آگاه: این روزها که بار دیگر نام جزیره خارک همزمان با افزایش تنشها میان ایران و آمریکا مطرح شده است، شاید برای بسیاری این پرسش پیش بیاید که چرا این جزیره کوچک تا این اندازه اهمیت دارد. آیا اهمیت خارک تنها به نقش آن در صادرات نفت ایران بازمیگردد یا این جزیره از گذشته نیز در مرکز توجه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بوده است؟
پاسخ این پرسش را میتوان در اسنادی جستوجو کرد که بیش از دو قرن پیش نوشته شدهاند. این اسناد امروز در آرشیو ملی هند نگهداری میشوند و توسط مرکز بینالمللی میکروفیلم نور دیجیتالسازی شدهاند. این اسناد مربوط به سال ۱۸۰۸ میلادی، یعنی اوایل حکومت فتحعلیشاه قاجار است؛ دورانی که هنوز خبری از نفت نبود، اما خارک به اندازهای اهمیت داشت که دولت ایران، کمپانی هند شرقی بریتانیا، فرمانروایان محلی و حتی فرانسه و هلند هر یک به نوعی درگیر سرنوشت آن بودند.
دو سند تاریخی که یکی فرمان حسینعلیمیرزا فرمانفرما (فرزند فتحعلیشاه و حاکم فارس) و دیگری نامه شیخ عبدالرسولخان آلمذکور (دریابیگی و حاکم بوشهر از سوی دولت ایران) است، تصویری روشن از جایگاه راهبردی خارک در بیش از ۲۰۰ سال پیش ارائه میکنند. تصویری که نشان میدهد امنیت این جزیره، استحکام قلعههای آن و کنترل رفتوآمدهای دریایی، از مهمترین دغدغههای حکومت ایران در آن دوره بوده است.
جزیرهای کوچک با جایگاهی بزرگ
بر اساس توضیحاتی که در مقدمه اسناد آمده است، جزیره خارک در حدود ۳۰ کیلومتری ساحل ایران و ۵۶ کیلومتری بوشهر قرار دارد. همین موقعیت باعث شده بود که از گذشته مسیر رفتوآمد کشتیهای تجاری از نزدیکی آن عبور کند و هر قدرتی که بر تجارت دریایی خلیج فارس چشم داشت، به خارک نیز توجه نشان دهد.
در سند مربوط به تاریخچه جزیره آمده است که خارک تا حدود سالهای ۱۱۶۰ تا ۱۱۷۵ هجری قمری تقریبا متروک بود، اما هلندیها که در آن زمان یکی از قدرتهای بزرگ تجاری جهان محسوب میشدند، این جزیره را برای ایجاد یک مرکز تجاری و ساخت قلعه انتخاب کردند. آنان با توافق میرنصیر (حاکم بندر ریگ)، در خارک استقرار یافتند، قلعه ساختند و نیروهای نظامی در آن مستقر کردند. اما این حضور چندان دوام نیاورد. پس از روی کار آمدن میرمهنا (حاکم بندر ریگ)، اختلافها با هلندیها شدت گرفت و در نهایت نیروهای بومی توانستند قلعه را تصرف کرده و به حضور هلند در خارک پایان دهند. همین روایت نشان میدهد که حتی پیش از شکلگیری رقابتهای بعدی میان فرانسه و بریتانیا نیز خارک به دلیل موقعیت جغرافیایی خود اهمیت ویژهای داشته است.
آغاز رقابت قدرتهای اروپایی
مطابق همین سند، در سال ۱۱۸۳ هجری قمری و در دوره حکومت کریمخان زند، دولت ایران برای مقابله با خودسریهای میرمهنا از نیروهای کمپانی هند شرقی درخواست کمک کرد. از همین مقطع، توجه بریتانیا به خارک افزایش یافت و این جزیره به تدریج وارد رقابتهای سیاسی میان قدرتهای اروپایی شد. در ادامه و همزمان با سلطنت فتحعلیشاه، روابط ایران با بریتانیا دچار فراز و نشیب شد و دولت ایران برای مدتی به فرانسه ناپلئونی نزدیک شد. همین موضوع موجب شد خارک بار دیگر به نقطهای حساس در معادلات سیاسی منطقه تبدیل شود.
در مقدمه سند آمده است که پس از تغییر شرایط سیاسی و بینتیجه ماندن وعدههای ناپلئون به ایران، سرجان مالکوم (نماینده سیاسی کمپانی هند شرقی) دوباره توانست با دربار ایران مذاکره کند و مجموعهای از توافقها درباره مسائل سیاسی و تجاری شکل گرفت. یکی از موضوعات مهم این مذاکرات، وضعیت جزیره خارک و استقرار نیروها در آن بود.
فرمانی برای بازسازی قلعه
یکی از اسناد موجود، فرمان حسینعلیمیرزا فرمانفرما خطاب به کاپیتان چارلز پاسلی (افسر همراه سرجان مالکوم و نماینده کمپانی هند شرقی در بوشهر) است.
در این فرمان آمده است که گزارشهایی از ناامنی و دستاندازی به کشتیهای تجاری رسیده و به همین دلیل لازم است وضعیت قلعه خارک بررسی شود، بخشهای آسیبدیده مرمت شود و اگر لازم بود برجهای جدیدی ساخته شود تا امنیت جزیره برقرار بماند. در همین فرمان، شیخ عبدالرسولخان آلمذکور مامور میشود همراه اسماعیلبیگ دامغانی (فرستاده ویژه فتحعلیشاه) به خارک برود، قلعه را بررسی کند، خرابیها را تعمیر کند، برجهای جدید بسازد و نظم و امنیت جزیره را برقرار سازد. همچنین از کاپیتان پاسلی خواسته میشود فردی کاردان و آشنا به امور فنی را همراه این گروه اعزام کند تا تعمیرات با دقت انجام شود. این فرمان نشان میدهد که دولت ایران نه تنها بر وضعیت خارک نظارت مستقیم داشته، بلکه درباره استحکام قلعهها و دفاع از جزیره نیز تصمیمگیری میکرده است.
نامهای از دلنگرانیهای امنیتی
سند دوم، نامه شیخ عبدالرسولخان آلمذکور خطاب به کاپیتان پاسلی است. او در این نامه توضیح میدهد که ساخت برجهای دیدهبانی تنها به یک برج محدود نبوده و در امتداد سواحل تا حوالی بیدشهر چندین برج در حال احداث یا تکمیل بوده است.
سپس به گزارشی اشاره میکند که از عسلویه به دستش رسیده است. بر اساس این گزارش، سعود وهابی (رهبر نخستین حکومت سعودی) به برخی قبایل از جمله جواسم (کنفدراسیون دریایی سواحل جنوبی خلیج فارس)، عتوب (ائتلافی از قبایل عرب منطقه) و عبدالله بن جابر دستور داده بود با شناورهای خود در اطراف خارک و سواحل ایران رفتوآمد کنند. شیخ عبدالرسول هشدار میدهد که عبدالله بن جابر به دلیل آشنایی با منطقه، محلهای مناسب برای پیاده شدن نیروها را میشناسد و ممکن است شبانه به روستاها یا محل سکونت مردم حمله کند و اموال، دامها یا داراییهای آنان را غارت کند.
به همین دلیل پیشنهاد میکند در برجهای ساحلی همواره نگهبان مستقر باشد تا اگر تحرکی مشاهده شد، دیگران را به سرعت باخبر کنند و فرصت مقابله فراهم شود. این بخش از نامه، تصویری روشن از دغدغههای امنیتی دولت ایران در اوایل قرن نوزدهم میلادی ارائه میدهد؛دغدغههایی که محور آن حفاظت از مردم، سواحل و راههای دریایی بوده است.
خارک فقط یک قلعه نبود
آنچه از کنار هم قرار دادن این دو سند به دست میآید، این است که خارک تنها یک قلعه یا یک جزیره کوچک نبود. این جزیره حلقه اتصال مسیرهای دریایی، تجارت منطقهای و امنیت سواحل ایران محسوب میشد.
به همین دلیل، هرگونه ناامنی در خارک میتوانست بر رفتوآمد کشتیها، تجارت دریایی و امنیت بنادر شمال خلیج فارس اثر بگذارد. شاید به همین علت است که در هر دو سند، موضوع تعمیر قلعه، ساخت برج، استقرار نگهبان و حفظ نظم جزیره با جزئیات مورد توجه قرار گرفته است.
سندی از سیاست خارجی ایران
اهمیت این اسناد تنها به تاریخ خارک محدود نمیشود. این نامهها و فرمانها بخشی از اسناد روابط خارجی دوره قاجار هستند که نشان میدهند دولت ایران در تعامل با نمایندگان خارجی، فرمانروایان محلی و مقامات نظامی درباره مسائل خلیج فارس تصمیمگیری میکرده است. در این اسناد، نام شخصیتهایی دیده میشود که هر یک نقشی در تحولات آن دوره داشتهاند از حسینعلیمیرزا فرمانفرما گرفته تا سرجان مالکوم، کاپیتان پاسلی، اسماعیلبیگ دامغانی و شیخ عبدالرسولخان آلمذکور. مطالعه این اسناد نشان میدهد که تاریخ خلیج فارس تنها مجموعهای از نبردها نیست، بلکه مجموعهای از مکاتبات، تصمیمهای سیاسی، اقدامات عمرانی و تدابیر امنیتی است که برای حفظ امنیت سواحل ایران اتخاذ میشده است.
بیش از دو قرن اهمیت راهبردی
اگرچه امروز خارک بیش از هر چیز با صنعت نفت و صادرات انرژی شناخته میشود، اما این دو سند تاریخی نشان میدهد که اهمیت راهبردی این جزیره بسیار قدیمیتر از کشف نفت است.
در اوایل قرن نوزدهم میلادی، زمانی که هنوز خبری از پالایشگاهها، اسکلههای نفتی و پایانههای صادراتی نبود، دولت ایران برای مرمت قلعههای خارک، ساخت برجهای دیدهبانی، استقرار نیرو و حفظ امنیت مسیرهای دریایی برنامهریزی میکرد. همین اسناد نشان میدهد که موقعیت جغرافیایی خارک از دیرباز آن را به نقطهای حساس در خلیج فارس تبدیل کرده بود؛ نقطهای که توجه قدرتهای مختلف را به خود جلب میکرد و حفاظت از آن برای دولت ایران اهمیت ویژهای داشت. امروز نیز مرور این اسناد تاریخی بیش از آنکه صرفا یادآور گذشته باشد، نشان میدهد برخی نقاط جغرافیایی به دلیل موقعیت راهبردی خود، در دورههای مختلف تاریخ همواره در کانون توجه بازیگران منطقهای و بینالمللی قرار داشتهاند و خارک یکی از روشنترین نمونههای این واقعیت تاریخی است.
نظر شما