آگاه: دشمن در میدان سخت نظامی و رزم همهجانبه، جز طعم تلخ هزیمت نچشیده است و اکنون، تمامی توان ماشین رسانهای و اتاقهای فکر خود را برای فتح سنگرهای ذهن مردم ایران بسیج کرده تا با پروپاگاندای پیچیده، چنین القا کند که مقاومت در برابر تجاوز، هزینهای به قیمت نابودی معیشت و زیست مردم دارد!
جنگ امروز، نبرد ارادههاست؛ اگرچه یگانهای زرهی در میدان نبرد متوقف شدهاند اما یگانهای جنگ نرم استکبار درصددند تا با القای ناامیدی و پمپاژ یأس، اراده ملی ما را هدف قرار داده و مخدوش کنند. هدف اصلی ماشین پروپاگاندای تخریبی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، وادار کردن مسئولان و تصمیمگیران کشورمان به رجوع به گزینه تسلیم بیقید و شرط است! امری که محال است تحقق یابد. باید دانست که نسخه شکستخورده مذاکره از موضع ضعف که در پی ناامیدی از گزینههای نظامی روی میز کاخ سفید قرار گرفته، چیزی جز یک تله ادراکی نیست؛ هدف نهایی، درهم شکستن روحیه مقاومت و استحاله درونی از طریق تزریق این انگاره دروغین است که تنها راه رستگاری، تسلیم در برابر هیمنه پوشالی آمریکاست.
ضرورت هوشیاری در داخل
در این بین، مسئولان کشورمان باید بسیار هوشیار باشند و با مواضع خود، آب به آسیاب دشمن نریزند. این قضیه بهویژه در بحث اداره کشور و معیشت مردم و فروش نفت، بسیار حائز اهمیت است. برای نمونه، ادعای صفر شدن صادرات نفت کشور، به وضوح ادعایی اشتباه و مغلوط است و چنین به جامعه القا میکند که درآمدهای نفتی کشور به پایان رسیده است و به تبع آن معیشت مردم، نابود میشود. ادعای صفر شدن درآمدهای نفتی، نه یک گزارش اقتصادی، بلکه یک عملیات روانی تضعیفکننده است که ریشه در تلاشی ناکام برای ایجاد بحران اعتماد دارد. دادههای ماهوارهای و ردیابی کشتیها توسط شرکت کپلر نشان میدهد که ذخایر استراتژیک ما در دریا، همچنان در جریان است و نرخ تخلیه نفت، فراتر از آن چیزی است که رسانههای معاند و جریان تسلیمطلب مدعی است. آنچه در حال گذار است، فشار بر مسیرهای سنتی است، نه توقف جریان درآمدزایی؛ ما با یک تغییر استراتژیک در لجستیک صادرات روبهرو هستیم، نه یک بنبست اقتصادی.
راستیآزمایی موضوع فروش نفت
طبق آمار کپلر، ایران اکنون ۸۳ میلیون بشکه نفت روی آب دارد و از این محل، صادرات نفت خود را ادامه میدهد. آنچه تقریبا صفر شده، جریان عبور نفت ایران از محاصره است نه خود صادرات. از طرفی طبق قانون بودجه، ایران باید ماهی کمتر از سه میلیارد دلار، درآمد نفتی محقق کند که با قیمت فعلی نفت معادل ۹۰ دلار، با فروش ۱.۱ میلیون بشکه از ذخایر نفت ایران، این درآمد نفتی تامین میشود. با نرخ تخلیه ۱.۱ میلیون بشکه در روز نیز، امکان حفظ صادرات تا ۷۵ روز دیگر یعنی اواسط آبان وجود دارد. از طرفی با توجه به تاخیر حداقل دو ماهه در بازگشت ارز، درآمد نفتی ایران تا دی برقرار است.
با این اوصاف، ایران تا آبان یعنی موعد انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، در تامین ارز چالش جدی ندارد و دارای ابتکار عمل برای تشدید تنش و تاثیر بر انتخابات آمریکاست؛ این فرصت نباید به پای مذاکره از سر ضعف و تسلیم بسوزد.
سعی در صفر جلوه دادن صادرات نفت، تلاش بیهوده برای مهندسی ناامیدی در بدنه تصمیمگیری کشور است. محاسبات بودجهای نشان میدهد که حتی با محاسبه بدبینانه نرخهای فروش، درآمد مورد نیاز برای ثبات بازار ارز تا اواسط پاییز کاملا قابل تامین است. ماشین عملیات روانی آمریکا با استفاده از ابهام محاسباتی، میکوشد فضای سیاسی را برای پذیرش گزینههای ناچیز مذاکراتی آماده کند؛ اما واقعیت دریاها و اعداد مستند و معتبر کپلر، روایت آنها را به زانو درمیآورد. ما در موقعیت کنترل بحران هستیم، نه تسلیم در برابر بحران.
طوطیوار، گزارههای دروغ دشمن را واگویه نکنیم
اگرچه دشمن آمریکایی، تروریسم اقتصادی خود را به مردم ایران تحمیل کرده است و این تروریسم، قطعا دارای تبعات و پیامدهایی برای معیشت مردم است، اما بدون تردید نباید با عبارات و کلماتی همچون بروز قحطی برای کشور پهناوری همچون ایران یا صفر شدن درآمدهای نفتی، مردم را نگران کرد و افکار آنان را مشوش گرداند. اکنون ۶ ماه است درگیر جنگ با رژیم متجاوز آمریکا هستیم و در نتیجه عنایات و تفضل خداوند و مدیریت مطلوب نظام جمهوری اسلامی ایران و دولت دکتر پزشکیان، نه قحطیزده شدهایم و نه درآمدهای ملیمان صفر شده است؛ بنابراین نباید طوطیوار، گزارههای دروغ دشمن را واگویه کنیم یا از داخل به دشمن پاس گل بدهیم. متاسفانه برخی در داخل تمایل دارند با بازنشر روایتهای مجعول مبتنی بر تنگنای اقتصادی و القای فضای قحطی، عملا به جنگ روانی دشمن کمک کنند؛ در حالی که قاطبه ملت ایران در جبهه مقاومت ایستادگی میکنند، برخی با سخنان بیملاحظه، امید را از دل مردم میربایند و به جای تقویت جبهه داخلی، به دشمن، پاس گل میدهند.ترساندن و ارعاب مردم از کمبود مفرط و فقدان امنیت معیشتی، دقیقا همان چیزی است که اتاقهای فکر واشنگتن به دنبال آن هستند. وقتی افرادی با واژههایی مثل بحران حاد یا بروز قحطی در صورت ادامه مقاومت در برابر آمریکای متجاوز، فضای ترس و وحشت اجتماعی ایجاد میکنند، در واقع در حال شارژ سلاح ادراکی دشمن آمریکایی هستند.
باید میان بیان واقعیتهای اقتصادی و القای ناامیدی تمایز قائل شد. هدف دشمن در این جنگ، فروپاشی انسجام داخلی از طریق القای گرسنگی و فقر و قحطی است. هر سخنی که فراتر از تحلیل علمی، به سمت ایجاد هراس جمعی حرکت کند، مستقیما در خدمت استراتژی تنشزایی و تضعیف اراده ملی قرار میگیرد.
به تازگی شبکه خبری الجزیره، در گزارشی تحلیلی، با ابراز شگفتی از توانایی جمهوری اسلامی ایران در حفظ امنیت غذایی خود با وجود جنگ، محاصره دریایی و تحریمهای بینالمللی، اذعان کرده است که تهران با تکیه بر ترکیبی از تولید داخلی، ذخایر راهبردی غیر متمرکز و مسیرهای تجاری جایگزین، موفق شده است سفره مردم را در برابر شوکهای بیرونی تا حد زیادی مصون نگه دارد. این گزارش که با نگاهی متفاوت از بسیاری از تحلیلهای غربی تهیه شده، بر خلاف تصور رایج از فروپاشی اقتصادی ایران، از انعطافپذیری بالای سیستم تامین کالاهای اساسی در کشور ما سخن گفته است. سیاست تروریسم اقتصادی و فشار حداکثری ترامپ به مردم ایران، فراتر از یک استراتژی اقتصادی، تلاشی مذبوحانه برای ایجاد بحرانهای انسانی و تضعیف اراده ملت است؛ اما این فشار یکجانبه، همچون موارد مشابه قبلی، راه به جایی نخواهد برد. چین اعلام کرده که از تحریمهای فزاینده اقتصادی آمریکا علیه ایران، پیروی نخواهد کرد. در داخل آمریکا نیز، جریان فکری نخبگان، بر ناکارآمدی و شکست ساختاری این رویکرد تنشزا تاکید دارند.
نظر شما