آگاه: این تصویر، شاید بیش از هر سخنرانی، نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی به ورزش را نشان میداد؛ نگاهی که ورزش را از دایره مسابقه و مدال فراتر میبرد و آن را به یکی از پایههای سلامت جامعه، تقویت اراده، خودسازی و حتی پیشرفت کشور تبدیل میکرد. در سالهای اخیر، بارها از علاقه ایشان به کوهنوردی سخن گفته شده است، اما اگر مجموعه سخنان، رفتارها و برنامههای ایشان کنار هم قرار گیرد، روشن میشود که کوهنوردی برای رهبر شهید صرفا یک علاقه شخصی نبود بلکه بخشی از یک جهانبینی بود؛ جهانبینی که در آن، سلامت جسم مقدمه سلامت جامعه است و انسان برای ساختن آینده، پیش از هر چیز باید بر خودش غلبه کند.
مقام رهبری بارها گفته بودند که ورزش نباید به دوران جوانی محدود شود. از نگاه ایشان، تحرک بدنی یکی از ضروریترین نیازهای انسان در تمام سالهای عمر است. نیازی که با افزایش سن، اهمیت آن نهتنها کمتر نمیشود، بلکه بیشتر نیز خواهد شد. مقام رهبری سال ۷۵ در مصاحبه با خبرنگار صداوسیما هنگام کوهپیمایی گفته بودند که در زمان جوانی والیبال بازی میکردند و بعد کمی نرمش اما در سالهای بعد به کوهپیمایی روی آوردند.
ایشان گفتند: همانطور که ورزش برای جوانها لازم است، برای مسنترها هم لازم است؛ بلکه میشود گفت برای مسنها واجب مؤکد است. اگر کسانی که پا به سن گذاشتهاند ورزش نکنند، پیری زودرس به سراغشان خواهد آمد.
این سخنان، برخلاف بسیاری از توصیههای کلی درباره ورزش، حاصل تجربه شخصی نیز بود. کسانی که سالها در برنامههای کوهپیمایی ایشان حضور داشتند، روایت کردهاند که نظم در ورزش، بخشی ثابت از برنامه روزانه ایشان بود حتی در روزهایی که جلسات فشرده یا سفرهای متعدد داشتند. احمد عبدالرحیمی، مستندساز، یکی از همان افرادی است که تجربه همراهی در یکی از این برنامهها را داشته است. او روایت کرده برای تصویربرداری از کوهپیمایی حضرت آقا دعوت شد و میدانست ایشان پیش از روشن شدن کامل هوا، نافله صبح را اقامه میکردند، سپس نماز صبح را میخواندند و بعد مسیر بازگشت را ادامه میدادند. او گفته است که رهبر شهید بازگشت از کوه را مسیر کوهپیمایی نمیدانستند بلکه عبور از مسیرهای شیبدار برای ایشان معنای کوهپیمایی داشته است.
بیخرجترین ورزش
رهبر شهید جملهای گفتند که بعدها بارها نقل شد اینکه: بیخرجترین ورزشها کوهنوردی است. آدم کفشش را پایش میکند و میزند به کوه؛ نه توپ لازم دارد، نه وسیله خاصی. هم ورزش میکند، هم از هوای خوب و مناظر طبیعی استفاده میکند. شاید راز علاقه طولانیمدت ایشان به کوه نیز همین بود چون کوهنوردی ورزشی است که تقریبا برای همه مردم قابل دسترس است. نه هزینه سنگینی میخواهد و نه امکانات پیچیده. تنها اراده لازم دارد همان واژهای که در اندیشه رهبر شهید، محور اصلی ورزش بود.
قلهای بالاتر از اورست
در ادبیات ورزشی رهبر شهید، واژه اراده بیش از همه تکرار میشد ایشان بارها تاکید کردند: آنچه یک قهرمان را از دیگران متمایز میکند، فقط توان عضلانی نیست، بلکه قدرت تصمیم گرفتن، استمرار، تحمل سختی و غلبه بر راحتطلبی است.
در دیدار با ورزشکاران نیز در سال ۱۳۸۱ فرمودند: ورزش، کار آسانی نیست. خود ورزش به اراده احتیاج دارد. پیشرفت در ورزش به اراده بیشتر احتیاج دارد و قهرمان شدن یعنی رجحان اراده این انسان بر ارادههای دیگر. این نگاه، دلیل علاقه ویژه ایشان به کوهنوردی را نیز توضیح میدهد.
شاید به همین دلیل بود که وقتی جمعی از کوهنوردان ایرانی پس از فتح قله اورست در آبان ۱۳۸۴ با ایشان دیدار کردند، رهبر شهید، صعود آنان را صرفا یک موفقیت ورزشی ندانستند بلکه آن را نشانهای از ایمان، اراده و توانمندی جوان ایرانی توصیف کردند و از مسئولان خواستند به ورزش کوهنوردی و توسعه آن توجه بیشتری داشته باشند. در نگاه ایشان، قله اورست تنها یک ارتفاع جغرافیایی نبود نمادی بود از توانایی انسان برای عبور از محدودیتهایی که گاهی خود برای خویش میسازد.
صبحی که سنندج غافلگیر شد
یکی از ماندگارترین تصاویر از علاقه ایشان به کوهنوردی، به سفر سال ۱۳۸۸ رهبر شهید به استان کردستان باز میگردد. صبح جمعه، پیش از آغاز برنامههای رسمی، ایشان راهی کوه آبیدر سنندج شدند؛ ارتفاعاتی که سالهاست محل ورزش صبحگاهی مردم این شهر است.
مردم سنندج که مانند هر هفته برای پیادهروی و کوهپیمایی آمده بودند، ناگهان رهبر انقلاب را در کنار خود دیدند. نه سکویی در کار بود و نه سخنرانیای تنها چند قدم مشترک بر مسیر کوهستان. همین سادگی آن دیدار را در حافظه بسیاری از شهروندان ماندگار کرد. به همین دلیل در روزهای اخیر پس از تشییع ایشان در تهران، گروهی از سالمندان و بازنشستگان سنندجی با برگزاری کوهپیمایی در همان مسیر، یاد آن صبح متفاوت را گرامی داشتند.
علاقه رهبر شهید به کوهنوردی، محدود به تهران یا مشهد نبود. تصاویر منتشرشده از اردیبهشت ۱۳۸۴، در جریان سفر به استان کرمان، نشان میدهد که ایشان در ارتفاعات صاحبالزمان کرمان نیز به کوهپیمایی پرداختند. ارتفاعات تهران هم یکی از مهمترین برنامههای رهبری برای حضور در کوهستان بود. ایشان بارها تاکید کرده بودند که تهران کوههای خوبی دارد و حیف است که مردم از آن استفاده نکنند.
یکی از ویژگیهای سخنان رهبر شهید درباره ورزش، واقعبینی آنهاست. ایشان هرگز انتظار نداشتند همه مردم کوهنورد حرفهای شوند یا قلههای مرتفع را فتح کنند. در یکی از دیدارهای خود با ورزشکاران، با اشاره به توصیه پزشکان برای انجام روزانه چند دقیقه نرمش، نکتهای تأملبرانگیز را مطرح کردند. به تعبیر ایشان، بسیاری از مردم حتی برای ۱۰ دقیقه ورزش صبحگاهی نیز اراده کافی ندارند در حالی که همین انسان، اگر اراده خود را پرورش دهد، میتواند روزی بر فراز اورست بایستد. رهبر شهید هرگز ورزش را به قهرمانان محدود نکردند. برعکس، بارها تاکید کردند که ارزش ورزش قهرمانی، زمانی کامل میشود که مردم را به ورزش کردن تشویق کند.
همچنین حضرت آقا ورزش را صرفا مسئلهای شخصی نمیدانستند. در سخنان مختلف، بارها تاکید کردند که نیروی انسانی سالم، مهمترین سرمایه هر کشور است. به باور ایشان، کشوری که شهروندان آن از سلامت جسمی و روحی برخوردار باشند، توان بیشتری برای پیشرفت علمی، اقتصادی و فرهنگی خواهد داشت. بر همین اساس، توسعه ورزش همگانی را نه یک برنامه تفریحی، بلکه بخشی از سیاستهای کلان برای آینده کشور میدانستند. ایشان هشدار میدادند که سبک زندگی کمتحرک، تغذیه نامناسب و فاصله گرفتن از فعالیت بدنی، جامعه را با مشکلاتی روبهرو خواهد کرد که هزینه درمان آنها بسیار بیشتر از سرمایهگذاری برای گسترش ورزش است.
یکی از دغدغههای همیشگی رهبر شهید درباره ورزش، حفظ اخلاق در کنار موفقیت بود. ایشان معتقد بودند شهرت و توجه عمومی، اگر با خودسازی همراه نباشد، میتواند ورزشکار را از مسیر اصلی دور کند. در دیدار با ورزشکاران، بر ضرورت حفظ ویژگیهایی مانند فروتنی، مردمداری و جوانمردی تاکید کردند و گفتند: مغرور نشدن، مردمی ماندن، جوانمرد ماندن، با مردم بودن، برای مردم دل سوزاندن، خیلی مهم است.
این تاکید، ریشه در نگاه سنتی ایرانی به مفهوم پهلوان داشت همان تصویری که در فرهنگ زورخانهای ایران، پهلوان را تنها فردی قدرتمند نمیدانست، بلکه او را انسانی صاحب اخلاق و مرام معرفی میکرد. از همین منظر بود که رهبر شهید بارها از مسئولان ورزشی خواستند فضای ورزش کشور را به سمت اخلاق، معنویت و پاکی بیشتر سوق دهند.
از نگاه ایشان، ورزشهای بومی مانند کشتی، چوگان و ورزشهای زورخانهای بخشی از هویت فرهنگی ایران هستند و نباید در سایه گسترش رشتههای جدید فراموش شوند. درباره چوگان، بهعنوان یکی از ورزشهای تاریخی ایران، تاکید داشتند که این رشته باید دوباره احیا شود و به مردم معرفی شود چرا که بخشی از فرهنگ ایرانی است.
همچنین درباره ورزش باستانی و زورخانهای معتقد بودند این رشته تنها مجموعهای از حرکات بدنی نیست، بلکه همراه با ارزشهایی مانند تواضع، احترام، فتوت و جوانمردی شکل گرفته است. ایشان در سخنان خود درباره ورزشهای سنتی تاکید کردند که باید این ظرفیتها را شناخت و به جهان معرفی کرد؛ همانگونه که برخی کشورها توانستهاند ورزشهای بومی خود را جهانی کنند.
معنویت در میدان مسابقه
یکی از بخشهای مهم نگاه رهبر شهید به ورزش قهرمانی، توجه به پیام فرهنگی و معنوی رفتار ورزشکاران بود. ایشان معتقد بودند یک ورزشکار ایرانی، بهویژه زمانی که در میدانهای جهانی دیده میشود، تنها یک فرد نیست؛ بلکه نمایندهای از فرهنگ و هویت یک ملت است.
از همین رو، رفتارهایی مانند سجده شکر پس از پیروزی، یاد کردن از خداوند یا پایبندی به ارزشهای اخلاقی را دارای اهمیت میدانستند. در نگاه ایشان، این رفتارها پیامهایی فراتر از نتیجه یک مسابقه دارند؛ پیامهایی درباره باورها، فرهنگ و هویت یک ملت. به همین دلیل، وقتی ورزشکاری پس از پیروزی دست به دعا بلند میکند یا سجده شکر به جا میآورد، این حرکت را بخشی از معرفی فرهنگ ایرانی و اسلامی در سطح جهانی میدانستند.
قلهای درون انسان
اگر همه سخنان و رفتارهای رهبر شهید درباره ورزش را کنار هم قرار دهیم، یک مفهوم مشترک دیده میشود: ساختن انسان.
چه در زورخانه و چه در مسیر کوه، چه در میدان کشتی و چه در مسابقات جهانی، آنچه اهمیت دارد فقط پیروزی ظاهری نیست؛ بلکه انسانی است که در این مسیر ساخته میشود. برای همین است که کوهنوردی در زندگی ایشان جایگاهی ویژه داشت؛ ورزشی که در آن، انسان آرامآرام بالا میرود، هر قدم با تلاش همراه است و رسیدن به قله، نتیجه صبر و استمرار است. قلهای که شاید بیش از آنکه در ارتفاع کوه باشد، در درون انسان شکل میگیرد.
نظر شما