۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۲
کد مطلب: ۲۱٬۹۵۲

رئیس‌جمهور آمریکا صریحا به دزدی دریایی علیه ایران اقرار کرده است. این اقدام راهزنانه آمریکا، آشکارا مغایر با منشور سازمان ملل و مقوله آزادی دریانوردی وفق کنوانسیون حقوق دریاهاست. از سوی دیگر، اعتراف ترامپ به دزدی دریایی، بار دیگر سیاست تروریسم اقتصادی آمریکا را در قبال ملت‌ها، عیان می‌کند.

راهــــزن مـتوهـم

آگاه: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در تحولی بی‌سابقه که موجی از واکنش‌های بین‌المللی را به همراه داشته است، در سخنرانی اخیر خود به صراحت اقدام‌های نیروی دریایی این کشور را در توقیف کشتی‌های تجاری ایران به دزدی دریایی تشبیه کرد. این اعتراف در حالی صورت می‌گیرد که ایران بارها این اقدامات را نقض فاحش منشور سازمان ملل و حقوق بین‌الملل توصیف کرده است.
دونالد ترامپ روز جمعه، یک می ۲۰۲۶ (۱۱ اردیبهشت) در جمع اعضای باشگاه فوروم در وست پالم‌بیچ فلوریدا، با اشاره به توقیف دو نفتکش ایرانی، گفت: آمریکا این دو کشتی را توقیف کرد و محموله آنها را برداشت. ما نفت را گرفتیم و این یک تجارت بسیار سودآور است. ما تا حدی شبیه دزدان دریایی عمل کردیم. این اظهارات که با لحنی تفاخرآمیز بیان شد، بلافاصله با واکنش تند نهادهای حقوقی و دیپلماتیک مواجه شده است، چرا که براساس قوانین بین‌المللی، توقیف کشتی در آب‌های آزاد بدون مجوز سازمان ملل، مصداق بارز راهزنی دریایی محسوب می‌شود.

ابعاد حقوقی و نقض قوانین بین‌المللی
براساس تحلیل حقوقدانان و گزارش‌های منابع معتبر، اقدام‌های اخیر آمریکا از چندین منظر ناقض قوانین بین‌المللی است.
امیرسعید ایروانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، در نامه‌ای رسمی به شورای امنیت تاکید کرد که این اقدام‌ها نقض آشکار ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد است که بر خودداری از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشورها تاکید دارد. از سوی دیگر، براساس کنوانسیون حقوق دریاها موسوم به UNCLOS، کشتی‌های تجاری در آب‌های بین‌المللی از حق تردد آزاد برخوردارند. توقیف این کشتی‌ها براساس احکام داخلی دادگاه‌های آمریکا، فاقد وجاهت قانونی در سطح بین‌الملل است. کارشناسان حقوق بین‌الملل معتقدند مصادره اموال ملی یک کشور و ممانعت از تجارت آزاد، نوعی مجازات دسته‌جمعی علیه غیرنظامیان است که با اصول حقوق بشر در تضاد بوده و دسترسی به منابع مالی برای نیازهای اساسی را مختل می‌کند. در حالی که واشنگتن مدعی اجرای قانون در سطح جهانی است، اعتراف صریح رئیس‌جمهور این کشور به رفتاری مانند دزدان دریایی، موضع حقوقی آمریکا را در مجامع جهانی تضعیف کرده است.
طبق اعلام مقامات کشورمان، جمهوری اسلامی ایران قطعا و حتما این راهزنی و دزدی آمریکایی‌ها را تلافی می‌کند؛ کمااینکه تاکنون بارها اقتدار دریایی خود را به این دزدان دریایی دیکته کرده است. محسن رضایی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در این رابطه اعلام کرد: آمریکا تنها دزد دریایی در جهان است که ناو هواپیمابر دارد! توانایی ما در مقابله با دزدان دریایی کمتر از توانایی ما در غرق کردن ناوها نیست! منتظر گورستانی از ناوها و نیروهای‌تان باشید؛ همان‌طور که لاشه هواپیماهای‌تان در اصفهان جا ماند!

استراتژی دزدی دریایی
اما در اعتراف اخیر ترامپ، فارغ از لفظ دزدی دریایی، آنچه مهم است، پذیرش رویه ظالمانه آمریکا در قبال ایران است. آمریکا سال‌هاست علیه مردم ایران دزدی دریایی می‌کند. اکنون همان سیاست، بدون روتوش، در ساده‌ترین و صریح‌ترین شکل ممکن از ناحیه ترامپ بیان می‌شود. این صراحت، بیش از هر تحلیل انتقادی، ماهیت ماجرا را روشن می‌کند. اگر این سخنان را در کنار تحولات اخیر قرار دهیم، تصویر کامل‌تر می‌شود. ترامپ در جنگ ۴۰ روزه اخیر علیه ایران، نه‌تنها به اهداف اعلامی خود نرسید، بلکه در عمل با بن‌بست راهبردی مواجه شد. حملات گسترده، نمایش قدرت نظامی و تلاش برای تغییر معادله، هیچ‌کدام نتوانست موازنه را به نفع واشنگتن تغییر دهد. نتیجه، چیزی جز فرسایش توان و عقب‌نشینی تدریجی نبود. در چنین شرایطی، اعلام آتش‌بس از سوی ترامپ و در ادامه، تمدید یک‌طرفه آن به‌عنوان یک ضرورت تحمیلی انجام شد. وقتی گزینه‌های نظامی به نتیجه نمی‌رسد و مسیر دیپلماتیک نیز به بن‌بست می‌خورد، بازیگر متجاوز به سراغ ابزارهای جایگزین می‌رود. اینجاست که دزدی دریایی از یک تعبیر، به یک سیاست تبدیل می‌شود. توقیف کشتی‌ها، مصادره محموله‌ها و ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی، جایگزین ناکامی‌های میدانی می‌شود. این رفتار، ادامه همان منطقی است که در میدان جنگ شکست خورده و حالا در دریا دنبال جبران آن هستند.

جرم علیه کشتیرانی بین‌المللی
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اذعان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به دزدی دریایی علیه کشتی‌های تجاری ایرانی در شبکه ایکس نوشت: رئیس‌جمهور آمریکا توقیف غیرقانونی کشتی‌های ایرانی را آشکارا دزدی دریایی توصیف کرده و با وقاحت ادعا کرده است که ما مثل دزدان دریایی عمل می‌کنیم. این یک لغزش کلامی نیست، بلکه اعترافی صریح به ماهیت مجرمانه اقدامات آنها علیه کشتیرانی بین‌المللی است. جامعه جهانی، کشورهای عضو سازمان ملل و دبیرکل سازمان ملل باید با قاطعیت در برابر اینگونه عادی‌سازی چنین نقض‌های آشکار حقوق بین‌الملل ایستادگی کنند. اما کارشناسان معتقدند که یکی از راهکارهای موثر برای مقابله با استراتژی دزدی دریایی آمریکا و محاصره دریایی ایران که می‌تواند پاسخی محکم و پشیمان‌کننده به راهزنی دشمن باشد، استفاده از اهرم باب‌المندب است. مسدود کردن تنگه باب‌المندب به روی کشتی‌های حامل نفت یا کالا برای کشورهای متخاصم و مصادره محموله و حتی شناورهای حامل محموله‌ها، اقدامی پذیرفته‌شده در عرف بین‌المللی است و می‌تواند برای آمریکا و متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آن خسارت‌های فراوان و غیرقابل جبرانی داشته باشد. مقاومت یمن نیز بخشی از زنجیره مقاومت اسلامی است و برادران غیور یمنی بارها اعلام کرده‌اند که برای بستن باب‌المندب به روی کشتی‌های وابسته به جبهه متخاصم آمادگی کامل دارند و این حرکت را در چارچوب جنگ تمامی مقاومت با تمامی کفر و استکبار ارزیابی می‌کنند.
جنگ بین ایران و آمریکا تمام نشده است و صرفا شکل آن از شلیک بمب و موشک به شلیک به اقتصاد و معیشت تغییر کرده است. ایران با کنترل هوشمندانه تنگه هرمز و آمریکا با محاصره و دزدی دریایی و تحریم وارد این حوزه شده‌اند و آن طور که وال استریت ژورنال نوشته آمریکا به دنبال گسترش این محاصره دریایی به آسمان نیز هست. ایران نیز متقابلا برای پاسخ به دزدی دریایی دشمن، برنامه‌های جدی دارد. البته برخی معتقدند برای کاستن از قدرت تاب‌آوری دشمن به عنوان یک امر مهم و تعیین‌کننده در این جنگ، واکنش و مقابله به مثل صرف به دزدی دریایی آمریکا کافی نیست. ایران باید فورا اهرم قدرتمند دیگر خود را در باب‌المندب فعال کند. در جنگ تاب‌آوری، زمان، عامل بسیار مهمی محسوب می‌شود و استفاده فوری از اهرم‌ها، بسیار تعیین‌کننده است. اگر دشمن با اهرم اقتصاد به دنبال ایجاد ناآرامی‌های داخلی و شکستن انسجام ملی است، چرا ایران با کنترل هوشمند باب‌المندب، کمر خمیده اقتصاد غرب را نشکند؟ می‌توان رفع انسدادی از باب‌المندب را منوط کرد به توقف جنگ اقتصادی و تحریم‌های دشمن!
ذکر این نکته نیز ضروری است که انسداد باب‌المندب، یعنی رسیدن قیمت جهانی نفت به بشکه‌ای ۲۵۰ دلار. در آن صورت بنزین گالنی ۱۰ دلار هم برای آمریکایی‌ها رویا می‌شود و برای نیمی از جمعیت آمریکا، دیگر سوار ماشین شدن و به سر کار رفتن، صرفه نخواهد داشت و سندروم فلج اقتصادی، آمریکا را فرا می‌گیرد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.