مهدی جعفری، پژوهشگر: اگر بخواهیم پیاده‌روی اربعین را فقط یک آیین سوگ یا یک اجتماع پرشمار بدانیم، از فهم حقیقت آن بازمانده‌ایم. اربعین در منظومه فکری انقلاب اسلامی، امتداد همان سنت قرآنی «مقاومت در برابر طاغوت» است؛ سنتی که خداوند در آن می‌فرماید: «فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی» (بقره: ۲۵۶). یعنی ایمان راستین، با نفی طاغوت آغاز می‌شود. از همین روست که اربعین فقط عزاداری برای گذشته نیست، بلکه تمرین رهایی از بندگی قدرت‌های پوشالی است؛ همان قدرت‌هایی که قرآن از آنان با تعبیر «أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ» (قصص: ۴۱) یاد می‌کند.

از کربلا تا افق امت واحد

آگاه: در منطق قرآن، راه حق هیچ‌وقت با خوف از غیر خدا سازگار نیست. خداوند درباره بندگان راستین خود می‌فرماید: «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ» (احزاب: ۳۹). همین آیه، روح حاکم بر عاشورا و اربعین است. حضرت امام حسین (ع) با جمله تاریخی «مثلی لا یبایع مثل یزید»، مرز میان حق و باطل را روشن کرد و حضرت زینب(س) این مرز را در خطبه شام به زبان تاریخ تبدیل کرد. آن حضرت در برابر یزید فرمود: «فَکِدْ کَیْدَکَ، وَاسْعَ سَعْیَکَ... فَوَاللهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا، وَلَا تُمِیتُ وَحْیَنَا». این جمله، فقط پاسخ به یک حاکم مغرور نبود؛ اعلام یک قاعده بود: خون شهید را نمی‌توان با رسانه و شمشیر و تحقیر از تاریخ زدود.
تشییع حماسی پیکر مطهر رهبر شهید امت در نجف و کربلا نیز در همین افق معنا می‌شود. این رخداد، یادآور همان منطق زینبی بود که فرمود: «أَظَنَنْتَ یَا یَزِیدُ حَیْثُ أَخَذْتَ عَلَیْنَا أَقْطَارَ الْأَرْضِ وَآفَاقَ السَّمَاءِ، فَأَصْبَحْنَا نُسَاقُ کَمَا تُسَاقُ الْأُسَارَی...». یعنی آیا گمان کرده‌ای که با اسارت و فشار، کرامت ما شکسته است؟ قرآن نیز در چنین صحنه‌هایی وعده داده است: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا» (آل‌عمران: ۱۶۹). شهید در منطق قرآن حذف نمی‌شود؛ به حیات تازه‌ای وارد می‌شود و اثرش در امت باقی می‌ماند.
از این منظر، اربعین یک «راهبرد تمدنی» است، نه صرفا یک مراسم. قرآن درباره امت مؤمن می‌فرماید: «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً» (انبیاء: ۹۲) و نیز «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (حجرات: ۱۰). اربعین، تجلی عینی همین امت واحده است؛ جایی که مرزهای قومی، ملی و طبقاتی در برابر اخوت ایمانی رنگ می‌بازد. این همان چیزی است که در سیره حضرت زینب(س) نیز دیده می‌شود: او در سخت‌ترین لحظه‌ها، با خطبه خود، نه‌تنها از حق خاندان پیامبر دفاع کرد، بلکه حقیقت را به میدان عمومی کشاند و دستگاه ظلم را رسوا ساخت.
حضرت زینب (س) در کوفه و شام، با تلاوت و تکیه بر آیات الهی، دستگاه یزید را به محاکمه کشید. در خطبه‌اش، با استناد به آیه «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَی أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ» (روم: ۱۰)، نشان داد که سقوط ظالم، قانون الهی تاریخ است. همین منطق در برابر طاغوت امروز نیز جاری است: «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» (هود: ۱۱۳). یعنی تکیه به ظالم، انسان و جامعه را به آتش می‌کشاند چنانکه برخی کشورهای عربی در عمل نتیجه تکیه بر آمریکا را چشیدند. از این رو، اربعین و تشییع شهید، هر دو نوعی اعلان بیزاری از ظلم و پیوستن به جبهه حق‌اند.از سوی دیگر، قرآن برای امت مؤمن معیار عزت را نیز روشن کرده است: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» (منافقون: ۸). عزتی که در اربعین دیده می‌شود، از همین جنس است؛ عزتی برخاسته از ایمان، نه از ثروت و رسانه و قدرت نظامی. به همین دلیل، دستگاه‌های محاسباتی غرب که انسان را صرفا موجودی منفعت‌جو می‌دانند، قادر به فهم این حرکت نیستند. آنها نمی‌توانند درک کنند که چرا میلیون‌ها نفر برای تکلیف، عشق و وفاداری حرکت می‌کنند؛ چرا یک تشییع، به صحنه‌ای تمدن‌ساز بدل می‌شود و چرا نام حضرت امام حسین (ع) و پیام حضرت زینب (س)، پس از قرن‌ها همچنان تاریخ را می‌لرزاند.
پیوند تشییع رهبر شهید با اربعین، در حقیقت تایید اجتماعی همان جمله حضرت زینب (س) است: «فوالله لا تمحو ذکرنا». دشمن گمان می‌کند با حذف شخصیت‌ها، جریان‌ها خاموش می‌شوند؛ اما منطق قرآن و عاشورا می‌گوید: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» (صف: ۸). نور خدا با دهان‌ها خاموش نمی‌شود. اربعین و تشییع، هر دو گواه این حقیقتند که خون شهید، حافظه امت را بیدار می‌کند و آینده‌ای تازه برای امت اسلامی می‌سازد. پس اربعین را باید فراتر از مناسک دید: به‌مثابه مدرسه امت‌سازی، تمرین تمدن‌سازی و اعلام موجودیت انسان موحد در برابر انسان مصرفی غرب و تشییع رهبر شهید در نجف و کربلا، این حقیقت را تثبیت کرد که راه حضرت امام حسین (ع) هنوز زنده است؛ زنده در قدم‌های زائران، زنده در خطبه حضرت زینب (س) و زنده در مقاومتی که افق آینده امت اسلامی را روشن می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.