۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۵
کد مطلب: ۲۶٬۷۸۰

از کودتای ۲۸ مرداد تا جنگ شناختی امروز

لانه شیطان

علیرضا احمدی قره زاغ _ آگاه مسائل سیاسی

وقتی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ دانشجویان دیوار سفارت آمریکا در تهران را پشت سر گذاشتند، جهان با رویدادی روبه‌رو شد که تا پیش از آن کمتر نظیرش را در تاریخ معاصر دیده بود. اما آیا این اقدام، چنان‌که منتقدان بعد از حادثه ادعا کردند، حرکتی صرفا هیجانی، احساسی و برخاسته از تب‌وتاب جوانی بود؟ یا برعکس، تصمیمی سنجیده و واکنشی پدافندی در برابر یک تهدید واقعی و ساختاری به شمار می‌رفت؟ برای رسیدن به پاسخی روشن و دور از کلی‌گویی، باید از دریچه اسناد معتبر و شواهد تاریخی به ماجرا نگاه کرد.

آگاه: ریشه روانی و راهبردی ماجرا در یک حافظه تاریخی کاملا زنده کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نهفته بود. اسناد رسمی و نامه‌نگاری‌های منتشرشده در مجموعه اسناد روابط خارجی آمریکا و پرونده‌های سازمان سیا - از جمله گزارش محرمانه فروردین ۱۳۳۲ با عنوان «عوامل دخیل در براندازی مصدق» - به روشنی ثبت کرده‌اند که سفارت آمریکا در تهران چگونه توانست با پول، شبکه‌سازی میان اراذل، همراه کردن برخی نظامیان و تماس با اشخاص بانفوذ، دولت ملی مصدق را در عرض چند روز ساقط کند و ۲۵ سال دیکتاتوری را به کشور بازگرداند. در پاییز ۱۳۵۸ شمسی، تنها ۹ ماه پس از پیروزی انقلاب، پذیرش شاه مخلوع در خاک آمریکا این زنگ خطر بسیار جدی را به صدا درآورد که اتاق فرمان کودتای ۱۳۳۲، بار دیگر در حال بازتولید همان سناریوی قدیمی برای نابودی یا انحراف انقلاب اسلامی نوپای ایران است. اسنادی که پس از ورود دانشجویان از داخل کاغذ خردکن‌ها بازسازی و منتشر شد، این نگرانی را تایید کرد. گزارش‌های رسمی وزارت خارجه آمریکا در نوامبر ۱۹۷۹ نیز گواهی داد که پرونده‌های موجود در سفارت شامل داده‌های محرمانه درباره ارتباط با منابع و چهره‌های داخلی، شناسایی شکاف‌های قومی و قبیله‌ای و حتی وجوه نقد برای ارتباط‌گیری‌های خاص بوده است. سفارت در خیابان طالقانی، یک مرکز دیپلماتیک معمولی برای صدور روادید و مراودات مرسوم میان دو دولت نبود؛ ساختاری فعال برای جمع‌آوری اطلاعات و طراحی مداخله سیاسی بود. به همین دلیل، امام خمینی (ره) این رخداد را «انقلاب دوم» نامید؛ چرا که اگر انقلاب اول شاه را از رأس قدرت کنار زد، انقلاب دوم کانون فرماندهی و مغز متفکر بیرونی او را در تهران از کار انداخت و حاکمیت ملی را کامل کرد. با این تحلیل، تسخیر لانه جاسوسی نه یک تصمیم احساسی و کور، بلکه یک «کنش راهبردی پدافندی» برای پیشگیری از کودتایی محتمل بود. اگر دانشجویان به این مرکز دسترسی پیدا نمی‌کردند، اسناد نشان می‌داد که شبکه نفوذ در حال گسترش چنگال‌های خود در ساختار شکننده کشور بود. تصمیم برای بیرون راندن این ساختار، تصمیمی دشوار بود که هزینه‌های سنگینی نیز در پی داشت، اما کشور را از افتادن مجدد در دام سلطه مستقیم نجات داد.
امروز، با گذشت بیش از چهار دهه از آن واقعه، الگوی مداخله تغییر شکل داده است. دیگر نیازی به سیم‌خاردار، پرونده‌های کاغذی در گاوصندوق‌ها یا قرار ملاقات‌های پنهان در هتل‌های تهران نیست. اتاق‌های عملیاتی که روزگاری در سفارت مستقر بودند، اکنون در قالب «جنگ شناختی»، شبکه‌های اجتماعی، تحریف تاریخ و پمپاژ بی‌اعتمادی روانی بازتولید شده‌اند. همان سناریویی که روزی از مسیر دیپلمات‌های اطلاعاتی برای بی‌ثبات‌سازی داخلی دنبال می‌شد، امروز از طریق هدایت افکار عمومی، تردیدافکنی در هویت ملی و دستکاری ادراکات جامعه اجرا می‌شود.
بر همین اساس، تاکید رهبر شهید انقلاب بر خوانده شدن و ورود اسناد لانه جاسوسی به نظام آموزشی و کتب درسی، یک نیاز مبرم پدافندی در زمانه حاضر است. شناخت شیوه‌های نفوذ، سندخوانی تاریخی و فهم منطق دست‌اندازی بیگانگان به منابع و استقلال یک کشور، مهم‌ترین ابزار دفاعی نسل جدید در مواجهه با ترفندهای ادراکی امروز است. اگر ندانیم دشمن در گذشته چگونه در تاروپود جامعه ما رخنه می‌کرد، بی‌تردید در برابر نسخه‌های دیجیتال و مدرن همان نفوذ، خلع‌ سلاح خواهیم شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.