۸ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۸
کد مطلب: ۲۵٬۸۰۱

سند تحول کجاست؟

سیدمرتضی مفیدنژاد _ روزنامه‌نگار

دیدگاه‌های متفاوت و گاه متعارض فراوانی در عرصه نظری و متناظر به دو مفهوم «آموزش» و «پرورش» و نسبت و رابطه آن دو مثل تقدم و تاخر رتبه‌ای یا زمانی یکی بر دیگری یا وزن پایاپای هر دو و عدم ترجیح‌شان بر هم، طی سالیان گذشته از مباحث پرچالش و گاه سرگردان در میدان نظر و عمل بوده است.

آگاه: یکی از مهم‌ترین دلایل وجود دیدگاه‌های متفاوت نسبت به واژه‌های تعلیم و تربیت در دستگاه رسمی آموزش و پرورش کشور، تکیه مبانی نظری و برخی اقدامات عملی نظام آموزش و پرورش کشور بر دیدگاه‌های غربی نسبت به انسان و نداشتن فلسفه تربیت اسلامی است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تکیه بر مبانی نظری و معارف اسلامی، برای اصلاح نظام آموزش و پرورش کشور و رهایی آن از سلطه فلسفه تعلیم و تربیت غربی، تلاش‌های گسترده‌ای صورت گرفت. اولین توجه و رویکرد تحولی نظام جمهوری اسلامی به مسئله تربیت با عنایت به جدایی آن دو در نظام رسمی آموزش و پرورش کشور را در بیانات حضرت امام راحل می‌توان یافت، آنجا که بدون نفی فراگیری علم، بر تقدم تربیت بر تعلیم تاکید کرده است: «هر کس که برای تربیت معلم قیام کرده است باید بداند که اولا شغل، شغلی الهی است. خدای تبارک و تعالی مربی معلمین است که انبیا باشند. اولا شغل، شغلی الهی است و ثانیا تربیت و تزکیه، مقدم بر تعلیم است. ...کوشش کنید که همدوش با درس خواندن و تعلیم، تربیت باشد، که او مقدم است به حسب رتبه بر تعلیم و بر تلاوت آیات و بر تعلیم کتاب و حکمت.» (صحیفه امام، جلد ۱۳، ص ۵۰۷)
در اولین اقدامات اصلاحی در آموزش و پرورش به همت پیشگامان تعلیم و تربیت اسلامی همچون شهیدان رجایی و باهنر و جمعی از اندیشمندان فرهنگی، نهاد امور تربیتی در آموزش و پرورش پایه‌گذاری شد و نیروهای متعهد با سازماندهی و برنامه‌ریزی ویژه‌ای در راه اشاعه ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی وارد مدرسه شدند و در برخی موارد تحولات عمده‌ای در روش‌ها و برنامه‌های تربیتی و پرورشی ایجاد کردند. این رویه ادامه پیدا کرد تا اینکه در سال‌های پایانی دهه ۷۰ با اصلاحاتی که صورت گرفت معاونت پرورشی هم از ساختار نظام آموزشی حذف شد. این تنازعات ادامه پیدا کرد تا اینکه رهبر شهید انقلاب در نیمه دهه ۸۰ به وضوح به این مسئله اشاره کردند: «ما در آموزش و پرورش احتیاج به تحول داریم... بهترین و برجسته‌ترین فکرها باید بنشینند برای آموزش و پرورش طراحی کنند، باید فلسفه آموزش و پرورش اسلامی واضح باشد و بر اساس این فلسفه افق آینده آموزش و پرورش کشور روشن باشد. معلوم باشد ما دنبال چه هستیم و کجا می‌خواهیم برویم و بر اساس آن، خط‌کشی بشود، برنامه‌ریزی بشود و راه‌ها مشخص بشود. ما به این احتیاج داریم، آموزش و پرورش باید از روزمرگی بیرون بیاید. این اساس حرف است.» (بیانات ۱۲/۰۲/۱۳۸۵)
این مطالبات موجب شد تا گروهی از دغدغه‌مندان به ترسیم و طراحی الگوی تحول بنیادین در آموزش و پرورش دست بزنند و در سال ۹۰ این سند ابلاغ شد اما نکته اینجا بود که آنطور که باید و شاید جریان کلی حاکم بر نظام آموزش و پرورش ما را تغییر نداد. حالا مسئله این است که امروز و در عصر انفجار اطلاعات و توسعه هوش مصنوعی و در کارزار جنگ‌های شناختی و ادراکی، جایگاه این سند در نظام آموزشی ما کجاست؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.