزه خود را به چهرههای سیاسی زندانی در زادگاهش از جمله شهردار استانبول تقدیم کرد و همبستگی عمیق خود را با مردم ایران، کردهای روژاوا و همچنین مردم غزه که در شرایطی فاجعهبار زندگی میکنند و جان میبازند، ابراز کرد. اوج این فضای ملتهب زمانی رخ داد که جوایز بخشهای جانبی اهدا میشد. عبدالله الخطیب، کارگردان فلسطینی-سوری که جایزه بهترین فیلم اول بخش چشمانداز را برای فیلم مستند خود دریافت کرد، با چفیه فلسطینی روی صحنه حاضر شد. او در سخنانی شجاعانه اظهار کرد با وجود اینکه به عنوان یک پناهنده در آلمان با خطوط قرمز متعددی روبهرو است اما سکوت نخواهد کرد. او با انتقاد شدید از دولت آلمان، آنها را شریک جنایات جاری در غزه خواند و گفت که از عواقب سخنانش هراسی ندارد. در طول این مراسم، شعارها و فریادهای حمایت از فلسطین بارها در سالن طنینانداز شد و چندین هنرمند دیگر نیز در سخنرانیهای خود خواستار توقف جنگ شدند.
هنر نمیتواند جزیره باشد
هفتادوششمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم برلین، نمایشی از یک تضاد بزرگ میان ساختار رسمی و روح جاری در میان هنرمندان بود. این رویداد ثابت کرد که تلاش نهادهای فرهنگی برای حفظ رویکردهای به ظاهر بیطرفانه! و اعمال رویکرد «هنر منهای سیاست» در جهانی که با بحرانهای عمیق انسانی و جنگهای ویرانگر دست و پنجه نرم میکند، هدفی دستنیافتنی است.
تصمیم اولیه مسئولان جشنواره و هیات داوران برای دور نگه داشتن فضا از سیاست، نه تنها آرامشی به همراه نیاورد، بلکه به عنوان یک کاتالیزور برای شکلگیری اعتراضات گستردهتر و نامههای سرگشاده عمل کرد. از سوی دیگر، ترکیب برندگان نهایی خود گواه این تناقض بود؛ هیات داورانی که در ابتدا ادعا میکردند سینما نقطه مقابل سیاست است، در نهایت ارزشمندترین جوایز خود را به سیاسیترین، منتقدانهترین و هشداردهندهترین آثار حاضر در مسابقه اهدا کردند.
در نهایت، برلیناله ۲۰۲۶ به عنوان یکی از ملتهبترین و بهیادماندنیترین دورههای تاریخ این جشنواره در یادها خواهد ماند. دورهای که در آن فیلمسازان نشان دادند پرده نقرهای سینما، مرزی جداکننده از واقعیتهای تلخ جامعه نیست؛ بلکه درست در قلب اروپا و روی فرش قرمز جشنوارهای معتبر، میتوان صدای رسای وجدانهای بیداری بود که حاضر نیستند در برابر جنگ، سانسور و نقض حقوق انسانها سکوت پیشه کنند. این دوره یادآور شد که ماهیت سینما، بهویژه در بستر جشنوارههایی مانند برلیناله، ذاتا با کنشگری، روایتگری و آگاهیبخشی اجتماعی درهم تنیده است.
نظر شما