در خلوت کاخ شام، «سرجون» غلام مسیحی معاویه، پرده از رازی برمی‌دارد که تا پیش از این، هیچ کس جرأت افشای آن را نداشته است. او که با یک پیشنهاد، عبیدالله‌بن زیاد را به حکومت کوفه رساند، حالا در میان حسرت و پشیمانی، از خود می‌پرسد: خدمت کردم یا خیانت؟ کتاب «ماه به روایت آه»، صدای کسی را به گوش می‌رساند که شاید ناخواسته، سرنوشت کربلا را رقم زد.

راز غلام رومی؛ چگونه یک مشورت مسیر تاریخ را تغییر داد؟

آگاه: شما نواده خلیفه اسلام، امیرالمؤمنین معاویه و فرزند امیرالمؤمنین یزیدبن معاویه‌اید. پیش از این غلام فرمانبردار و معتمد پدربزرگ‌تان بوده‌ام و امروز بنده امین و مطیع پدر ارجمندتان. «سرجون» هر چه دارد، از برکت خدمتگزاری و بندگی این خاندان است.
غلامان، رازدار و امین صاحبان و مخدومان‌شان هستند. ایمان دارم که سرورم یزید بدانچه می‌پرسید، آگاه‌ترند. نمی‌دانم چه چیز باعث شده است که در این خلوت عصرگاهی، «سرجون» رومی را برای پاسخ به این سوالات بغرنج و مخاطره‌آمیز فرا بخوانید. آری، آری... حق با شماست اگر می‌اندیشید که سینه این غلام، مخزن اسرار ناگفته‌ای است که حتی نزدیک‌ترین بستگان خلیفه متوفی از آن بی‌اطلاعند، اما باور کنید از افشای این اسرار، بر جان خویش می‌ترسم. می‌دانید اگر سر سوزنی از این اسرار به بیرون رخنه کند یا خدای ناخواسته به گوش شیعیان علی برسد، چه آتشی افروخته خواهد شد؟ بی‌شک آتشی خواهد بود که سره را از ناسره و طلا را از مس و زنگار باز خواهد نمایاند. ترس من از زوال مسلمانی و فتنه مسلمین نیست بلکه بیم آن دارم که آتش خشم خلیفه و هم‌پیمانانش، دامنگیر این غلام نصرانی شود.
آیا هنوز بر پرسش‌های‌تان اصرار دارید؟ آیا پس از بیان دانسته‌هایم بر من خشم نمی‌گیرید؟ آیا مطمئن باشم که این اسرار در همین رواق مدفون خواهد شد؟ آیا در همه حال از جانب شما و خلیفه، امان خواهم داشت؟ آیا...
آن روز که سر بریده حسین‌بن علی و یارانش را به همراه اسیران به حضور خلیفه آوردند، من نیز چون شما حضور داشتم و لبخند شیرین و چشمان معصوم عباس‌بن علی را دیدم. متوجه تغییر حال و خروج شما از مجلس شدم. از آن روز با هر که از اهل آن مجلس برخوردم ـ حتی پدرتان ـ آنها نیز چون شما گفتند: «لبان خشکیده و متبسم عباس‌بن علی را دیدی؟ گویی می‌خواست به ما چیزی بگوید...» به گمان من عباس بی‌هیچ کلامی با یکایک آن جمع سخن گفته بود. آری، همه شنیده‌ایم اما جرأت بازگو کردنش را نداریم.
روز دیگر که غنایم سپاه حسین را به نمایش گذاشتند، خلیفه مسلمین، پدرتان یزید، سه بار در برابر لوای حسین، نشست و برخاست و با اعجاب و تحسین گفت: «یا للعجب! شگفتا غیرت و حمیت و شجاعت حامل این پرچم که حتی اجازه نداده است بر تیر پرچم نیز خدشه وارد شود!» و هنگامی که «زحربن قیس» گفت: «پرچم را پس از کشتن حسین، با سختی و مشقت از زین اسب عباس‌بن علی بیرون کشیدیم. عباس لوای حسین را چنان بر زین اسب خود استوار کرده بود که حتی پس از قطع دو دست و تیرباران او که باعث فرو افتادنش از اسب شد، لوای حسین همچنان بر زین اسب عباس استوار مانده بود و هیچ کس توانایی بیرون کشیدن آن را نداشت تا آنکه پس از بارها تلاش، سرانجام موفق شدیم...» همه غرق در تحسین و اعجاب شدیم. به خدا قسم اگر در میان ما مسلمانی هم نبود که از این غیرت و وفاداری به شگفت آید، لااقل ما که مسیحی و رومی بودیم، این وفاداری برادر را ستودیم و بر آن آفرین گفتیم.
و اما نقش من در واقعه کربلا. بی‌شک مشورت خواستن پدرتان و پاسخ من، از «اگر»های بزرگ تاریخ مسلمانان خواهد بود. اگر خلیفه از این غلام رومی چاره نجسته بود و اگر این غلام امین و وفادار، آن سند کارگشا و مهم را تقدیم نمی‌داشت، چه بسا که این فاجعه رخ نمی‌داد. وقتی اقبال و پیروزی سپاه خلیفه را در سرکوب فتنه و طغیان حسین‌بن علی و یارانش می‌بینم، از اینکه در این فتح و پیروزی نقشی چنین مهم و پررنگ داشته‌ام، بر خود می‌بالم اما آن گاه که خلیفه را به‌رغم تسلط و کامروایی، غمگین، پشیمان و مردد می‌بینم و سنگینی نگاه تحقیرآمیز و شماتت‌بار مردم و حتی ساکنان قصر را مخصوصا پس از شنیدن سخنان زینب و علی‌بن الحسین، بر خود حس می‌کنم، در تشخیص اینکه خدمت کرده‌ام یا خیانت، دچار تردید و دودلی می‌شوم. گاه با خود می‌اندیشم که اگر کسی جز عبیدالله ولایتدار کوفه می‌شد، آیا وقایع اخیر به گونه‌ای دیگر رقم نمی‌خورد؟ آیا کینه موروثی عبیدالله با آل علی بر قساوت و خشونت بی‌دلیل سپاهیان کوفه در برخورد با سپاه کم‌شمار حسین و زنان و کودکان همراهش نیفزود؟ از خوف و هراس مثبت بودن پاسخ این سوالات بر خویش می‌لرزم.
می‌گویند مرگ، پلی است که غلامان با گذشتن از آن، از محنت التزام و همراهی اربابان و مخدومان می‌رهند اما سرجون به واسطه این مشورت و پیشنهاد، چنان سرنوشت خود را با ارباب و کارفرمایش گره زده است که حتی پس از مرگ نیز چاره‌ای جز همراهی و التزام با این خاندان ندارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.