آگاه: در محاسبات دنیایی، قدرت به معنای توانایی تحمیل اراده از طریق زور، ثروت یا هژمونی رسانهای است؛ اما در محاسبات الهی، قدرت برآیند مؤلفههایی چون «عزت»، «پایداری بر حق»، «نصرت غیبی» و «هراس نداشتن از اقامه عدل» است. مبانی قرآنی و روایی این دیدگاه بر سنن تخلفناپذیر الهی استوار است؛ آنجا که قرآن کریم صراحتا غلبه گروههای مومن و اندک بر گروههای فراوان را به اذن الهی یادآوری میکند و سنت نصرت مومنان را یک حق حتمی برعهده خداوند میداند.
این مفهوم برخلاف مکاتب متعارف روابط بینالملل مانند رئالیسم که قدرت را در موازنه قوای مادی خلاصه میکند، یا لیبرالیسم که آن را در وابستگی متقابل اقتصادی و نهادهای مدرن میبیند، قدرتی درونزا، معناپایه و مرتبط با مبدأ هستی را مطرح میسازد. از این رو، گزاره «قدرت اول جهان» یک شعار یا ادعای سیاسی هیجانزده نیست، بلکه بیان یک حقیقت هستیشناختی و عینی است که معیارهای آن در ایستادگی، عدم تبعیت از قدرتهای مسلط و ظرفیت ایثار و مقاومت یک ملت تجلی مییابد.
اقتدار معرفتی این پیام و «قول» صادرشده، برخلاف اظهارنظرهای سیاسی روزمره، برخاسته از جایگاه فقاهت و ولایت امر است. گوینده این عبارت در مقام ولیفقیه، نه بهعنوان یک رهبر سیاسی صرف در نظام بینالملل، بلکه بهعنوان نایب عام امام معصوم (عج) و دیدهبان نظام اسلامی سخن میگوید. چنین قولی به دلیل اتکا به معارف وحیانی و سنتهای تاریخی، دارای حجیت معرفتی است و فراتر از تحلیلهای متغیر سیاسی قرار میگیرد. تفاوت اصلی این «قدرت قدسی» با «قدرت هژمون» غربی در این است که هژمونی مادی دائما نیازمند افکارسازی، ارعاب و پذیرش ساختگی از سوی تحمیلشدگان است؛ اما قدرت قدسی، خود تبدیل به معیار سنجش حقیقت و حقانیت میشود. چنین قدرتی برای تثبیت خود منتظر امضا یا تایید سازمانهای بینالمللی نمیماند، بلکه با ایستادگی عملی خویش، ارادهاش را بر محاسبات مادی دشمنان دیکته میکند.
ابعاد چندگانه این قدرت، از سختافزار تا نرمافزار را دربر میگیرد، اما محور اصلی آن، مؤلفه نرمافزاری ایمان و آمادگی اجتماعی است. نشانههای عینی پذیرش این قدرت توسط دشمن را میتوان در سردرگمی محاسباتی، انفعال استراتژیک و ناکارآمدی ابزارهای تحریم و تهدید مشاهده کرد. پدیده بیسابقه آمادگی ۳۰ میلیونی برای جانفدایی و تکمیل سریع ظرفیتهای داوطلبانه در کمتر از دو ساعت، پیامی روشن برای دوست و دشمن دارد: برای دشمن نشاندهنده بنبست کامل استراتژیهای ارعاب است و برای دوستان و جبهه مقاومت، نشاندهنده وجود یک تکیهگاه شکستناپذیر. این حجم از آمادگی خادمانه، ثابت میکند که «قدرت اول جهان» در اندیشه سیاسی اسلام، قدرتی عمیقا «مقبول» و متکی بر خواست و اراده آگاهانه مردم است، نه قدرتی تحمیلی و ناشی از استبداد یا تبلیغات.
دو پایه اصلی این قدرت تمدنی، «مردم» و «سلسلهجنبانان فرهنگ هویتساز» هستند. در این میان، پدیده سبقت بانوان از مردان در عرصه حضور دلیرانه و پشتیبانی شجاعانه، نشاندهنده یک تحول ساختاری بنیادین در جامعه ایران است. زن مسلمان ایرانی در این الگوی تمدنی، نه حاشیهنشین است و نه مصرفکننده فرهنگ غربی، بلکه پیشران و سازنده مؤلفههای قدرت ملی است. همچنین، پیوند انسجامبخش میان اقوام و اقشار گوناگون ایرانی تحت لوای دلبستگی به عترت طاهره (ع)، نیرویی عظیم خلق کرده است که هویت ملی را از وضعیت «حیاط خلوت قدرتهای استعماری» در دوران گذشته، به موقعیت «پیشران قدرت تمدنی اسلامی» در عصر حاضر ارتقا داده است. این قدرت صرفا ابزار دفاع نظامی نیست، بلکه الگویی زیسته از یک تمدن خداباور است.
افق فراملی این قدرت، مرزهای تنگ دولت-ملت را درمینوردد و ماهیتی کاملا «امتمحور» دارد. نقش ماندگار شهید سیدحسن نصرالله و جبهه مقاومت در این چشمانداز، نشان داد که چگونه مکتب اهلبیت (ع) میتواند جوامع گوناگون را از لبنان تا سراسر جهان اسلام حول محور عزت و ایستادگی همپیمان سازد. این کارکرد، دلالت بر گذار قطعی از نظم تکقطبی به یک نظم نوین جهاناسلاممحور دارد که در آن مفاهیمی چون امت واحده، جبهه مقاومت و بیداری اسلامی به واقعیتهای تعیینکننده ژئوپلتیک تبدیل شدهاند. پس مفهوم «قدرت اول جهان» در محاسبات الهی، ابطالکننده چارچوبهای تحلیلی غربپایه است. اولین یافته این است که مولفه اصلی قدرت در دکترین الهیاتی، «سرمایه اجتماعی ایمانپایه» و «زوالناپذیری نصرت الهی» است. یافته دوم نشان میدهد که بازدارندگی واقعی ایران نه فقط در تجهیزات، بلکه در روحیه ایثار، پیشتازی بانوان و پیوند تمدنی با عترت طاهره نهفته است. یافته سوم این است که الگوی مقاومت فراملی موفق شده موازنه قوا را در سطح منطقهای و جهانی به سود امت اسلامی تغییر دهد.
استعاره «ققنوس» بهترین توصیف برای حیات تازهای است که جامعه ایران پس از هر بحران، تحریم یا دشمنی به دست میآورد. تاکید بر اینکه روزهای آینده بهمراتب شکوهمندتر خواهد بود، بر منطق لایزال الهی و ظرفیتهای آزادشده این ملت استوار است. عبور از مرزهای دانش و فتح قلههای علمی توسط نسل جوان، وظیفهای حیاتی برای عینیسازی کامل این قدرت تمدنی است. کشوری که به عترت طاهره تمسک میجوید و از اقامه حق هیچ هراسی به دل راه نمیدهد، طبق سنن تخلفناپذیر آفرینش، قدرت اول جهان است و آینده متعلق به این جریان حقیقتپایه خواهد بود.
۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
کد مطلب: ۲۶٬۰۱۶
پاسخ به این پرسش که «قدرت اول جهان» در محاسبات الهی به چه معناست، نیازمند فهم یک انقلاب پارادایمی در نگرش به ماهیت سیاست، جامعه و تاریخ است. وقتی سخن از محاسبات الهی به میان میآید، معیار سنجش قدرت از ابزارهای مادی متعارف نظیر حجم تولید ناخالص داخلی، تعداد کلاهکهای هستهای یا بودجه نظامی فراتر میرود.
نظر شما