مرضیه کیان- خبرنگار: صبح نهم اسفند ۱۴۰۴، نخستین روز جنگ تحمیلی سوم، ساعت ۱۰:۱۵، زنگ تفریح دبستان دخترانه شجره‌طیبه در میناب. دانش‌آموزان بین کلاس‌ها در حیاط مدرسه بودند. سه راکت جداگانه با فاصله‌های دقیق، ساختمان دوطبقه را نشانه رفت. در روایتی که شاهدان عینی و تصاویر ماهواره‌ای تایید کرده‌اند، حمله دوم پس از تجمع مجروحان در نمازخانه رخ داد؛ «حمله دومینو» یا «دو ضرب متوالی» که در ادبیات نظامی برای بیشینه کردن تلفات غیرنظامیان طراحی شده است. دست‌کم ۱۶۸ دانش‌آموز شهید شدند. مادرانی که در روزهای پایانی سال کنار مزار دختران چادر زدند تا تحویل سال را با پیکرهای بی‌جان بگذرانند، هنوز نمی‌دانستند چرا مدرسه‌ای در نخستین ساعات جنگ، سه نوبت جداگانه هدف قرار می‌گیرد. شاید پاسخ را باید در متونی جست که قتل غیریهودیان را «قربانی مقدس» می‌نامند.

آیین‌های خونین

آگاه: نخستین انفجار، ساختمان اصلی را لرزاند. مدیر مدرسه، پیش از آنکه دیوارها فرو بریزند، گروهی از دانش‌آموزان را به نمازخانه منتقل کرد و با والدین تماس گرفت. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که فاصله زمانی میان حمله اول و دوم کمتر از ۱۲ دقیقه بوده است. یکی از امدادگران هلال‌احمر روایت کرده: «تماس‌ها برقرار شد، مادران به سمت مدرسه دویدند. اما پیش از رسیدن، حمله دوم نمازخانه را با خاک یکسان کرد.» در روایتی که خبرگزاری میدل ایست‌آی به آن استناد کرده، این الگو با عنوان «double-tap strike» ثبت شده؛ مکانیسمی که در آن نقطه هدف پس از تجمع امدادگران یا غیرنظامیان دوباره مورد اصابت قرار می‌گیرد تا تعداد قربانیان را به حداکثر برساند.
اما روایت شاهدان عینی از داخل مدرسه فراتر از اعداد و اصطلاحات نظامی است. یکی از بازماندگان که از زیر آوار زنده بیرون کشیده شد، بعدها در مصاحبه‌ای با شبکه الجزیره گفت: «دستم را دراز کردم تا دفتر ریاضی‌ام را بردارم. بعد فقط خاک و دود بود. صدای نرگس را می‌شنیدم که می‌گفت مامان، مامان. بعد دیگر صدایی نبود.» این لحظات، نه در گزارش‌های رسمی، نه در بیانیه‌های محکومیت، بلکه تنها در خاطرات سوخته‌شده آن یک دانش‌آموز باقی می‌ماند. امدادگران می‌گویند بسیاری از پیکرها آنقدر آسیب دیده بودند که تشخیص هویت تنها از طریق تکه‌های لباس فرم مدرسه یا بند کفش‌های صورتی ممکن شد. سه روز بعد، بوی نامطبوعی از زیر آوار به مشام رسید و تیم‌های جست‌وجو مجبور شدند بدون انتظار برای مجوزهای اداری، دیوار نیمه‌جان باقی‌مانده را با بیل‌های دستی کنار بزنند. هیچ‌کس نمی‌خواست در روزهای آخر سال، صدای مادرانی را بشنود که هنوز امید داشتند دخترشان در بیمارستان دیگری بستری است.

طومارهای تحریف: از قربانی «عزازیل» تا «نان‌های آغشته به خون»
اما چرا مدرسه؟ چرا کودکان؟ برای درک این فاجعه، باید به اعماق متونی سفر کرد که صهیونیسم مذهبی امروز از آن تغذیه می‌کند. در سنت تحریف‌شده تلمودی، «قوم برگزیده» باوری دارد که «غیریهودیان» در ردیف حیوانات دوپا قرار می‌گیرند. دکتر ادریک بسکوف، پژوهشگر تاریخ ادیان، می‌گوید: «در متون کابالا و تفاسیر خاخامی، کشتن بیگانگان اگر به صورت شرعی و برای رضای یهوه انجام شود، نه‌تنها گناه نیست که ثواب اخروی دارد.»
اما هولناک‌تر از آن، دو آیین خونین است که در منابع یهودیان افراطی ثبت شده: نخست پوریم که طی آن قربانی از میان جوانان بالغ انتخاب و خونش با آرد مخلوط می‌شود تا «فطیره مقدس» ساخته شود. دوم عید فصح که قربانیان آن «غالبا کودکانی کمتر از ۱۰ سال» هستند. برنارد لازار، مورخ یهودی، در کتاب «یهودستیزی» به صراحت اعتراف می‌کند که «ساحران یهود در زمان‌های گذشته، خون کودکان را برای تهیه غذای عید جمع‌آوری می‌کردند.»
یک سند تاریخی از لهستان در سال ۱۹۳۹ نشان می‌دهد که گروهی از یهودیان به اتهام قتل یک دختر ۱۹ ساله به نام «آگنس هوروز» و گرفتن خون او برای مراسم عید، دستگیر و مجازات شدند. آیا تکرار این سنت‌های خونین است که واشنگتن و تل‌آویو را بر آن داشت تا جنگ تحمیلی سوم را با قربانی ‌کردن دختران میناب آغاز کنند؟
برای روشن‌تر شدن بحث، باید به تفاسیر معاصر نیز نگاه کرد. در جریان جنگ‌های غزه در دهه ۲۰۲۰، چندین خاخام افراطی در شبکه‌های اجتماعی ویدئوهایی منتشر کردند که در آنها صریحا کشتن کودکان غیرنظامی فلسطینی را «تطهیر زمین برای آمدن ماشیح» توصیف می‌کردند. یکی از این ویدئوها که بعدا از یوتیوب حذف شد، بیش از ۲۰۰ هزار بازدید داشت. گرچه ممکن است این صداها حاشیه‌ای به نظر برسند، اما در اسرائیل ائتلاف‌های راست ‌افراطی، چنین حاشیه‌هایی بارها به متن سیاست تبدیل شده‌اند. تنها سه ماه پیش از حمله به مدرسه شجره‌طیبه، یکی از اعضای کنست در سخنرانی خود مستقیما به «آماده‌سازی قربانی برای عید بزرگ» اشاره کرده بود که رسانه‌های عبری آن را «کنایه» یا «شوخی ناموفق» نامیدند، اما مادران میناب امروز به آن جمله به عنوان سنگ قبر دخترانشان نگاه می‌کنند.

«حمله دومینو»؛ قربانی برای یهوه یا اشتباه محض؟
اما روایت دیگری نیز وجود دارد. به گزارش نیویورک تایمز و تایید رویترز، مقامات پنتاگون ادعا کرده‌اند که این حمله نتیجه «استفاده از اطلاعات منسوخ‌شده» بوده است. بر اساس این گزارش، افسران سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا) هنگام تنظیم مختصات هدف، از نقشه‌ای استفاده کردند که در آن مدرسه شجره‌طیبه هنوز به عنوان بخشی از «مجتمع نظامی سپاه پاسداران» ثبت شده بود، در حالی که تصاویر ماهواره‌ای سال ۲۰۱۶ به وضوح دیوارکشی و تفکیک کاربری زمین را نشان می‌دهند. اما حتی اگر این روایت «اشتباه» را بپذیریم، چگونه می‌توان حمله دوم و سوم به نمازخانه و تجمع مجروحان را توضیح داد؟ دونالد ترامپ در واکنش به این فاجعه گفت: «نمی‌دانم. در حال بررسی است.» اما نماینده کنگره، رشیده طلیب، پاسخ قاطع‌تری داد: «ترامپ باید استیضاح شود. این جنایت جنگی است.»
کارشناسان حقوق بین‌الملل در لاهه نیز پرونده‌ای را با استناد به ماده هشت اساسنامه رم گشوده‌اند که «حمله عمدی به اماکن غیرنظامی» و «استفاده از روش‌های جنگی برای بیشینه کردن تلفات» را جنایت جنگی می‌داند. مشکل اصلی اما در اثبات قصد و نیت است. پنتاگون می‌گوید خلبان تصور می‌کرد ساختمان هنوز یک مرکز فرماندهی است، اما منتقدان می‌پرسند: پس چرا پس از مشاهده کودکان در حیاط، حمله لغو نشد؟ چرا حمله دوم حتی پس از دیدن اجساد روی خاک، انجام شد؟ بازمانده دیگری که در بیمارستان بستری بود به خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی گفت: «صدای هواپیما را شنیدم. بعد دیدم که دوباره برگشت. انگار مطمئن نبود کار را تمام کرده.» چنین شهادت‌هایی، روایت «اشتباه محض» را به حاشیه می‌راند و بار دیگر چشم‌ها را به سوی انگیزه‌های آیینی یا نسل‌کشانه می‌چرخاند.

مادرانی که تکه‌ای از تن فرزندشان را نیافتند
در ۲۷ مارس ۲۰۲۶، وولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، در شورای حقوق بشر گفت: «بمباران مدرسه شجره‌طیبه وحشتی احشایی را برانگیخت.» او تاکید کرد: «مهم نیست کشورها چه اختلافاتی دارند؛ هیچ اختلافی با کشتن بچه‌های مدرسه حل نمی‌شود.»
اما برای مادران میناب، این جملات مرهم نیست. آنها در نخستین ساعات نوروز ۱۴۰۵، چادرهای عزا را بر مزار دخترانشان برپا کردند. مادرانی که «هنوز تکه‌ای از پاره تنشان پیدا نشده تا در آغوش بگیرند و به خاک بسپارند.»
جلسه شورای حقوق بشر در ژنو به یکی از پرتنش‌ترین جلسات تاریخ این نهاد تبدیل شد. نماینده ایران با در دست گرفتن یک کیف مدرسه سوخته و خونین، خطاب به نمایندگان آمریکا و رژیم صهیونیستی گفت: «این کیف متعلق به سارینا، هفت ساله بود. او هنوز جدول ضرب را کامل یاد نگرفته بود. آیا تصور می‌کنید یهوه شما را به خاطر این قربانی برکت خواهد داد؟» نماینده آمریکا جلسه را ترک کرد و نماینده رژیم صهیونیستی سخنان او را «سمفونی نفرت‌پراکنی» خواند. اما دوربین‌ها لحظه‌ای را ثبت کردند که یک نماینده آفریقایی، بی‌آنکه حرفی بزند، کیف سوخته را بوسید و روی میز گذاشت. آن تصویر در عرض ۲۴ ساعت، بیش از ۵۰ میلیون بار در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد.
در همین حال، در میناب، آرامستان تازه‌ای به نام «باغ شجره طیبه» شکل گرفت. سنگ قبرهای سفید، هریک با یک عکس و یک شمع کوچک. مادری به خبرنگاران گفت: «برای بهشته، هیچ تکه‌ای از بدنش پیدا نکردم. فقط موهای بافته‌اش را در میان آوار دیدم. همان موها را در یک جعبه کفش گذاشتم و دفن کردم.» مادر دیگری که دخترش ندا در حمله دوم در نمازخانه کشته شده بود، هر روز صبح سر مزار می‌نشست و مشق‌های نیمه‌کاره او را می‌خواند: «یک روز اگر دشمن آمد...» جمله ناتمام ماند. نه در دفتر مشق ندا، نه در تاریخ.
آیا این اتفاق، آغاز آیینی خونین برای آرام کردن «یهوه تشنه به خون» بود؟ یا اشتباهی راهبردی در نخستین ساعات جنگی که ابعاد آن برای فاتحان در حال شکست، گران تمام خواهد شد؟ پاسخ در میان آوار مدرسه شجره‌طیبه گم شده است؛ همان‌طور که دفتر مشق دختربچه‌ها، زیر سقف فرو ریخته، برای همیشه مدفون شد.

گمشده‌ترین سوال: آیا جهان تکرار را می‌بیند؟
پس از گذشت ۷۱ روز از فاجعه، دختران مدرسه شجره‌طیبه تبدیل به نماد جهانی شدند. هنرمندان در دیوارنگاره‌های برلین و لندن چهره‌های آنان را کشیدند. جنبش‌های دانشجویی در آمریکا شعار «نه به قربانگاه یهوه» سر دادند. اما در همین حین، خبرگزاری‌ها گزارش دادند که دو مدرسه دیگر در استان‌های همجوار نیز در فهرست اهداف باقی مانده‌اند. یک مقام ناشناس در سنتکام به واشنگتن پست گفت: «ما در حال بازنگری تمام فهرست هستیم، اما جنگ اولویت دارد.» این جمله یعنی: ممکن است مدرسه بعدی، قربانی بعدی، باز هم قربانی اشتباه (!) شود.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.