اعلام رسمی خروج پنتاگون از عراق، سند شکست آمریکا و پایان توهمات واشنگتن در خاورمیانه است. متجاوزانی که با هدف تضعیف و تجزیه ایران در آنجا خواب‌هایی دیده بودند، امروز در برابر مقاومت عراقی‌ها و بسیج مردمی شکست خورده و باید به خانه استکباری خودشان رجعت کنند. البته این نکته را نیز باید در نظر داشت؛ آمریکایی‌ها بدون هدف اقدامی انجام نمی‌دهند. برنامه‌های بعدی آنها در قبال عراق و منطقه چیست؟

عراق؛ میدان شکست دکترین نظامی آمریکا

آگاه: خبرگزاری آلمان «دی.پی.آ» خبر داد: آمریکا با این بیانیه به بیش از دو دهه دخالت نظامی در عراق پایان داد. همچنین در بیانیه پنتاگون آمده است: «ایالات متحده و شرکای ائتلافی آن بعد از ۱۲ سال رسما به عملیات «عزم راسخ» در عراق علیه گروه تروریستی دولت اسلامی (داعش) پایان دادند.»
وزارت جنگ آمریکا مدعی شد: «خروج نیروها و تجهیزات از پایگاه هوایی اربیل عراق «نتیجه موفقیت‌آمیز» این عملیات نظامی است. مسئولیت مدیریت تهدیدهای امنیتی باقی مانده، از جمله از سوی هسته‌های دولت اسلامی (داعش) اکنون در وهله نخست بر دوش نیروهای عراقی است؛ هر چند واشنگتن به ارائه حمایت‌های آموزشی و اطلاعاتی هدفمند به عراق ادامه خواهد داد.»
پیش از این، قاسم العرجی، مشاور امنیت ملی عراق پایان ماموریت تحت امر آمریکا را «یک نقطه عطف مهم» توصیف کرده بود. دخالت نظامی آمریکا و متحدانش در عراق از سال ۲۰۰۳ همزمان با سرنگونی صدام حسین، رئیس‌جمهوری مخلوع این کشور آغاز شد. نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۱ از این کشور عقب‌نشینی کردند اما در سال ۲۰۱۴ به این کشور بازگشتند.
جمعه العطوانی، رئیس مرکز مطالعاتی «افق» در عراق هم در موضع‌گیری گفت: آمریکایی‌ها دوست عراق نیستند بلکه وبال گردن این کشور هستند و اساسا گروه تروریستی داعش توطئه‌ای بین‌المللی برای بازگشت آمریکا به منطقه بود. وی درباره فرارسیدن ۳۰ سپتامبر (هشتم مهر ۱۴۰۵) که موعد خروج نظامیان آمریکایی از عراق براساس توافق بغداد با واشنگتن است، گفت: تصمیم مربوط به خروج آمریکا بر پایه ملاحظات امنیتی اتخاذ شد. اخراج نیروهای آمریکایی دستاوردی سیاسی برای ائتلاف «چارچوب هماهنگی شیعیان» محسوب می‌شود.
در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ (۶ مهر ۱۴۰۳)، بغداد و واشنگتن از دستیابی به توافقی پیرامون طرحی دو مرحله‌ای برای پایان دادن به ماموریت ائتلاف بین‌المللی در عراق خبر داده بودند. بر این اساس، قرار شد فاز نخست تا سپتامبر ۲۰۲۵ (شهریور و مهر ۱۴۰۴) تکمیل شود و شامل پایان دادن به ماموریت نظامی ائتلاف از جمله خروج نیروها، تحویل پایگاه‌ها و انتقال به مرحله شراکت امنیتی دوجانبه باشد و فاز دوم نیز تا سپتامبر ۲۰۲۶ (شهریور و مهر ۱۴۰۵) امتداد یابد.
روی هم رفته دو دیدگاه درباره خروج آمریکا از عراق وجود دارد. دیدگاه نخست بر این باور است، اعلام رسمی خروج نیروهای نظامی آمریکا از خاک عراق توسط پنتاگون، نشان‌دهنده شکست عملیاتی مدل «پایگاه‌محوری» است که واشنگتن سال‌ها برای کنترل منطقه و اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران به آن تکیه کرده بود.
تحلیل چرایی این خروج را می‌توان در سه محور کلیدی جست‌وجو کرد. نخست، افزایش هزینه سیاسی و نظامی حضور در عراق است؛ جایی که مقاومت سازمان‌یافته عراقی‌ها و نقش کلیدی نیروهای مردمی، محیط را برای ارتش آمریکا ناامن و غیرقابل پیش‌بینی کرد. دوم، تغییر اولویت‌های آمریکا به سمت شرق آسیاست، که باعث شد هزینه حفظ پایگاه‌ها در عراق با منافع استراتژیک جدیدشان همخوانی نداشته باشد. عامل سوم، شکست استراتژی «تجزیه و نفوذ» است. آمریکا عراق را به عنوان نقطه اتکایی برای تضعیف انسجام داخلی ایران و ایجاد فشار از مرزهای غربی می‌دید. اما ایستادگی ساختاری ایران در دو جنگ تحمیلی، این توهم را که می‌توان از طریق عراق به تجزیه ایران دست یافت، درهم شکست.
با این حال نباید چشم‌ها را بست و بسیار خوش‌بینانه به خروج آمریکا از عراق نگاه کرد. ایالات متحده برنامه‌هایی دارد و به راحتی از خاورمیانه نمی‌گذرد و عطای آن را به لقایش نمی‌بخشد. عطایی‌زاده، آگاه مسائل منطقه با اشاره به روند خروج نیروهای ائتلاف از عراق، می‌گوید: «برای تحلیل این تحول باید ابتدا به دلایل حضور آمریکا در منطقه و شرایطی که این کشور در سال‌های اخیر با آن مواجه شده است، توجه کرد. افزایش هزینه‌های نظامی آمریکا در منطقه، همزمان با تشدید رقابت‌های اقتصادی، فناورانه و نظامی با قدرت‌هایی همچون چین و روسیه، واشنگتن را به بازنگری در شیوه حضور خود در غرب آسیا واداشته است.» وی با بیان اینکه آمریکا برای حفظ موقعیت خود ناچار به مدیریت هزینه‌ها و بازتعریف نوع حضورش در مناطق مختلف است، گفت: حضور واشنگتن در غرب آسیا با موضوعاتی از جمله مهار ایران، حفظ منافع اقتصادی و انرژی و رقابت با چین و روسیه ارتباط دارد.
کارشناس مسائل منطقه در پاسخ به این پرسش «آیا خروج نیروهای ائتلاف از عراق را می‌توان به منزله پایان حضور آمریکا در منطقه دانست؟» تصریح کرد: چنین برداشتی دقیق نیست و آمریکا همزمان با کاهش حضور در برخی پایگاه‌ها، به دنبال یافتن شکل‌های جدیدی برای ادامه حضور و تامین منافع خود خواهد بود. آمریکایی‌ها همزمان که در حال خارج شدن هستند، قطعا به این فکر می‌کنند که حضور خود را با چه شکل جدیدی حفظ کنند، زیرا در خلیج‌فارس و منطقه منافعی برای خود تعریف کرده‌اند و این منافع را ترک نمی‌کنند. عطایی‌زاده تاکید می‌کند: عقب رفتن برخی تجهیزات و کاهش اتکا به پایگاه‌های ثابت به معنای چشم‌پوشی واشنگتن از منطقه نیست، بلکه می‌تواند نشانه حرکت به سمت الگوهای متفاوت، پراکنده‌تر و امنیتی‌تر باشد. در چنین شرایطی، طرف مقابل نیز متناسب با شیوه جدید حضور آمریکا، تلاش خواهد کرد روش‌های پیچیده‌تری را در حوزه دفاعی و امنیتی دنبال کند.
براساس دیدگاه دوم که معتقد است، باید به این نکته توجه داشت آمریکا احتمالا در حال تغییر «الگوی حضور» است و نه لزوما پایان دادن به منافع خود، می‌توان چنین برداشت کرد: آمریکا در حال گذار از حضور نظامی ثابت و متمرکز به سمت حضور منعطف و غیرمستقیم است. یعنی واشنگتن تلاش می‌کند تا با جابه‌جایی نیروها یا تغییر قالب حضور از پایگاه‌های بزرگ به همکاری‌های امنیتی محدودتر یا حضور در قالب‌های جدید، همچنان دسترسی به منافع خود در غرب آسیا را حفظ کند. از این رو اگرچه اراده مقاومت توانست ارتش متجاوز را به خروج از خاک عراق وادار کند و پیروزی میدانی را به دست آورد، اما این پایان بازی نیست، آغاز مرحله‌ای جدید است. در این مرحله، «نبرد از جنگ برای خروج» به «جنگ برای جلوگیری از بازگشت» در قالب‌های جدید تغییر می‌کند. حفظ هوشیاری، تنها راهی است که تضمین می‌کند خروج آمریکا از عراق، به یک خروج کامل و ابدی از کل منطقه تبدیل شده یا کما فی‌السابق برنامه‌هایی دارد!
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.