آگاه: در جنگ ۴۰ روزه امارات متحده عربی یکی از کشورهایی بود که ظرفیتهای خود را در اختیار دشمنان ایران قرار داده بود. به همین دلیل نیز هدف حملات دفاعی ایران قرار گرفت. پس از آن البته اماراتیها برای اینکه از حملات مصون بمانند، وعدههای اقتصادی را به طرف ایرانی دادند. اگرچه معلوم بود این وعدهها دروغ هستند. اکنون نیز تحت تاثیر آمریکاییها، امارات متحده عربی تصمیم گرفته است فشارهای جدیدی را به اقتصاد ایران تحمیل کند.
اما در دل این فشارها، پرسش کلیدی این است: آیا این پایان راه است یا نقطه عطفی برای بازطراحی اقتصاد ایران؟

آخرین تیر ترامپ؛ از تهدید تا اقدام
برای درک ابعاد این تحول، باید به پازل بزرگتری نگاه کرد. چند روز پیش از این تصمیم، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در مصاحبهای با شبکه نیوزمکس اعلام کرد که دولت ترامپ بهزودی «اقداماتی بیسابقه» برای منزوی کردن اقتصاد ایران به کار خواهد گرفت. بسنت تاکید کرد که این اقدامات شامل مسدودی حسابهای بانکی، کیف پولهای ارز دیجیتال و داراییهای ایران در سراسر جهان خواهد بود. تنها یک روز پس از این اظهارات، دونالد ترامپ بهصراحت گفت که «ضربه اقتصادی کوبندهای» به ایران وارد خواهد کرد. گمانهزنیها حاکی از آن است که گزینههای روی میز آمریکا بسیار فراتر از تحریمهای معمولی است: از تحریم پالایشگاههای مستقل چینی (معروف به «تیپات») که نفت ایران را خریداری میکنند، تا تحریم بانکهای بزرگ چینی که واسطه پرداختهای ایران هستند. حتی اعمال تعرفههای ۲۵ درصدی بر کشورهایی که با ایران معامله میکنند، یکی دیگر از گزینههای جدی واشنگتن است.تحلیلگران اقتصادی معتقدند که دولت ترامپ با هدف فشار بر ایران پیش از انتخابات میاندورهای، همزمان با ناتوانی در مهار نظامی تهران و نیز فشارهای اقتصادی بر جامعه آمریکا، آخرین تیر خود را به سوی ایران شلیک کرده است. اما سوال اینجاست: آیا این تیر به هدف خواهد خورد؟
امارات؛ شریکی که به دشمن تبدیل شد
امارات متحده عربی سالها بهعنوان دروازه طلایی ورود کالا به ایران شناخته میشد. بندر جبلعلی دبی، قلب تپنده تجارت ریاکسپورت (صادرات مجدد) به ایران بود. بر اساس گزارشهای بلومبرگ، چین و امارات بزرگترین شرکای تجاری ایران محسوب میشوند و هرگونه اختلال در این رابطه، زنجیره تامین کالاهای اساسی ایران را به مخاطره میاندازد.
اما اکنون، این شاهرگ حیاتی در معرض گسست جدی قرار گرفته است. رسانهها گزارش دادهاند که امارات در نظر دارد علاوه بر توقیف داراییها، شبکههای صرافی را نیز هدف قرار دهد تا نقلوانتقال پول ایران را کاملا مختل کند. کارشناسان هشدار میدهند که این اقدام، دسترسی ایران به ارزهای خارجی و شبکه تجارت جهانی را به شدت محدود خواهد کرد.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که امارات نیز از این تصمیم متضرر خواهد شد. فارزان سابت، کارشناس مسائل ایران در موسسه مطالعات بینالمللی ژنو، تاکید کرده است که ابوظبی و دبی توانایی جبران این خلأ مالی را دارند، اما زنجیره تامین چین نیز در این میان متضرر خواهد شد. به عبارت دیگر، این یک بازی باخت- باخت است؛ اما برای ایران، هزینه آن به مراتب سنگینتر خواهد بود، مگر اینکه راههای جایگزین را سریعا فعال کند.
راهبرد کلیدی: جایگزینی امارات با کریدورهای نوین
خبر خوب این است که تهران از ماهها پیش، سناریوی قطع همکاری با امارات را پیشبینی کرده بود. بر اساس گزارشهای منتشرشده، ایران از اوایل سال ۲۰۲۶ بهطور جدی بهدنبال جایگزینی بنادر امارات با مقاصدی نوین در منطقه بوده است.
پاکستان: گزینه نخست
مقامات ایرانی بهصراحت اعلام کردهاند که بندر گوادر پاکستان بهعنوان جایگزین استراتژیک بنادر دبی در دستور کار قرار گرفته است. این بندر که بر دریای عرب مشرف است، دسترسی مستقیم ایران به بازارهای آسیایی و بینالمللی را بدون نیاز به مسیرهای سنتی فراهم میکند. گزارشها حاکی از آن است که ایران ارسال محمولههای تجاری از گوادر را بهعنوان نقطه جایگزین دبی آغاز کرده است.
عراق، عمان و ارمنستان: شبکهای از مسیرهای جایگزین
علاوه بر پاکستان، ایران کریدورهای تازهای از طریق عراق، عمان و ارمنستان را نیز در دست بررسی دارد. به گفته مسئولان ایرانی، بندر کراچی پاکستان، عمان، عراق و ارمنستان همگی بهعنوان مسیرهای جایگزین برای تامین کالاهای اساسی و جلوگیری از اختلال در بازار داخلی در نظر گرفته شدهاند.
تغییر نقشه تجارت منطقهای
روزنامه تهرانتایمز در گزارشی تاکید کرده است که جمهوری اسلامی جریان تجارت خود را از بندر جبلعلی امارات بهسوی بنادر جایگزین در پاکستان و سایر کشورها هدایت کرده و ضربهای جدی به اقتصاد ریاکسپورت دبی وارد آورده است. این تغییر مسیر، اگرچه در کوتاهمدت هزینهبر است، اما در بلندمدت میتواند وابستگی ایران به یک شریک خاص را بهطور کلی از بین ببرد.
شریان حیاتی پنهان: بانک کونلون و سیستم CIPS
اما مهمترین بخش این معادله، نه در بنادر فیزیکی، بلکه در نظام مالی و پولی نهفته است. در شرایطی که امارات در تلاش است شبکههای صرافی و بانکی ایران را مسدود کند، یک بانک نسبتا کوچک در پکن نقش یک «شریان حیاتی خاموش» را ایفا میکند: بانک کونلون. بانک کونلون که زیرمجموعه شرکت ملی نفت چین (CNPC) است، سالهاست که بهعنوان تنها کانال قانونی و مسیر تسویهحساب نفت ایران به یوان شناخته میشود. این بانک که از سال ۲۰۱۲ توسط وزارت خزانهداری آمریکا تحریم شده است، به دلیل قطع ارتباط با نظام مالی غرب، بهعنوان یک کانال محدود و کنترلشده برای تجارت پرریسک توسط پکن حفظ شده است.
رمزگشایی از مکانیسم کونلون
سیستم پرداخت بانک کونلون بر دو اصل کلیدی استوار است:
۱. رفع وابستگی به دلار: تمامی معاملات نفت ایران با چین بهصورت صد درصد به یوان انجام میشود. این یعنی هیچ دلاری در این چرخه جابهجا نمیشود و تحریمهای دلاری آمریکا عملا بیاثر میشوند.
۲. خروج از سوئیفت: بهجای استفاده از سیستم جهانی سوئیفت، این تراکنشها از طریق سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی چین (CIPS) انجام میشود. CIPS که بهعنوان جایگزینی برای سوئیفت طراحی شده، کاملا مستقل از نظارت آمریکا عمل میکند.
حجم عظیم تراکنشها
بر اساس گزارشهای موجود، بانک کونلون سالانه حدود ۲۰۰ میلیارد دلار از تجارت تخفیف خورده نفت ایران را پردازش میکند. این رقم، نزدیک به نیمی از کل درآمد نفتی ایران را شامل میشود. حتی در حوزههای فراتر از نفت، هزینههای عبور از تنگه هرمز نیز از طریق کونلون و CIPS تسویه میشود.
نکته ظریف: افزایش همزمان قیمت سهام شرکت مادر کونلون (CNPC Capital) با حجم تراکنشهای CIPS، نشاندهنده ارتباط مستقیم این سیستم با بقای اقتصادی ایران است.
جمعبندی: بحران، تولدی دوباره
اقدام امارات در قطع مبادلات تجاری با ایران، بیتردید ضربهای سنگین در کوتاهمدت خواهد بود. اما این ضربه، اگر هوشمندانه مدیریت شود، میتواند به نقطه عطفی برای استقلال اقتصادی ایران تبدیل شود.
مسیر کوتاهمدت: فعالسازی فوری کریدورهای جایگزین (گوادر، کراچی، عمان، عراق و ارمنستان) برای تامین کالاهای اساسی و جلوگیری از شوک به بازار داخلی.
مسیر میانمدت: گسترش همکاری با چین از طریق بانک کونلون و سیستم CIPS برای تثبیت یک نظام مالی موازی و مستقل از دلار و سوئیفت.
مسیر بلندمدت: کاهش تدریجی وابستگی به هر گونه شریک خارجی منفرد و ایجاد اقتصادی متکی بر توان داخلی و شرکای متنوع.
همانگونه که یک مقیم ایرانی در امارات به رسانهها گفته است، بسیاری از سفارشهای صادراتی لغو و حسابهای بانکی مسدود شدهاند. اما در سوی دیگر میدان، سیستم CIPS رکوردهای جدیدی در حجم تراکنش ثبت میکند و ایران ارسال محمولهها از گوادر را آغاز کرده است.
آیا این آخرین تیر ترامپ است؟ احتمالا بله. آیا این تیر به هدف خواهد خورد؟ بستگی به این دارد که تهران چگونه از «فرصت پنهان» این بحران استفاده کند. اگر ایران بتواند در مدت کوتاهی، زنجیره تامین و نظام مالی خود را بازطراحی کند، نهتنها از این گردنه دشوار عبور خواهد کرد، بلکه اقتصادی مقاومتر و مستقلتر از قبل خواهد ساخت. در غیر این صورت، هزینهها بسیار سنگینتر از آن خواهد بود که تصور میرود.
نظر شما