آگاه: نقض صریح تفاهمنامه اسلامآباد از سوی آمریکا، نشاندهنده بیاعتباری تعهدات این کشور است و ایران نیز اراده خود را برای اقدام متقابل اعلام کرده است. احترام به ترتیبات پیشنهادی ایران در تنگه هرمز، پرهیز از تجاوز مجدد، تعلیق تحریمهای نفتی، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و پایان دادن به تجاوزات رژیم صهیونیستی در لبنان، همگی از مفاد این تفاهمنامه بودند که از سوی آمریکا نادیده گرفته شدند. ایالات متحده با نقض آشکار تفاهمنامه اسلامآباد، بار دیگر نشان داد به تعهدات خود پایبند نیست و ایران نیز بر حق مقابله به مثل تاکید دارد. رفتار آمریکا در قبال تفاهمنامه اسلامآباد، مصداق روشن نقض عهد است و ایران نیز اعلام کرده این بدعهدی بیپاسخ نخواهد ماند.
فارغ از تحولات بازه زمانی اخیر، شواهد و رخدادهای سه روز گذشته به روشنی نشان میدهد که توافق ۲۸ خرداد عملا کارکرد خود را از دست داده و ماهیتی متفاوت از توافق اولیه یافته است. این در حالی است که رهبر شهید انقلاب پیشتر با نگاهی جامع، نسبت به روند پیشرو هشدار داده و بر لزوم پایبندی طرف مقابل به شروط معین تاکید ورزیده بودند. با این وجود، تغییر رفتار همراه با گستاخی طرف مقابل که گویی به مقاصد راهبردی خود در بازگشایی یکسویه تنگه هرمز دست یافته، ضرورت بازنگری در راهبردهای کنونی را بیش از پیش نمایان کرده است.
بازگشت به نقطه صفر
در حالی که تجاوزات اخیر آمریکا به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی ایران، فرآیند دیپلماسی را بهشدت مخدوش کرده، اصرار بر ادامه مسیر دیپلماسی، با پرسشهای جدی روبهروست. وقتی زبان تهدید جایگزین منطق مذاکره میشود، طبیعی است که مشروعیت هرگونه گفتوگو با تردید مواجه شود. تجربه نشان داده است که صلح پایدار نه در سایه فشار و تحقیر، بلکه بر پایه بازدارندگی نظامی، تضمین عملی و صداقت سیاسی شکل میگیرد.
در ساعات ابتدایی چهارشنبه، دشمن آمریکایی به تاسیسات نظامی و غیرنظامی بوشهر، خوزستان و هرمزگان حمله کرد که در میان آنها اسکلهها و بنادر اقتصادی نیز وجود داشت. این همه ماجرا نبود و ساعاتی بعد ترامپ زبان به توهین و تهدید مردم و مسئولین ایرانی گشود. واژگانی چون آشغال، کلاهبردار و بیمار و سایر کلماتی آنقدر توهینآمیز که بازنشرشان هم روا نیست و در ادامه آن چیزی که مدتها پیش دیپلماتهای ما باید بیان میکردند را گفت و اعلام کرد که: از نظر من این آتشبس پایان یافته و دیگر تمایلی به تعامل با تهران ندارم.
ساعاتی پیش از تجاوزات تروریستهای آمریکایی نیز مجوز تعلیق موقت تحریمهای نفتی لغو و رسما بند دهم تفاهمنامه نقض شد. آمریکا بهانه خود برای نقض این بند را اقدام ایران در مقابله با عبور غیرقانونی کشتیها از تنگه هرمز عنوان کرد؛ یعنی پس از اینکه ایران به نقض بند پنج، یعنی عبور توسط آمریکا اعتراض کرده، آمریکا در اقدامی مضحک، بند ۱۰ را هم به دلیل اعتراض ایران نقض کرده است.
هویج آمریکایی، چماق شد!
اسقاطیه تحریمهای نفتی، تنها هویج آمریکایی در این مذاکرات بود که رئیس تیم مذاکرهکننده یک تیر، از سوئیس برنگشته، در هواپیما درباره آن گفت: «ما باید یک ویور بگیریم تا بتوانیم نفتمان را بفروشیم. آن را در این سفر به دست آوردیم.» وی ادامه داد: برخی میگفتند رفع تحریم نفت وعده سر خرمن است اما رفع تحریمها انجام شده و نفت ایران ۲۰ درصد گرانتر فروخته میشود و پول آن به حساب واریز میشود، اما ۱۶ تیر این مجوز باطل شد و تنها چماق آمریکایی بر سر کشور باقی ماند.
بند ۱۱ تفاهم مبنی بر آزادسازی داراییهای بلوکهشده کشور نیز به هیچ وجه محقق نشد؛ نهایت پیشرفت در این بند هم این بود که برخی در داخل برای خرید گندم و سویای آمریکایی ابراز تمایل کردند، که ترامپ را سر ذوق آورد و به جای تحقق شرط رهبری و شعام برای دریافت غرامت، به نوعی پیامی برای پرداخت غرامت از سوی ایران به کشاورزان آمریکایی مخابره کرد. با تجاوزات نظامی اخیر به جنوب کشور که سیانان آن را شدیدترین از روز امضای توافق خواند، در کنار تجاوزات ادامهدار به لبنان و تهدیدات هرروزه دشمن، بند یک تفاهم نیز از روز اول به فاحشترین شکل نقض شده است.
مطابق بند ۱۳ تفاهم، بنا بود ابتدا بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ اجرا شوند، سپس مذاکره در رابطه با باقی بندها آغاز شود. تفاهمی که قرار بود سایه جنگ را دور کند، از روز اول به دست دشمن بیاعتبار شد. امروز نه از تعلیق تحریمهای نفتی خبری هست، نه از آزادسازی داراییهای بلوکهشده، نه از کاهش تهدیدات نظامی؛ بلکه در کنار بازگشت فشارهای اقتصادی، تجاوز به خاک ایران، ادامه اشغال جنوب لبنان و اهانت به ملت ایران، حتی خود ترامپ نیز پایان این تفاهم را اعلام کرده است.
میزی که آمریکا واژگون کرد
حالا دیگر مسئله، نه اعتماد یا بیاعتمادی به آمریکا بلکه آن است که تا چه زمان ما باید یکطرفه بر سر میزی بمانیم که طرف مقابل آن را واژگون کرده است؟ حالا علیالاصول زمان بازگشت به نظر دیگر رهبری است؛ در برابر دشمنی که مذاکره را مقدمه فشار، تحریم و تجاوز میداند، اصرار بر توافقی که از روز نخست مرده، متولد شد، نه عقلانیت، که تکرار گرانتر تجربههای پرهزینه پیشین خواهد بود.
زیرساختهای اقتصادی و انرژی دشمن را بزنیم
برخی تحلیلگران معتقدند تجاوز و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران وقتی پایان خواهد یافت که یا در اثر ضربات وارده به رژیم صهیونیستی کیفیت زندگی اشغالگران به طور محسوسی به سمت منفی تغییر کند و در نتیجه به مانند جنگ ۱۲ روزه تلآویو درخواست آتشبس کند یا اقتصاد آمریکا با بالا رفتن قیمت نفت و بهره اوراق قرضه بهخصوص اوراق قرضه ۱۰ ساله و نرخ تورم، در آستانه رفتن در رکود در سطوحی به مانند سال ۱۹۲۹ یا حداقل ۲۰۰۸ باشد.
منطق حاکم بر جنگ نامتقارن ایران با آمریکا این است که به علت عدم برابری تواناییهای نظامی طرفین، با استفاده از جغرافیای تنگه هرمز، ضربات موثر ایران بر آمریکا در زمینه اقتصادی، محقق شود. آن دسته از ضربات اقتصادی، موثرتر خواهند بود که موجب تاثیر منفی در انتظارات شرکتکنندگان و فعالان در بازار شوند. مثلا شلیک یک موشک به سمت کشتی حامل نفت حتی در صورت عدم اصابت به نفتکش، با ایجاد تصور و انتظار ناامنی باعث بالاتر رفتن قیمت نفت و فشار و ضربه اقتصادی میشود. از اینرو زدن پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه مثلا اردن اگرچه از لحاظ نظامی دستاورد قابل توجهی است ولی ضربه اقتصادی قابل توجهی وارد نمیکند و منطبق با منطق جنگ نامتقارن فیمابین نیست؛ بهخصوص که سانسور خبری اجازه نمیدهد در کوتاه مدت مشخص شود دقیقا چه ضربهای وارد شده است.
اما زدن ضربات اقتصادی و شوک وارد کردن به بازار دشمن، در مقابل چشم همگان، بیشتر تاثیرگذار است. بنابراین حالا که آمریکا و اسرائیل در حال هدف قرار دادن تاسیسات غیرنظامی و بعضا زیربنایی ایران مثلا در بندر چابهار هستند هدف قرار دادن تاسیسات نفتی، شرکتهای فناوری و مراکز توریستی و تاسیسات بندری مثل فجیره و جبلعلی و... کشور همدست آمریکا و اسرائیل یعنی امارات تاثیر مشخصتر و محسوستر اقتصادی خواهد داشت. البته هدف قرار دادن همینگونه اهداف در خود اسرائیل مثلا شرکتهای فناوری و تاسیسات بندری هم تاثیر مشابه را خواهد داشت. مقصود عدم محدود نگه داشتن فهرست اهداف به پایگاهای نظامی آمریکا در منطقه است. همزمان هر دو لیست اهداف نظامی و اقتصادی باید مدنظر باشند.
تلاش آمریکا برای فشار راهبردی بر بازدارندگی ایران
الگوی تجاوزات اخیر آمریکا در بمباران خط آهن آققلا و تجاوزات مکرر به تاسیسات چابهار نشان میدهد دشمن آمریکایی احتمالا دوباره میخواهد در واکنش به کنترل تنگه هرمز توسط ایران، محاصره دریایی خود را اعمال کند. هدف قرار دادن آققلا برای بستن مسیر واردات از روسیه است و زدن چابهار برای کاهش قدرت آتش ایران روی ورودی اقیانوس هند.
تداوم حملات آمریکا به مسیرهای ریلی و زیرساختهای بندری، این برداشت را تقویت میکند که هدف واشنگتن، صرفا عملیات مقطعی نیست، بلکه ایجاد فشار راهبردی بر خطوط پشتیبانی و ظرفیت بازدارندگی ایران، هدف اصلی دشمن است. تمرکز همزمان بر گرههای لجستیکی در شمال و جنوب کشور، میتواند نشانه تلاشی هدفمند برای محدودسازی مسیرهای تامین، تجارت و دسترسی عملیاتی ایران در محیط پیرامونی باشد.
چرا آققلا؟
نوع انتخاب اهداف نشان میدهد که دشمن آمریکایی در پی آن است که از طریق فرسایش زیرساختهای کلیدی، موازنه میدانی و دریایی را به نفع خود تغییر دهد. حمله به کریدورهای ارتباطی و مراکز بندری، در ادبیات راهبردی معمولا بخشی از سناریوی مهار چندلایه تلقی میشود؛ سناریویی که هدف آن کاهش انعطافپذیری اقتصادی و عملیاتی یک کشور است. اگر این اقدامات در کنار تحرکات سیاسی و تهدیدهای رسانهای تحلیل شود، میتوان آن را بخشی از یک الگوی فشار ترکیبی دانست که امنیت، تجارت و بازدارندگی ایران را بهطور همزمان هدف گرفته است.
مهدی خراطیان، تحلیلگر مسائل استراتژیک و مدیر اندیشکده احیای سیاست دلیل اصلی حملات جدید آمریکا به تاسیسات ارتباطی کشورمان را ایجاد تنگنای کریدوری توصیف کرد. خراطیان نوشت: با توجه به حمله اخیر ایالات متحده به پلهای راهآهن در دو منطقه آققلا و کاشمر در مسیر مسافری مشهد، اکنون با قطعیت میتوان گفت که بزرگترین اشتباه راهبردی ایران پس از آتشبس، تلاش برای عادیسازی روابط با امارات از طریق کانالهای امنیتی سطح بالا بوده است.
ضربه به پل آققلا که در میانه مسیر اینچهبرون-گرگان-گرمسار قرار دارد، علاوه بر اینکه تصعید افقی و جغرافیایی جنگ پس از توافق اسلامآباد محسوب میشود، به دلیل ماهیت کریدوری و زیرساختی آن، یک تصعید عمودی جدی نیز تلقی میشود. مسیر اینچهبرون-گرمسار هم در کریدور شمال- جنوب یعنی اتصال ایران به هند و روسیه و هم شرق به غرب یعنی اتصال به چین و اروپا نقش مهمی دارد و ضربه به آن اولا در جهت ایجاد اختلال در تامین کالاهای اساسی از چین و روسیه و ایجاد ممانعت در توانیابی ایران در دور زدن محاصره دریایی است. میدانیم که محاصره دریایی پاسخی به انسداد تنگه هرمز بوده است. ثانیا این اقدام اساسا جایگاه بسیار راهبردی ایران در تقاطع کریدورهای شرقی و غربی را هدف قرار داده است.
شرارت امارات
اکنون سوال اینجاست که ربط اینها به امارات چیست؟ مسئله تنگه هرمز و کریدور اصطلاحا عمانی، بسیار بیش از آنکه به مسقط مرتبط باشد، به بندر راهبردی جبلعلی و ارتباط آن با حیفا در اسرائیل در قالب کریدور آیمک مربوط است. مسئله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، اختلالی مهم در شاه کریدور جهانی آیمک است که در نظم آینده مدنظر آمریکا، نقشی بسیار مهم دارد. امارات از همان ابتدای جنگ به شدت واشنگتن را در جهت ایفای نقش نظامی در تامین امنیت تنگه هرمز تحریک میکرد و پس از تجدید پیمان دفاعی خود با فرانسه اکنون پاریس و به تبع آن ناتو را وارد گود نزاع خاورمیانه کرده است.
واشنگتن با ذهنیت کریدور در برابر کریدور یا همان چشم در برابر چشم به آققلا حمله کرد و با توجه به اینکه مطمئن شده یا تصور روشنی یافته که ایران امارات را از بانک اهداف حذف کرده و گزینهای برای تصعید عمودی یا افقی جنگ ندارد و به حمله به کویت و بحرین رضایت خواهد داد، این کار را صورت داده است.
به زعم آمریکا این کار اولا ایران را در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز یا همان اختلال در کریدور آیمک مردد خواهد کرد، ثانیا گزینه اعمال مجدد محاصره دریایی را معتبرتر خواهد کرد و ثالثا وابستگی لجستیکی ایران را به بندرهایی چون جبلعلی و کراچی پاکستان که تحت مدیریت امارات است نیز بیشتر خواهد کرد.
ایران با دادن کارت سفید امضای امنیتی به امارات، کشوری که در نظم آمریکایی-اسرائیلی مدنظر واشنگتن حرف اول را در منطقه غرب آسیا میزند، اولا دست ترامپ را برای زدن زیرساختهای ایران باز کرده و ثانیا مقدمات نفوذ امنیتی و اقتصادی امارات را در ایران فراهم کرده است. امارات با ایران همان کاری را کرده و خواهد کرد که با رژیم بشار اسد کرد.
اسد از امارات قولهای زیادی برای سرمایهگذاری و بازسازی سوریه دریافت کرد، اما ابوظبی در پشت پرده برای اسقاط اسد برنامه میریخت و احمد العوده تحت حمایت امارات اولین کسی بود که دمشق را فتح کرد. ضروری است ما نگاه نظممحور به معادلات پیرامونی خود داشته باشیم و بازی بزرگ ابرقدرتها را درک کنیم تا با بهرهمندی از ظرفیتهای مهم در حوزه سیاسی و نظامی، در نقد کردن دستاورد جنگها موفق باشیم و در جنگ بلندمدت نظم منطقهای پیروز شویم.
نظر شما