آگاه: مرکز پژوهشهای مجلس ناترازی برق در پیک مصرف را حدود ۱۳ هزار و ۶۴۰ مگاوات برآورد میکند؛ یعنی پاسخگوی نیاز نزدیک به یکپنجم ظرفیت شبکه نیست. کارشناسان سالها درباره فرسودگی نیروگاهها هشدار دادهاند و جنگ اخیر با آسیب به بیش از دو هزار نقطه، حدود ۴۲۰۰ مگاوات از ظرفیت را کاست، اما ریشه اصلی، کمتوجهی مزمن به نوسازی زیرساختهاست؛ وعدههای «تابستانی بدون قطعی» اکنون در برابر خاموشیهای برنامهریزیشده رنگ باخته است.
در همین فضا، بنزین نیز به معضلی دیگر تبدیل شده. نظام سهلایه قیمتگذاری از دی ۱۴۰۴، با کاهش سهمیه از ۱۰۰ به ۵۰ لیتر، فشار تازهای به مردم وارد کرد. طرح عرضه بنزین با نرخ تمامشده پالایشگاهی (هر لیتر ۸۷ هزار تومان) در کرمان، ساعاتی پیش از اجرا به دلیل نگرانی از واکنش عمومی متوقف شد. این عقبنشینی نشان میدهد دولت نقشه راهی ندارد؛ از یک سو ناترازی پایدار است و از سوی دیگر هر افزایش قیمتی در شرایط تورم بالا، میتواند به انفجار اجتماعی بینجامد. ابهام در تصمیمگیری، خود عاملی برای ناامیدی افزوده است.
اما ناامیدی، ریشهای عمیقتر در اعداد اقتصادی دارد. صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده اقتصاد ایران در ۲۰۲۶ حدود ۶.۱ درصد کوچکتر شود و تورم به بالاترین سطح پس از پیروزی انقلاب برسد، حدود ۷۰ درصد! بانک مرکزی تورم سالانه را ۶۶ درصد و نقطهبهنقطه را ۸۸.۶ درصد اعلام کرده است. پشت این ارقام، قیمت روغن ۴۳۰ درصد، تخممرغ ۳۴۵ درصد، برنج ۲۸۷ درصد و شیر ۱۳۹ درصد افزایش یافته و یک خانواده چهارنفره ۷۰ درصد درآمد خود را صرف خوراک میکند. حداقل دستمزد ماهانه حدود ۱۰۰ دلار است و معاون اول رئیسجمهور اعلام کرده «قیمتها به سطح نگرانکنندهای رسیده»؛ پیامی که برای مردمی که هر روز یک قلم از سبد خریدشان حذف میشود، کافی نیست.
این سه بحران (برق، بنزین و تورم) به هم گره خوردهاند. قطعی برق تولید را مختل میکند، افزایش بنزین بر هزینه همه کالاها میافزاید و تورم توان خرید را چنان میکاهد که هر افزایش حقوقی بیاثر میشود. این چرخه معیوب، اگر شکسته نشود، امید به آینده را تحلیل میبرد. راه برونرفت چیست؟ نخست، شفافیت؛ مردم باید برنامه دقیق دولت را بدانند، نه وعدههای تکراری را. دوم، سرمایهگذاری جدی در زیرساختهای انرژی با تمرکز بر مدیریت مصرف، بهبود بازدهی و توسعه تجدیدپذیرها (مانند وعده ۹۰۰۰ مگاواتی خورشیدی). سوم، اصلاح تدریجی و هوشمندانه یارانهها با مشارکت مردم و کارشناسان تا فشار آن عادلانه توزیع شود. چهارم، اولویت دادن به معیشت؛ کنار گذاشتن طرحهای پرهزینه غیرضرور و تمرکز بر نیازهای اساسی. پنجم، مبارزه با فساد و ناکارآمدی تا منابع آزاد و هزینهها بهدرستی مدیریت شوند. مردم ایران تابستان سختی را میگذرانند؛ قطعی برق در گرمای ۵۰ درجه، نگرانی از قیمت بنزین و تورمی که قدرت خرید را میکاهد، همه نشانههای یک بحران عمیقند، اما بحران، فرصتی برای تغییر است. مسئولان با پذیرش نقد سازنده میتوانند رویهای نو در پیش گیرند؛ رویهای که شفافیت جای ابهام، برنامه جای واکنش آنی و مشارکت مردم جای تصمیمگیری یکطرفه را بگیرد. ایران با تکیه بر توان داخلی از این گذرگاه عبور خواهد کرد، اما بدون تغییر نگاه و روش، این عبور ممکن نیست. امید آنکه گرمای این روزها، ذهن تصمیمسازان را به تکاپوی جدی وادارد و فصل تازهای از تدبیر و عمل گشاید.
۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۷
کد مطلب: ۲۴٬۶۴۱
تابستان ۱۴۰۵ برای بسیاری از ایرانیان با پنکههای خاموش و یخچالهای بیبرق تداعی میشود. قطعیهای مکرر برق که در برخی مناطق به روزانه چهار ساعت میرسد، وقتی پمپهای آب از کار میافتند و کارگاههای کوچک تعطیل میشوند، از یک هشدار فنی فراتر رفته و به بحرانی روزمره بدل شده است.
نظر شما