۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۶
کد مطلب: ۲۵٬۳۲۲

روشنفکران متعهد و عبور از بحران‌های داخلی

سیدمرتضی مفیدنژاد _ روزنامه‌نگار

روشنفکری پس از انقلاب اسلامی در دو قالب شکل گرفت؛ طیف روشنفکر مردمی که مانوس با انقلاب و مولفه‌های جامعه ایران بود و طیف دومی که همراه انقلاب و مبانی اصیل آن نبود. ما همچنان تعارض بین این دو جریان را مشاهده می‌کنیم.

آگاه: در واقع پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یک جریان از روشنفکران جذب مردم و انقلاب شدند و به‌تدریج تلاش کردند که حوزه روشنفکری را بومی کنند. با اینکه روشنفکری یک پدیده وارداتی غربی بود، اما این گروه کوشیدند تا این پدیده و این خصیصه را در روشنفکری بومی ایرانی مستحیل کنند. البته روشن است که وقتی یک پدیده‌ای از یک فرهنگ خاص، در فرهنگ و مکتب دیگری استحاله شود، دیگر آن مورد قبلی به حساب نمی‌آید و به عبارتی، تبدیل می‌شود به یک جریان فکری آگاهانه دیگر و با مختصات و ویژگی‌های دیگر.
گروه دوم روشنفکران پس از انقلاب اسلامی، گروهی بوده‌اند که بر همان فرآیند رویارویی با فرهنگ و محیط ایرانی پافشاری و ایستادگی می‌کنند. رویارویی با فرهنگ و جامعه ایران هم یعنی رویارویی با انقلاب و خصائص اصیل اسلامی و ایرانی جامعه. به معنی دیگر، این گروه هنوز به غرب و ایجاد تحول از نوع غربی آن امید دارند. این دو جریان بعد از پیروزی انقلاب هم به حرکت خود ادامه داده‌اند و همچنان به جلو می‌روند. هرقدر هم انقلاب اسلامی به پیش برود، با توجه به وجود و حفظ اصالت‌های اسلامی- ایرانی و حاکمیت ارزش‌های بومی در جامعه ما، این شکاف بین دو حوزه روشنفکری بیشتر خواهد شد، زیرا جریان دوم، خواهان مخالفت و ایستادگی در مسیر بومی شدن اندیشه‌ها، افکار، قابلیت‌ها و توانمندی‌های جامعه است.
شایان ذکر است که هر جا انحراف یا آسیب یا رکودی می‌بینیم، زمانی است که ما در عرصه تحولات، روشنفکرانی اقتباسگر و تقلیدگر داریم، اما هر جا که حرکت به جلو و پویایی و نشاط را می‌بینیم، حضور روشنفکران و نخبگان خودی‌اندیش و بومی‌اندیش کاملا محسوس است.
با همه این تفاسیر برخلاف تعاریف معمول روشنفکری و کارکرد آن، نقش و وظیفه روشنگری او که در مبنا و ماهیت آن اساسی است، معنا و مفهوم روشنفکری در سه دهه اخیر در کشور ما به سمت و سویی خاص گرایش پیدا کرده که نوع و چگونگی تفکر افراد، مخالفت با دین و غرب‌گرایی ملاک و معیار روشنفکر شده است. روشنفکر در معنای اخیر چنین معرفی می‌شود: انسان مدرنی که عقل و علم را تنها مرجع خود می‌داند. بر این اساس حق نقد و بازنگری دین را برای خود به رسمیت می‌شناسد. او در همه امور آزاد است و آزادی‌اش بر همه چیز و همه امور مقدس اولویت دارد. اینجاست که در شرایط بحرانی کشور و در وضعیتی که باید با درایت و در نظر گرفتن منافع ملی وارد عرصه شد و اصول بومی و اعتقادی را لحاظ کرد، نگاه‌ها به حل مسائل مختلف می‌شود؛ یک نگاه، سیاهی مطلق ترسیم می‌کند و بن بست را ادامه مسیر کشور می‌داند ولی نگاه روبه‌روی نگاه مذکور، همیشه بحران‌ها را فرصتی برای حل مسئله می‌داند و از ترسیم فضای بن‌بست و سیاهی پرهیز دارد. در همین راستا که کشور در یکی از خطیرترین برهه‌های خود به سر می‌برد سوال اینجاست که روشنفکر متعهد و مسئول که به مبانی و اصول، اعتقاد راسخ دارد، کجاست و چرا نقش‌آفرینی جدی‌تری صورت نمی‌دهد؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.