آگاه: فضای سیاسی و امنیتی کشور در دو روز اخیر شاهد دو اتفاق بزرگ منطقهای است که میتواند هر لحظه موجب شعلهور شدن زبانههای آتش و انفجار در منطقه باشد. از یکسو نیروهای اسرائیلی تپه علیالطاهر که گفته میشود در اختیار نیروهای حزبالله لبنان است و از لحاظ موقعیت استراتژیک، جایگاه بسیار مهم و حساسی دارد را مورد آماج حملات خود قرار دادهاند و از سوی دیگر نیز یک نفتکش متعلق به ایران در نزدیکی جزیره خارک هدف دشمن آمریکایی قرار گرفته است. این دو اتفاق بزرگ که یکی از سوی رژیم صهیونیستی و دیگری از سوی آمریکا رقم خورده میتواند آزمونی جدید برای سنجش توان نظامی و صبر استراتژیک ایران در قبال دشمنان قسم خورده خود باشد. تپه علیالطاهر با ارتفاع ۶۰۰ متر از سطح دریا، نه یک موضع نظامی عادی، بلکه نقطهای است که بر بخش عظیمی از جنوب لبنان اشراف دارد. حزبالله طی دو دهه، شبکهای گسترده از پایگاهها و تونلهای زیرزمینی در این منطقه ایجاد کرده است و حالا اشغال این تپه توسط رژیم صهیونیستی که به گفته برخی منابع با چراغ سبز آمریکا انجام شده، معادلات نظامی در مرزهای شمالی فلسطین اشغالی را میتواند تغییر دهد. همچنین حمله به نفتکش ایرانی در ۶ مایلی جزیره خارک نیز پیامی روشن دارد: پس از محدودیتهای ایران در تنگه هرمز در پی حملات فوریه ۲۰۲۶، آمریکا با هدف قرار دادن شناورهای ایرانی در خلیج فارس، خط قرمزهای جدیدی ترسیم کرده است. هرچند این حمله تلفات جانی نداشته، اما پیام آن روشن است و پاسخ ایران به این اقدام، نقشی کلیدی در تعیین سطح تنشهای آینده خواهد داشت.
اما درست در چنین شرایط حساسی که کشور در آن به سر میبرد، برخی افراد وابسته به یک گروه سیاسی خاص و سربازان آنها در شبکههای اجتماعی در دو روز اخیر بدون توجه به رهنمودهای اکید رهبر انقلاب درباره ممنوعیت بر هم زدن انسجام اجتماعی، شروع به انتشار مطالب واحد و تخریبگرانه علیه شخصیتهای سیاسی ایران کردهاند که مثلا چرا درباره لبنان فلان تصمیم گرفته نشد یا درباره ادامه جنگ تعلل شد. اتفاقی که شاید در کشورهای دیگر با شرایط جنگی ایران، امری بعید باشد چراکه بر هم زدن اتحاد و همبستگی نیروهای داخل کشور آن هم در برابر دشمنان قدارهکش، امری مذموم و نکوهیده است. این افراد و آن گروه سیاسی بیتوجه به تجربههای تاریخی هرگز نمیدانند و نمیخواهند بدانند که در اوج بحرانهای خارجی، مهمترین سرمایه یک ملت، انسجام داخلی است. دشمنان بهخوبی میدانند که تضعیف اراده ملی از هر موشکی موثرتر است و این جریانهای سیاسی خاص در مسیر تامین اهداف دشمن گام برمیدارند. اما سوال اصلی اینجاست که در چنین شرایطی چه باید کرد؟
نخستین اقدام، پاسخ هوشمندانه و بازدارنده ایران است به شکلی که از دامنهدار شدن بیحساب جنگ هم جلوگیری کند. هرگونه واکنش باید هدفمند و مبتنی بر ارزیابی دقیق از معادلات منطقهای باشد تا ضمن حفظ عزت ملی، زمینه را برای تشدید غیرضروری تنش فراهم نکند.
مورد دوم وحدت ملی و خط قرمزی است که دور آن کشیده میشود. تمامی جریانهای سیاسی، رسانهها و نخبگان باید بر همبستگی ملی تاکید کنند. در شرایط جنگی، نقد باید سازنده باشد و در چارچوب منافع ملی تعریف شود. مورد سوم تقویت دیپلماسی فعال است. موازنه قوا در منطقه، تنها با تکیه بر ابزار نظامی ممکن نیست. ایران باید همچنان از ظرفیتهای دیپلماتیک خود استفاده کند. اما نکته چهارم و بسیار مهم اطلاعرسانی شفاف و مقابله با جنگ روانی دشمن است که باید از سوی رسانه ملی صورت گیرد، چه آنکه به زعم آمارها این رسانه دارای بیشترین مخاطب در کشور است. اگر رسانه ملی بتواند در برابر بزرگنمایی دستاوردها از سوی دشمن جریانسازی کند، میتوان از ایجاد فضای ناامیدی و شکست در جامعه نیز جلوگیری کرد، البته اگر همان جریان خاص سیاسی مانع این امر نشود.
۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۰
کد مطلب: ۲۵٬۰۸۴
نظر شما