۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۷
کد مطلب: ۲۴٬۸۹۲

ستاره‌ای بدرخشید...

امیر اسماعیلی _ سردبیر

در شب‌هایی که آسمان مکه هنوز از تاریکی قبیله‌ها و تعصب‌ها سنگین بود، نوری متولد شد. تولد پیامبر اکرم (ص)، فقط تولد یک انسان نبود؛ آمدن امکانی بود برای شکستن دیوارهایی که انسان‌ها میان خود ساخته بودند. دیواری از خون و نسب، دیواری از قدرت و فقر، دیواری از کینه و فراموشی. او آمد تا بگوید که همه از یک اصل‌اند و هیچ‌کس بر دیگری برتری ندارد، مگر به تقوا.

آگاه: آن شب، در خانه‌ای ساده، در میان مردمی که سال‌ها درگیر جنگ‌های بی‌پایان بودند، کودکی چشم به جهان گشود که بعدها قرار بود قبیله‌های پراکنده را به یک امت تبدیل کند. مکه آن روزها پر از اختلاف بود؛ هر قبیله‌ای برای خود خدایی داشت، هر گروهی برای خود مرزی کشیده بود و انسان‌ها بیشتر از آنکه به هم نزدیک شوند، از هم فاصله می‌گرفتند. اما آن مولود مبارک، با پیام وحدت آمد. وحدتی که نه به معنای یک‌ شکل شدن بود و نه به معنای نادیده گرفتن تفاوت‌ها؛ بلکه به معنای پذیرش یکدیگر در سایه یک انسانیت مشترک.
امروز که به آن شب دوردست نگاه می‌کنیم، حس می‌کنیم که تولد او هنوز هم می‌تواند ما را به خود بیاورد. جامعه ما، مثل بسیاری از جوامع دیگر، گاهی آدم‌هایش از هم فاصله دارند. اختلاف‌ها، سوءتفاهم‌ها و صدای بلند فاصله، جای نجوای وحدت را گرفته‌اند. در فضای مجازی، قضاوت‌های سریع جای گفت‌وگو را گرفته و در زندگی واقعی، گاهی دیوارهایی نامرئی میان همسایه‌ها، میان خانواده‌ها و حتی میان برادران کشیده می‌شود. اما پیام آن تولد، ساده و عمیق بود: وحدت یک شعار نیست؛ یک عمل روزانه است. عمل به گوش دادن، عمل به بخشیدن، عمل به ایستادن در کنار حق. 
پیامبر (ص) وقتی قبیله‌های پراکنده را گرد هم آورد، وقتی برده و آزاد را در کنار هم نشاند، وقتی زنان را به جایگاه کرامت بازگرداند، نشان داد که جامعه را نه با زور، که با رحمت می‌توان ساخت. او در مدینه، میان مهاجر و انصار، میان سیاه و سفید، میان فقیر و غنی، پیمان برادری بست. آن پیمان فقط یک قرارداد سیاسی نبود؛ یک بیانیه اخلاقی بود که هنوز هم می‌تواند راهنمای ما باشد. پیامبر نشان داد که وحدت واقعی وقتی شکل می‌گیرد که انسان‌ها بتوانند از خودمحوری‌شان فاصله بگیرند و دیگری را نه تهدید، که همراه ببینند.
در خیابان‌های شلوغ امروز، در خانواده‌هایی که گاهی از هم دور می‌شوند، در جامعه‌ای که پر از صدای بلند و گوش‌های بسته است، یاد آن تولد می‌تواند مثل نسیمی باشد که گرد و غبار را کنار بزند. وحدت یعنی اینکه اختلاف عقیده را بهانه‌ای برای شکستن قلب‌ها نکنیم. یعنی اینکه یادمان بماند که همه ما، در نهایت، مسافر یک راه هستیم و سرنوشت‌مان به هم گره خورده است.
تولد حضرت محمد (ص) هر سال تکرار می‌شود، نه فقط در تقویم، که در لحظه‌هایی که کسی تصمیم می‌گیرد به جای جدایی، نزدیک‌تر شود. در لحظه‌ای که یک نفر به جای پاسخ تند، سکوت می‌کند و گوش می‌دهد. در لحظه‌ای که کسی دست دیگری را می‌گیرد، حتی اگر از نظر عقیده یا سبک زندگی متفاوت باشد. شاید این بار، در میان همهمه روزمرگی، لحظه‌ای بایستیم و از خود بپرسیم: آیا ما نیز می‌توانیم حامل همان نوری باشیم که قرن‌ها پیش در مکه تابید؟ نوری که نمی‌سوزاند، که گرم می‌کند و جمع می‌کند. وحدت، میراث آن شب است. میراثی که اگر جدی بگیریمش، می‌تواند جامعه را از پراکندگی، به همبستگی برساند. می‌تواند خانواده‌ها را دوباره به هم نزدیک کند، می‌تواند همسایه‌ها را از غریبه بودن درآورد و می‌تواند به ما یادآوری کند که قدرت واقعی در کنار هم بودن است، نه در مقابل هم ایستادن و این، شاید زیباترین هدیه‌ای باشد که می‌توانیم به روح آن مولود مبارک تقدیم کنیم: اینکه تلاش کنیم کمی بیشتر شبیه پیام او باشیم؛ پیام رحمت، پیام برادری و پیام وحدتی که هنوز هم جهان به آن نیاز دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.