آگاه: در شرایط عادی، دولتها بر پایه رشد اقتصادی برنامهریزی میکنند؛ اما در دوران تقابلهای استراتژیک، کارکرد دولت از مدیریت توسعه به سمت مدیریت بحران و حفظ پویایی در شرایط فشار تغییر میکند. در بازخوانی سخنان رهبر شهید در دیدار ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ با اعضای دولت، مشاهده میشود که دستورالعملها از سطح مدیریت اجرایی فراتر رفته و به سطح استراتژی پایداری و بازسازی ملی رسیده است. در شرایطی که کشور پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه، با تهدیدات همهجانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی روبهروست، مطالبه اصلی رهبری شهید، بر بازتعریف رابطه میان ثبات اقتصادی و امنیت ملی بنا شده است. ایشان با این نگاه، اقتصاد را نه یک حوزه مجزا، بلکه زیربنای اصلی قدرت و توانمندی کشور در تقابل با فشارهای خارجی قلمداد میکنند.
معیشت به مثابه خط مقدم دفاعی
در ادبیات اقتصاد سیاسی جنگ، معیشت مردم صرفا یک موضوع رفاهی یا اجتماعی تلقی نمیشود؛ بلکه یک متغیر امنیتی حیاتی محسوب میشود. تاکید ویژه رهبر شهید بر معیشت مردم، نشاندهنده درک عمیق ایشان از این واقعیت است که در دوران تقابل، تابآوری ملی بهطور مستقیم از قدرت خرید و امنیت غذایی مردم نشأت میگیرد.
از منظر تحلیلی، وقتی دولت درگیر مدیریت تقابلهای نظامی و دفاع از مرزهاست، دشمن آگاه است که میتواند با استفاده از ابزارهای جنگ ترکیبی، شکاف میان دولت و ملت را از طریق فشار اقتصادی و ایجاد ناامیدی معیشتی تعمیق کند. مدیریت معیشت در دوران تقابل، به معنای حفظ پویایی ساختار اجتماعی برای تضمین تداوم حاکمیت است. تمرکز بر معیشت، در حقیقت راهبردی برای مدیریت چالشهای ناشی از جنگ اقتصادی و حفظ توانمندیهای تولیدی است. دولت باید از این منظر به موضوع نگاه کند که هرگونه نوسان در سطح معیشت، میتواند بر پایداری ساختارهای اقتصادی-اجتماعی اثر بگذارد؛ لذا تثبیت معیشت، راهکاری استراتژیک برای افزایش تابآوری ملی و تضمین جریان منظم تولید و مصرف است. این تثبیت، با تقویت انسجام داخلی، بستری را فراهم میآورد که در آن، اقتدار ملی با قدرت اقتصادی گره خورده و توانایی کشور برای مدیریت بحرانها دوچندان میشود.
انضباط بازار؛ مدیریت نظم در عین آشفتگی
مطالبه انضباط بازار در سخنان ایشان، پاسخی استراتژیک به پدیده اقتصاد سایه و نوسانات ناشی از جنگ است. در دوران تقابل، بازارها مستعد رفتارهای هیجانی، احتکار و سوءاستفادههای ناشی از ترس هستند. این زمانی رخ میدهد که عدم قطعیت بر فضای تصمیمگیری حاکم شود. انضباط بازار در اینجا به معنای نظارت دقیق بر زنجیره تامین و کنترل قیمتهاست تا از تبدیل شدن بحرانهای گذرا ناشی از جنگ به بحرانهای ساختاری و تورم مزمن جلوگیری شود.
دولت در این مقطع نباید تنها به رویکردهای دستوری، سنتی و بازرسیهای سطحی اکتفا کند؛ بلکه از طریق مدیریت هوشمند زنجیره تامین و شفافیت در توزیع منابع، اعتماد عمومی را نسبت به نظام حفظ کند. انضباط بازار در واقع ابزاری برای ایجاد پیشبینیپذیری اقتصادی است. وقتی بازار با نظم و شفافیت اداره شود، اثرات شوکهای ناشی از تنشهای بینالمللی و نوسانات ارزی، به جای تبدیل شدن به انفجار قیمتی، به صورت ضربات کوچک و قابل مدیریت در ساختار اقتصادی پخش میشود. انضباط بازار، در واقع پیشگیری از فرار سرمایه و جلوگیری از تمرکز ثروت در دست نهادهای غیررسمی است که در دوران جنگ، تهدیدی برای نظارت دولت بر اقتصاد ملی محسوب میشوند.
گذار از فضای «نه جنگ، نه صلح» به فضای کار و امید
یکی از عمیقترین و راهبردیترین بخشهای دستورالعمل رهبری، تاکید بر غلبه فضای کار و امید بر فضای مصلحتآمیز و ایستاگرایانه نه جنگ، نه صلح است. اصطلاح نه جنگ، نه صلح بیانگر نوعی ایستایی یا رکود استراتژیک است که در آن کشور در انتظار وقوع یا پایان بحران میماند. این حالت ایستایی، بزرگترین دشمن توسعه و روحیه ملی است؛ چرا که در این وضعیت، سرمایهگذاران از فعالیت باز میمانند، نیروی کار دچار فرسایش و اقتصاد دچار انقباض میشود.
از منظر روانشناسی سیاسی، امید، محرک اصلی فعالیت اقتصادی و پایداری ملی است. اگر دولت اجازه دهد فضای ترس، احتکار و انتظار برای وقوع بحران بر فضای فعالیت جاری چیره شود، چرخه تولید متوقف شده و اقتصاد ناتوان میشود. رهبر شهید با تاکید بر کار، دولت را به سمت تولیدمحوری در دل بحران سوق میدهند. پیام این است: دولت نباید در حالت انتظار برای پایان جنگ باشد؛ بلکه باید در همان حال که با تهدیدات مقابله میکند، موتورهای اقتصادی را برای آیندهای پساجنگ به حرکت درآورد. ایجاد فضای کار، راهکاری است برای تبدیل زمان جنگ به زمان بازسازی و تقویت ساختارها. این یعنی حرکت به سمت اقتصاد پویای پساجنگ پیش از آنکه جنگ تمام شود.
بنابراین، مطالبات رهبری، فراخوانی برای پیوند میان اقتدار دفاعی و پایداری اقتصادی است. با تبدیل معیشت و نظم بازار به ابزارهای مدیریت پیشدستانه، مقاومت از یک حالت دفاعی، به یک پویایی توسعهمحور تبدیل میشود که مسیر تعالی ملی را در میانه تقابلهای جهانی تثبیت میکند.
نظر شما