۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۷
کد مطلب: ۲۲٬۵۰۹

ایران در سه دهه اخیر با تحریم‌های همه‌جانبه غرب روبه‌رو بوده است؛ تحریم‌هایی که دسترسی به فناوری، سرمایه‌گذاری خارجی، سیستم بانکی بین‌المللی و بازارهای انرژی را به‌شدت محدود کرده‌اند. در یک سال گذشته نیز کشور دو بار درگیر جنگ نظامی شده و برخی زیرساخت‌های صنعتی و حیاتی آسیب دیده‌اند. در چنین بستری، بحران تأمین برق، گاز، سوخت و حتی آب به نقطه‌ای رسیده که دولت پیوسته از مردم درخواست صرفه‌جویی می‌کند. از سوی دیگر بررسی آمار مصرف خانگی نشان می‌دهد که مردم واقعاً همراهی کرده‌اند و مصرف سرانه در بخش‌های مختلف کاهش یافته است. با این حال، ریشه اصلی بحران نه در مصرف شهروندان، که در نبود مدیریت درست منابع و انرژی نهفته است.

آگاه: واقعیت آن است که فراخوان صرفه‌جویی، بدون اصلاح ساختاری در سمت عرضه، فقط آرام‌بخشی موقت است. وقتی مردم با تحمل سرما و گرما سعی در کاهش مصرف گاز و برق دارند یا مصرف آب را مدیریت می‌کنند اما در مقابل، در برخی شبکه‌های انتقال و توزیع هدررفت انرژی و آب اتفاق می‌افتد، نشانگر مورد دیگری است. این شکاف، گواه مدیریت غلط منابع است؛ مدیریتی که به‌جای سرمایه‌گذاری در بازسازی شبکه، مردم را به کاهش دما فرامی‌خواند.
یکی از برجسته‌ترین نمودهای مدیریت نادرست، صنعت خودروسازی داخلی است. دهه‌هاست که خطوط تولید بر پایه خودروهایی با فناوری قدیمی و مصرف سوخت بالا ادامه یافته است. محصولاتی مانند پراید و فرزندان جدیدش، خانواده پژو و سمند و دنا همچنان بخش بزرگی از بازار را تشکیل می‌دهند در حالی که مصرف سوخت ترکیبی آنها اغلب بالای ۸ لیتر در هر ۱۰۰کیلومتر است. در شرایطی که دنیا به سمت خودروهای هیبریدی و برقی پیش رفته، ایران نه فقط در تولید این خودروها عقب مانده، بلکه در ارتقای پیشرانه‌های معمولی نیز جایگاه مناسبی ندارد. این خودروها در چرخه مصرف بنزین کشور سهمی تعیین‌کننده دارند و هر سال میلیاردها لیتر سوخت را می‌بلعند. حالا هم دولتمردان به‌جای اصلاح این روند و توقف تولید خودروهای پرمصرف، از مردم می‌خواهند کمتر رانندگی کنند. این یعنی هزینه ناکارآمدی صنعت، به دوش مردم افتاده است.
در بخش کشاورزی نیز تصویر مشابهی دیده می‌شود. ایران کشوری خشک و نیمه‌خشک است که بیش از ۹۰ درصد منابع آب آن در کشاورزی مصرف می‌شود. با این حال، سهم روش‌های نوین آبیاری، مانند آبیاری قطره‌ای و بارانی، بسیار پایین است. آبیاری غرقابی سنتی هنوز در بسیاری از دشت‌ها رواج دارد و بازدهی آبیاری در برخی مناطق به کمتر از ۴۰ درصد می‌رسد؛ یعنی بیش از نیمی از آب، پیش از رسیدن به ریشه گیاه، تبخیر می‌شود یا به سفره‌های زیرزمینی برمی‌گردد. کشت محصولات پرآب‌بر مانند هندوانه، برنج در مناطق غیرشمالی و صیفی‌جات صادراتی با وجود هشدارهای کارشناسی، ادامه دارد. دولت‌ها به‌جای الزام کشاورزان به تغییر الگوی کشت و تجهیز اجباری مزارع به سامانه‌های مدرن، صرفاً شهروندان را به بستن شیر آب هنگام مسواک زدن توصیه می‌کنند. این توصیه هرچند درست است، اما سهم آن در حل بحران آبی که ریشه در کشاورزی سنتی دارد، بسیار ناچیز است. 

عقب‌ماندگی در توسعه نیروگاه‌های برق نیز حلقه دیگری از این زنجیره معیوب است. ایران با وجود برخورداری از منابع عظیم گاز و تابش خورشید، همچنان با کمبود برق در فصول اوج مصرف دست‌وپنجه نرم می‌کند. ظرفیت نیروگاهی کشور عمدتاً وابسته به نیروگاه‌های حرارتی فرسوده‌ای است که بازدهی آنها به‌ندرت از ۳۷ درصد فراتر می‌رود، درحالی‌که فناوری سیکل ترکیبی امروز بازدهی بالای ۶۰ درصد دارد. سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی نیز متناسب با ظرفیت‌های طبیعی کشور نیست. سهم انرژی خورشیدی از کل تولید برق بسیار اندک است و وعده‌های ساخت هزاران مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر عمدتاً روی کاغذ مانده‌اند. به‌موازات آن، دولت برای جبران ناترازی برق، مردم را به استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف و خاموش کردن یک لامپ اضافه سفارش می‌کند. این در حالی است که اگر تنها بخشی از یارانه‌های سنگین سوخت فسیلی به توسعه نیروگاه‌های خورشیدی هدایت می‌شد، امروز کشور با خاموشی‌های گسترده روبه‌رو نبود.
با همه این موارد، نکته اساسی آن است که تکیه یک‌جانبه بر صرفه‌جویی شهروندان، صورت مسئله را پاک می‌کند. بحران انرژی و آب در ایران پیش از آنکه معلول مصرف خانگی باشد، محصول تصمیم‌های کلان غلط، قیمت‌گذاری دستوری، عدم اصلاح یارانه‌های پنهان و فقدان برنامه‌ریزی بلندمدت است. یارانه‌های انرژی، مصرف را در بخش‌های صنعتی و کشاورزی بالا نگه داشته و امکان سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی را از بین برده است. ادامه تولید خودروهای پرمصرف، آبیاری سنتی و ساخت‌وساز بدون رعایت مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، نمونه‌هایی از همین حلقه باطل هستند.
تحریم‌ها قطعاً مزید بر علت شده‌اند، اما نمی‌توانند تنها مقصر قلمداد شوند؛ کشوری که می‌تواند در صنایع موشکی و هسته‌ای به پیشرفت‌های چشمگیر دست یابد، قادر است با اولویت‌بندی صحیح، فناوری‌های نوین آبیاری، خودروهای کم‌مصرف و نیروگاه‌های خورشیدی را نیز توسعه دهد.
اما در پایان باید یک‌بار دیگر تاکید کرد که مشکل امروز ایران، کمبود منابع نیست، بلکه نحوه تخصیص و مدیریت آنهاست. فراخوان‌های مکرر صرفه‌جویی، بدون اقدام جدی برای رفع ناکارآمدی‌های سمت عرضه، نه فقط بی‌فایده که بی‌انصافی است. کشوری که هزاران مترمکعب گاز یا آب شرب را در شبکه هدر می‌دهد، خودروهایی با فناوری نیم‌قرن پیش تولید می‌کند، آب را با بازدهی ۴۰ درصدی کشاورزی تبخیر می‌کند و ظرفیت نیروگاهی خود را به‌روز نمی‌کند، نمی‌تواند بحران را تنها با کم‌کردن دمای بخاری یا بالابردن درجه کولر از سوی مردم حل کند. تا زمانی که مدیریت منابع بر پایه برنامه‌ریزی علمی، اصلاح ساختارهای معیوب و سرمایه‌گذاری هدفمند استوار نشود، حتی اگر هر شهروند مصرف خود را به نصف برساند، شکاف میان عرضه و تقاضا پُر نخواهد شد. راه نجات، ترکیبی از اصلاح حکمرانی انرژی، توقف تولید محصولات پرمصرف، گذار اجباری به کشاورزی مدرن و اولویت‌دهی به نیروگاه‌های تجدیدپذیر است. البته مردم تاکنون سهم خود را با صرفه‌جویی ادا کرده‌اند؛ اکنون نوبت مدیران است که سهم خود را با تصمیم‌های شجاعانه و غیرپوپولیستی بپردازند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.