آگاه: کشورمان طی دهههای اخیر، بهویژه پس از تجربه جنگهای تحمیلی و تحریمهای گسترده، توانسته است ظرفیتهای دفاعی خود را بر پایه خوداتکایی توسعه دهد. شبکه موشکی بالستیک و کروز با بردهای متنوع، توانمندی پهپادی گسترده از جمله پهپادهای تهاجمی و شناسایی دوربرد، سامانه پدافند هوایی چندلایه و تجربه عملیاتی در میدانهای منطقهای، بخشی از این توانمندیهاست. این ظرفیتها صرفا در سطح نظری باقی نماندهاند؛ نمایشهای عملیاتی و پاسخهای هدفمند در سالهای اخیر نشان دادهاند که بازدارندگی ایران مبتنی بر قدرت واقعی است، نه شعار.
روایت این قدرت نباید به معنای تحریک یا ماجراجویی باشد. برعکس، روایت دقیق و مستند توانمندیها، پیام روشنی به طرف مقابل میفرستد: هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران بسیار بالاتر از منافع فرضی آن خواهد بود. در عین حال، این روایت باید با واقعیتهای داخلی و دیپلماتیک نیز همخوان باشد. قدرت نظامی بدون انسجام داخلی، مدیریت اقتصادی و دیپلماسی هوشمند، ناقص است. دشمنان دقیقا روی همین نقاط تمرکز میکنند؛ بنابراین روایت قدرت باید همزمان نقاط قوت دفاعی را برجسته کند و از اغراقهای غیرواقعی که میتواند اعتماد عمومی را تضعیف کند، پرهیز نماید.در فضای رسانهای امروز که جنگ روایتها به اندازه میدان نبرد اهمیت یافته، ترک میدان توسط رسانهها و نخبگان به معنای واگذاری ابتکار عمل است. دشمنان با برجسته کردن ضعفها، تحریمها و چالشهای داخلی تلاش میکنند تصویر کشوری شکننده و منزوی ارائه دهند. پاسخ مناسب، نه انکار چالشها، بلکه ارائه تصویر متوازن از ظرفیتهای واقعی ایران است: کشوری که با وجود فشارهای خارجی، توانسته است بازدارندگی موثری ایجاد کند و در عین حال مسیرهای دیپلماتیک را نیز باز نگه دارد. وقتی دشمن تهدید به جنگ میکند، نمایش توانایی دفاع و پاسخ، بهترین تضمین برای جلوگیری از آن جنگ است. روایت صادقانه، مستند و بدون اغراق از این توانمندیها، نه تنها بازدارندگی را تقویت میکند، بلکه به افکار عمومی داخلی و منطقهای نیز پیام روشنی میدهد که ایران در برابر تهدیدات منفعل نیست.افزون بر این، روایت قدرت ایران باید فراتر از صرف توانمندیهای سختافزاری باشد و ابعاد نرم قدرت را نیز دربر گیرد. نفوذ منطقهای، شبکههای مقاومت و توانایی تاثیرگذاری بر معادلات انرژی و امنیت خلیج فارس، همگی بخشی از داراییهای راهبردی کشور هستند که دشمنان بهخوبی از وجودشان آگاه هستند اما ترجیح میدهند آنها را نادیده بگیرند یا کماهمیت جلوه دهند. برجسته ساختن این ابعاد در گفتمان عمومی و رسانهای، تصویر ایران را از یک بازیگر منفعل به بازیگری فعال و تعیینکننده در نظم منطقهای تبدیل میکند.
در نهایت، استمرار این روایت در شرایط تهدید، نیازمند هماهنگی میان نهادهای رسمی، رسانهها و نخبگان است. هرگونه دوگانگی یا پیام متناقض، اثربخشی بازدارندگی را کاهش میدهد. وقتی جامعه و افکار عمومی منطقهای احساس کنند که ایران هم توان دفاع دارد و هم اراده استفاده از آن را، محاسبات دشمنان پیچیدهتر و پرهزینهتر خواهد شد. این همان نقطهای است که روایت قدرت، از یک گفتمان تبلیغاتی به ابزاری واقعی برای حفظ امنیت ملی تبدیل میشود.
۱ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۱
کد مطلب: ۲۶٬۴۱۱
در شرایطی که تهدیدات نظامی و تبلیغاتی دشمنان تروریست و کودککش علیه کشورمان بار دیگر تشدید شده و برخی محافل بینالمللی از احتمال «جنگ دوباره» سخن میگویند، روایت قدرت و توانمندی ایران نه یک انتخاب تبلیغاتی، بلکه ضرورتی راهبردی است. سکوت یا روایت صرفا تدافعی در برابر این تهدیدات، میدان را به روایتسازی دشمن میسپارد؛ روایتی که هدفش تضعیف بازدارندگی و ایجاد تردید در اراده ملی است.
نظر شما