آگاه: قرارداد ۱۰۰ ساله استعمارگران آمریکایی در ونزوئلا، نه یک توافق تجاری که سندی بر کاپیتولاسیون نفتی است که هدفش تبدیل ثروتهای ملی یک ملت به ذخایر تضمینکننده امنیت انرژی غرب برای دهههای متمادی است. آمریکا با امضا و تحمیل این سند ننگین، دزدی دریایی کلاسیک را به مدیریت حقوقی منابع ارتقا داده است تا بدون شلیک حتی یک گلوله، رگهای حیاتی اقتصادی یک کشور را به مسلخ منافع خویش ببرد.
آنچه در ونزوئلا رخ داد، نمایش عریان استعمار فرانو است؛ جایی که امپراتوری، پس از شکست در تغییر دولتها، با نفوذ در لایههای حاکمیتی، قراردادهایی را دیکته میکند که در عمل، مالکیت ارضی را از ملتها سلب و به شرکتهای چندملیتی آمریکایی تفویض میکند. نفتدزدی سیستماتیک واشنگتن، نه یک اقدام اقتصادی، که یک اشغال نرم است؛ آمریکاییها با بزک حقوقی چپاول، ثروت آیندگان ونزوئلا را پیشفروش کردهاند تا هیمنه دلاری خود را بر ستونهای استخراج غیرقانونی نفت در ونزوئلا بنا کنند. قراردادهای یکطرفه با دولتهای تحت فشار، تاکتیک کهنه امپریالیسم است؛ کاخ سفید این بار در ونزوئلا، با استفاده از ابزار تحریم، راه را برای غارت قانونی هموار کرد تا نفت یک ملت را با قیمت اشغال به تاراج ببرد.
آمریکا، خود را مالک نفت ونزوئلا کرد
گزارشهای منتشرشده درباره توافق دولت آمریکا با ونزوئلا نشان میدهد واشنگتن مدلی فراتر از صدور مجوز یا لغو تحریمهای نفتی را در این کشور به اجرا میگذارد؛ مدلی که بر اساس آن، آمریکا میتواند بهصورت مستقیم در مالکیت یا توسعه میادین نفتی ونزوئلا مشارکت کند. این معنای با نزاکت دزدی نفت توسط آمریکا است. بر اساس گزارشی که آکسیوس منتشر کرده، دولت دونالد ترامپ در مذاکرات پیشرفته با مقامهای ونزوئلا درباره امکان بهدست آوردن سهم مستقیم در میادین نفتی این کشور توافق کرده است. این گزارشها سپس از سوی رسانههایی از جمله رویترز، بلومبرگ و والاستریت ژورنال نیز مورد توجه قرار گرفته است.
ونزوئلا دارای یکی از بزرگترین ذخایر نفتی اثباتشده جهان است و در گزارش مورد اشاره، از ۱۷ میدان نفتی مهم این کشور با مجموع حدود ۹۰ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده نام برده شده است. این رقم بیش از دو برابر ذخایر نفت اثباتشده ایالات متحده عنوان شده است.
تغییر رویکرد آمریکا؛ از تحریم به دزدی
بر اساس تحلیل منتشرشده، اهمیت تحولات اخیر تنها به صدور مجوز برای صادرات نفت ونزوئلا محدود نمیشود، بلکه نشانهای از تغییر رویکرد واشنگتن نسبت به منابع نفتی این کشور است. آمریکا در سالهای گذشته عمدتا از ابزار تحریم، محدودیتهای صادراتی و صدور مجوزهای موردی برای مدیریت تجارت نفت ونزوئلا استفاده کرده است؛ اما ورود مستقیم به پروژههای نفتی میتواند به معنای تلاش واشنگتن برای تبدیل منابع نفتی ونزوئلا به یک دارایی راهبردی برای آمریکا باشد. این تحول از منظر بازار نفت نیز اهمیت دارد؛ زیرا ونزوئلا بخش قابل توجهی از ذخایر خود را در قالب نفت سنگین در اختیار دارد و افزایش تولید این کشور میتواند بر تامین نفت سنگین مورد نیاز پالایشگاههای آمریکایی اثرگذار باشد.
یکی از محورهای مهم تحلیل منتشرشده، تغییر احتمالی مسیر تامین نفت سنگین مورد نیاز آمریکا است. نفت سنگین ونزوئلا از نظر ویژگیهای فنی برای برخی پالایشگاههای آمریکایی اهمیت ویژهای دارد و افزایش دسترسی آمریکا به این منابع میتواند بخشی از معادلات تامین خوراک پالایشگاههای این کشور را تغییر دهد. در این چارچوب، تحولات نفتی ونزوئلا را نمیتوان صرفا در قالب یک معامله تجاری میان واشنگتن و کاراکاس ارزیابی کرد؛ چراکه مسئله به رقابت آمریکا برای تامین نفت، روابط این کشور با تولیدکنندگان بزرگ نفت و همچنین سیاست تحریمی واشنگتن گره خورده است. افزایش سرمایهگذاری و حضور شرکتهای آمریکایی در صنعت نفت ونزوئلا، در صورت تحقق، میتواند در میانمدت زمینه افزایش تولید این کشور را فراهم کند. با این حال، بازگشت ظرفیتهای نفتی ونزوئلا به سطح بالاتر نیازمند سرمایهگذاری قابل توجه، بازسازی زیرساختها و زمان طولانی است. به همین دلیل، اثر احتمالی این تحول بر قیمت نفت در کوتاهمدت محدود خواهد بود و اهمیت اصلی آن را باید در تغییر مسیر سرمایهگذاری و کنترل بر منابع نفتی ونزوئلا جستوجو کرد.
اوپک، در برابر معادلات جدید نفتی
این تحول در شرایطی رخ میدهد که ساختار سنتی بازار نفت و نقش کشورهای عضو اوپک با چالشهای جدیدی مواجه است. افزایش تولید برخی کشورهای خارج از اوپک، تلاش مصرفکنندگان بزرگ برای تنوعبخشی به منابع تامین و رقابت بر سر سهم بازار، توانایی تولیدکنندگان برای مدیریت عرضه جهانی را تحت تاثیر قرار داده است.
در صورت ورود سرمایه و شرکتهای آمریکایی به صنعت نفت ونزوئلا، افزایش ظرفیت تولید این کشور در سالهای آینده میتواند یکی دیگر از متغیرهای موثر بر توازن عرضه و تقاضای جهانی نفت باشد. با این حال، تحقق چنین سناریویی به تصمیم نهایی دولت ونزوئلا و آمریکا، چارچوب حقوقی توافق، وضعیت تحریمها و میزان سرمایهگذاری مورد نیاز برای احیای زیرساختهای نفتی این کشور بستگی خواهد داشت. بر این اساس، مذاکرات احتمالی واشنگتن و کاراکاس را میتوان نشانهای از تلاش آمریکا برای تغییر جایگاه نفت ونزوئلا از یک موضوع تحریمی به یک مؤلفه راهبردی در سیاست انرژی این کشور دانست؛ تغییری که در صورت عملیاتی شدن، میتواند معادلات نفت سنگین و سرمایهگذاری در صنعت نفت آمریکای لاتین را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
نظر شما