طی روزهای اخیر فضای رسانه‌ای و اجتماعی کشور پر شده از گمانه‌زنی در باب احتمال حمله اتمی آمریکا به ایران. اگر چه آمادگی برای هر شرایطی، یک اصل عقلانی است و از دشمن متجاوز آمریکایی، هیچ جنایتی بعید نیست؛ اما به نظر، این حجم از تبلیغات محافل سیاسی و نظامی و رسانه‌ای آمریکایی درخصوص احتمال حمله اتمی آمریکا به ایران، بیش از آنکه سر در واقعیت عملیاتی داشته باشد، یک پروژه جنگ روانی و ایجاد اضطراب و وحشت اجتماعی در ایران است.

هراس‌افکنی برای تسخیر تفکر مقاومت

آگاه: از شواهد و قرائن موجود کاملا هویداست که آنچه امروز در قالب احتمالات حمله اتمی به ایران از تریبون‌های غربی و به‌طور مشخص آمریکایی ساطع می‌شود، بیش از آنکه یک تصمیم نظامی و عملیاتی باشد، خمپاره‌های جنگ روانی دشمن است. دشمنی که از اراده ملت ایران در دفاع، به ستوه آمده، بنابراین می‌خواهد پیروزی میدانی خود را در اتاق‌های تاریک جنگ نرم رقم بزند. سناریوی حمله اتمی، نه یک دکترین عملیاتی، که پروژه فرسایش روان عمومی است؛ هدف نه خاک این سرزمین، که اراده‌ای است که هیمنه پوشالی هژمونی آمریکا را به سخره گرفته است.
تهدید به حمله اتمی، بیش از آنکه یک سناریوی نظامی واقعی باشد، ابزاری در خدمت کمپین جنگ شناختی است؛ هدف اصلی، شکستن تاب‌آوری جامعه و بازی در زمین دشمن با بزرگ‌نمایی سناریوی «اگر بمب اتم بزنند چه می‌شود؟» است.

تبعات دامنگیر استفاده از بمب اتم
دلایلی که تحلیلگران را به امتناع آمریکا از حمله اتمی به ایران، رهنمون می‌سازد، عبارت است از: وسعت و پهناوری سرزمین ایران، امکان پایان جنگ با یک سلاح اتمی را سلب کرده و این ابزار را ناکارآمد می‌سازد. از سوی دیگر، شکستن تابوی استفاده از سلاح اتمی توسط آمریکا، بهانه‌ای خطرناک برای دیگر قدرت‌ها فراهم کرده و ترکش‌های این بحران، دیر یا زود به خاک خود ایالات متحده می‌رسد. همچنین تبعات زیست‌محیطی و رادیواکتیو، بخش‌های وسیعی از منطقه و جغرافیای متحدان آمریکا را دربر می‌گیرد. توسل به سلاح هسته‌ای، اعتراف به عجز، زوال و شکست نظامی آمریکا در عرصه جنگ متعارف است که تصویر آن را به هیولایی وحشی و مهارنشدنی، بدل می‌سازد.
خطر واقعی در شرایط کنونی، نه حمله اتمی، بلکه احتمال وقوع جنگ متعارف به دلیل محاسبات غلط و توهم کنترل اوضاع توسط ترامپ و نتانیاهو است. دو هفته آینده نقطه اوج حساسیت و ریسک امنیتی ارزیابی می‌شود که پس از آن، نمودار ریسک سیر نزولی به خود خواهد گرفت. بنابراین، هراس از «بمب اتم علیه ایران» باید از دایره محاسبات کنار گذاشته شود؛ چرا که خطر واقعی، جنگ متعارف و هدف قرار دادن تاب‌آوری جامعه از طریق سناریوسازی‌های روانی است.

نقشی‌آفرینی کارلسون در سناریوی ترامپ
پیشتر تاکر کارلسون، مجری معروف آمریکایی که ادعا می‌کند از تیم ترامپ فاصله گرفته است، گفته بود: تحت فشار نتانیاهو، دولت ترامپ ممکن است ظرف چند روز آینده به ایران حمله هسته‌ای کند. هدف، کوه کلنگ در مرکز ایران خواهد بود؛ جایی که به گفته اطلاعات اسرائیل، دولت ایران برنامه غنی‌سازی اورانیوم را از سر گرفته است. هیچ‌یک از تسلیحات متعارف موجود در زرادخانه آمریکا نمی‌تواند ۳۰۰ فوت گرانیت یکپارچه را بشکافد تا تونل‌هایی را نابود کند که ادعا می‌شود غنی‌سازی اورانیوم در آنجا انجام می‌شود. تنها گزینه نظامی، حمله هسته‌ای است. ما ماه‌هاست کورکورانه به این لحظه نزدیک می‌شویم. از فوریه، دولت آمریکا به‌طور خاموش دکترین هسته‌ای کشور را بازنویسی کرده تا استفاده از آنچه سلاح هسته‌ای میدانی نامیده می‌شود را آسان‌تر و در نتیجه محتمل‌تر کند. هیچ‌کس در واشنگتن، در هیچ‌کدام از دو حزب، ظاهرا نگران این موضوع نیست. اکنون ما در آستانه آن هستیم.
کارلسون همچنین گفته بود که ترامپ احتمالا تصمیم به استفاده از بمب اتم علیه ایران را تا هفت نوامبر اتخاذ کند. نکته مثبتی که در مورد او وجود دارد این است که او در این تصمیم تردید دارد. در حال حاضر، ترامپ به حرف‌های ونس و ویتکاف گوش می‌دهد که هر دو معتقدند توافق با ایران ممکن است.
ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه جانز هاپکینز و مشاور سابق دولت اوباما، در واکنش به اظهارات تاکر کارلسون درباره احتمال نزدیک بودن حمله اتمی به ایران با فشار نتانیاهو و به‌دست ترامپ نوشت: اگر این خبر صحت داشته باشد، اتهامی سنگین علیه دولت آمریکاست؛ نه به این دلیل که واشنگتن به چنین اقدام جنون‌آمیزی فکر می‌کند، بلکه به این دلیل که ممکن است تحت فشار یک کشور دیگر به انجام آن تن بدهد. اگر این خبر درست باشد، پیامدهای آن برای خاورمیانه فاجعه‌بار خواهد بود و آنچه در خاورمیانه رخ می‌دهد، به این منطقه محدود نخواهد ماند.
اما چرا باید گفته‌های تاکر کالرسون را هم در پازل جنگ روانی و شناختی واشنگتن علیه ایران تعریف کرد؟ در ماه‌های اخیر، گزاره تهدید اتمی ایران از سوی ایالات متحده، بار دیگر از کوچه‌های تاریک محافل امنیتی به تریبون چهره‌های رسانه‌ای راه یافته است. در تازه‌ترین پرده از این نمایش، تاکر کارلسون، مجری جنجالی و مدعی زاویه داشتن با تیم ترامپ، با سناریوسازی پیرامون کوه کلنگ و ناتوانی تسلیحات متعارف در برابر ۳۰۰ فوت گرانیت، مدعی شده است که دولت ترامپ در آستانه توسل به گزینه اتمی قرار دارد. او در این روایت‌پردازی، ترامپ را میان لبه پرتگاه حمله اتمی و تردید ناشی از توصیه‌های ونس و ویتکاف برای توافق تصویر می‌کند. اما فراتر از ظاهر هشدارگونه و دلسوزانه این اظهارات، کالبدشکافی دقیق این سناریو نشان می‌دهد که نه با یک افشاگری مستقل، بلکه با قطعه‌ای مهندسی‌شده از پازل 
جنگ شناختی واشنگتن روبه‌رو هستیم.

عادی‌سازی شر
هسته مرکزی این‌گونه روایت‌ها، عادی‌سازی ذهنی استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی در افکار عمومی جهان و منطقه است. وقتی یک مهره رسانه‌ای منتقد، بی‌محابا از تغییر دکترین هسته‌ای آمریکا سخن می‌گوید و حمله اتمی به تاسیسات ایران را به‌عنوان تنها گزینه فنی جا می‌زند، در واقع خط قرمزهای اخلاقی و حقوقی بین‌المللی را می‌ساید تا ذهن مخاطب به این گزینه شوم عادت کند.
قرار دادن ترامپ در میانه دو لبه «فشار حداکثری اتمی» و «دیپلماسی توافق»، از زبان چهره‌هایی چون ونس، تکرار کلاسیک تاکتیک «پلیس خوب، پلیس بد» است. هدف، القای این پیام به تهران و افکار عمومی است که زمان به سرعت در حال اتمام است و جمهوری اسلامی ایران باید میان تسلیم در برابر میز مذاکره یا نابودی با بمب اتم یکی را برگزیند؛ سناریویی که هدف اصلی آن شکستن اراده مقاومت از مسیر ارعاب است. تاکر کارلسون، حتی در لباس منتقد حاکمیت آمریکا، از دایره کلان امپراتوری رسانه‌ای و امنیتی غرب بیرون نیست. برجسته‌سازی نفوذ اطلاعاتی ادعایی اسرائیل و بزرگ‌نمایی ماجرای استفاده از بمب اتم، رعب‌آفرینی هندسی‌شده‌ای است که پمپاژ ناامیدی و فلج‌سازی تصمیم‌گیری استراتژیک را در ایران در دستور کار دارد.
آنچه کارلسون تحت عنوان هشدار از درون واشنگتن، روایت می‌کند، نه یک پیش‌بینی محتوم، بلکه ابزاری در کارزار عملیات روانی ایالات متحده است. ماشین جنگ شناختی دشمن می‌کوشد با ترسیم آخرالزمانی از جنگ، ملت ایران را تسلیم اراده سیاسی خود کند؛ خیالی خام که در برابر دژ استوار اراده ملی و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران، راه به جایی نخواهد برد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.