آگاه: پیوندهای مذهبی و فرهنگی عمیقی بین شیعیان لبنان و ایران را نباید کم اهمیت دانست ضمن آنکه حمایت از مظلوم و ایستادگی در برابر اشغالگری، از اصول بنیادین قانون اساسی و تفکر امام (ره)، قائد شهید و رهبر عزیز است. نکته دیگر آنکه، حضور ایران در معادلات لبنان، باعث شده است، ایران به عنوان یک بازیگر غیرقابل حذف در مدیترانه شناخته شود. این نفوذ، قدرت چانهزنی ما (ایران) را در میزهای مذاکره بینالمللی بالا میبرد. برای درک اهمیت حمایت ایران از لبنان باید یادآوری کرد، در زمان جنگ تحمیلی هشت ساله و زمانی که تقریبا تمام دنیای عرب و غرب از دیکتار عراق ـ صدام حسین ـ حمایت میکردند، «حافظ اسد» و سوریه تنها متحد استراتژیک ایران بود و حمایتهای او ضرباتی را به پیکره رژیم بعث وارد کرد:
ضربه اقتصادی به عراق: سوریه در اقدامی شجاعانه، لوله نفت کرکوک به بانیاس را بست و با این کار، میلیاردها دلار از درآمدهای ارزی عراق را در میانه جنگ نابود کرد.
لجستیک و تسلیحات: سوریه پایگاه مهمی برای انتقال تسلیحات به ایران بود. اولین موشکهای «اسکاد» که ایران برای پاسخ به موشکباران شهرها نیاز داشت، با همکاری سوریه به دست ایران رسید.
شکستن اجماع عربی: حضور سوریه در کنار ایران، اجازه نداد صدام جنگ را به «جنگ عرب و عجم» تبدیل کند و اجماع کامل جهان عرب علیه ایران را شکست.
همانطور که در اوایل انقلاب، حافظ اسد تنها حاکم عربی بود که جلوی تمام دنیای عرب ایستاد و از ایران حمایت کرد، امروز هم ایران در حالی از لبنان حمایت میکند که بسیاری از قدرتهای جهانی با این کار مخالفند. مهم نیست غربیها، آمریکا و رژیم صهیونی چه میاندیشند و چه نگاه و تفسیری درباره روابط تهران ـ بیروت دارند. مهم این است که ایران «رسم جوانمردی» را برای لبنانیها به جا آورد؛ همان نگاهی که سوریه در دفاع مقدس هشت ساله به انقلاب اسلامی نوپا داشت. فراموش نکردهایم، وقتی تمام دنیا به ما «سیم خاردار» هم نمیدادند، این سوریه بود که انبار موشکهایش را به روی ما باز کرد. حالا ایران با حمایت از لبنان و تقویت محور مقاومت، اجازه نمیدهد آن «تنهایی تاریخی» دوباره تکرار شود. سوریه میدانست اگر ایران در برابر صدام شکست بخورد، نوبت بعدی خود سوریه است. ایران هم میداند که اگر خط مقدم لبنان آسیب ببیند، جنگ به مرزهای خودش کشیده میشود. هر دو فهمیدهاند که بهترین دفاع، بازدارندگی در دوردست است. باز باید تاکید کرد که این روابط فقط بر پایه پول و معامله نیست، بلکه یک «اعتماد ریشهدار» است. سوریه در زمان جنگ، لولههای نفت عراق را بست و از میلیاردها دلار گذشت تا پشت ایران خالی نشود؛ ایران هم در سختترین روزها، حمایتش را از لبنان قطع نکرد. پس از مرور شباهتها به تفاوتها خواهیم رسید:
۱- حمایت سوریه از ایران، حمایت یک دولت از دولت دیگر بود، اما حمایت ایران از لبنان، از جنس توانمندسازی یک ملت است.
۲- سلاح سوریه در جنگ هشت ساله، «جغرافیا و دیپلماسی» بود ـ به دلیل آنکه سوریه راه تنفس عراق را بست ـ اما سلاح ایران در لبنان، تکنولوژی و ایدئولوژی است. ایران لایههای دفاعی لبنان را طوری چیده که حتی بدون دخالت مستقیم هم بتوانند از خود دفاع کنند.
۳- سوریه میخواست توازن قدرت در جهان عرب به نفع صدام تغییر کند. اما ایران در لبنان به دنبال مولفهای فراتر و آن ایجاد یک دیوار بازدارندگی است که سایهاش بر سر تمام منطقه باشد.
ایران همواره خود را مدیون حمایتهای سوریه در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله میدانست. بنابراین، حمایت ایران از محور مقاومت در لبنان و سوریه (زمان بشار اسد و در دورهای که داعش آنجا را تسخیر کرده بود) در واقع نوعی جبران تاریخی و تداوم همان مسیری است که حافظ اسد در دهه ۶۰ خورشیدی آغاز کرد. پس اگر آن روز سوریه از ایران حمایت نمیکرد، شاید موازنه جنگ به نفع صدام تغییر میکرد و امروز ایران با حمایت از لبنان، اجازه نمیدهد موازنه قدرت به نفع رژیم صهیونیستی تغییر یابد. این یعنی شکل گیری یک «زنجیره امنیت» که حلقههای آن به هم متصل هستند.
۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۷
کد مطلب: ۲۲٬۸۷۰
حمایت ایران از لبنان بهویژه از محور مقاومت را نباید صرفا یک اقدام یکجانبه دید، بلکه یک مدل «امنیت متقابل» است. هرچه نباشد، لبنان و بهویژه حزبالله، خط مقدم مقابله با زیادهخواهیهای رژیم صهیونیستی هستند، از همین رو حمایت ایران باعث شده که تهدیدات دشمن به جای مرزهای ایران، در هزاران کیلومتر دورتر متوقف شود. چه بسا اگر «جمهوری اسلامی» پای کار جبهه مقاومت نمیآمد، رژیم صهیونی و ایالات متحده خیلی زودتر از این دورخیز حمله به کشورمان را برمیداشتند و این یعنی «خرید امنیت» برای خاک ایران.
نظر شما