آگاه: در «پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان» و گزارشهای سالانه رصد وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور، خانواده همچنان در صدر ارزشهای مردم جای دارد و هیچ نهادی هنوز جایگاه آن را نگرفته است. مطالعات دانشگاهی درباره دینداری دانشجویان نیز نشان میدهد اکثریت قاطع این قشر، از اعتقادات تا مناسک فردی، در سطح بالایی پایبندند؛ چنانکه در برخی پیمایشها، حدود دوسوم دانشجویان در طبقه «دینداری بالا» قرار گرفتهاند. معلم و پزشک نیز سالهای سال است معتمدترین مشاغل نزد مردماند؛ نشانهای که اعتماد به نهادهای معنابخش جامعه همچنان زنده است. مطالعات علوم اجتماعی، اخلاق کار ایرانیان را در حد ۳٫۳ از ۴ برآورد کردهاند؛ عددی که در مقایسههای بینالمللی قابل دفاع است. رونق حرکتهای قرآنی در کشور، از محافل مسجدی تا برنامهریزی برای پرورش ۱۰۰ هزار حافظ قرآن، گواه دیگری است که پیوند نسل جوان با معنویت، هرچند در شکل و سبک دگرگون شده، هرگز گسسته نشده است. اما اگر به سوی دیگر آینه نپردازیم، تصویر کامل نمیشود. پژوهش «رصد ارزشهای اخلاقی در جامعه ایران» نشان میدهد ارزیابی مردم از وضعیت اخلاقی جامعه در طول دهههای اخیر رو به وخامت نهاده است؛ در پیمایش سرمایه اجتماعی سال ۱۳۹۷، حدود ۶۰ درصد پاسخگویان آینده اوضاع اخلاقی و مذهبی کشور را بدتر پیشبینی کردند. شمار طلاق از حدود ۹۴ هزار مورد در سال ۱۳۸۵ به بیش از ۲۰۸ هزار مورد در سال ۱۴۰۱ رسید؛ گرچه خبر خوش آن است که این روند صعودی در سالهای اخیر متوقف شده و نرخ طلاق در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال قبل کاهش یافته است. پژوهشهای میدانی از کاهش تمایل به ازدواج رسمی خبر میدهند و در یک مطالعه پیمایشی درباره جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله تهران، حدود یکسوم پاسخگویان گرایش زیادی به رفتارهای نابهنجار اخلاقی نشان دادند؛ مطالعه یادشده، همبستگی معنادار مصرف بیضابطه شبکههای اجتماعی مجازی با این گرایش را نیز تایید کرده است.
این دوگانه «ظرفیت کهن و آسیب نو» یعنی چه؟ یعنی جامعه ایران در میانه گذری بزرگ است. هیچ نسلی پیش از این، همزمان با چنین حجمی از تحول ارتباطی، فشار اقتصادی و شتاب زندگی شهری روبهرو نبوده است. فضای مجازی بیمرز، پیچهای معیشتی و هجمه فرهنگی پیوسته، خانواده و اخلاق را در محاصره گرفتهاند. اما تجربه همین ملت نشان داده که در سختترین روزها، از دفاع مقدس تا سالهای تحریم، ظرفیت اخلاقی خود را به نمایش گذاشته و به جهان درس ایثار، مقاومت و همبستگی داده است. پس مسئله، تهی شدن ظرفیتها نیست؛ مسئله، فعال نشدن بههنگام این ظرفیتهاست. از این منظر، چند ماموریت روشن پیش روی همه ماست:
نخست، فرهنگ باید «سرمایه» تلقی شود، نه هزینه. اگر اخلاق اجتماعی را ستون توسعه بدانیم، هر ریال هزینه فرهنگی، در قالب کاهش آسیبهای اجتماعی، چند برابر بازخواهد گشت. سند بالادستی ما، «سند تحول بنیادین آموزشوپرورش» و برنامههای توسعه، دقیقا بر همین نکته تاکید دارند؛ باید در بودجهریزی سالانه هم چنین بینشی جاری شود.
دوم، سیاست فرهنگی باید مردمی شود. تجربه دهههای پس از انقلاب نشان داده هر جا مردم در قالب مسجد، مدرسه، هیات و نهادهای مردمی مشارکت داشتهاند، فرهنگ پایدار مانده است. محورهای «مردمیسازی و عدالت فرهنگی» و «اصالت هویت ایرانی اسلامی» که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای خود ترسیم کرده، باید از شعار به سیاست عملیاتی و شاخص سنجشپذیر تبدیل شود.
سوم، خانواده باید در کانون همه مداخلات فرهنگی باشد. تقویت سواد رسانهای والدین، تسهیل ازدواج، حمایت اقتصادی از خانوادههای جوان و تامین محتوای سالم برای اوقات فراغت کودک و نوجوان، اخلاق اجتماعی را از پایه میسازد؛ چرا که به تجربه، ارزشآموزی پیش از آنکه در مدرسه آغاز شود، در سفرهخانه تمام میشود.
چهارم، تولید محتوا پیششرط هر پاسخی به فضای مجازی است. نسل دیجیتال را نمیتوان صرفا با محدودیت مدیریت کرد؛ باید با محتوای جذاب، رقابتی و سالم، در همان عرصه حاضر شد. راستگویی، امانتداری، عفاف و ادب باید در دل روایتها، فیلمها و بازیها جاری شود، نه صرفا در قالب توصیه و نصیحت.
پنجم و مهمتر از همه؛ اخلاق اجتماعی با دستور ساخته نمیشود، با الگو ساخته میشود. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «الناسُ عَلی دینِ مُلوکِهم»؛ مردم بر دین و روش سران خویشاند. صداقت مدیر در اداره، عدالت در توزیع فرصتها و تواضع در رفتار مسئولان، موثرترین درس اخلاق برای نسل جوان است. هر مسئولی که در برابر مردم به وعده خود وفادار بماند، بیش از دهها ساعت تبلیغ، به اخلاق اجتماعی خدمت کرده است.
و سخن پایانی، تغییرات جامعه، نشان میدهد این جامعه ظرفیت خودترمیمی دارد. جامعهای که در بحرانها اخلاق خود را پاس داشته، در آرامش نیز میتواند آن را شکوفا کند. اخلاق اجتماعی، سرمایه مشترک ماست؛ سرمایهای که باید با هم، مردم و دولت، خانواده و مدرسه، مسجد و رسانه، پاس داشته شود.
۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۸
کد مطلب: ۲۴٬۸۲۸
هر ملتی با فرهنگ خود شناسنامه دارد و در شناسنامه تمدن ایرانی، بر هیچ ستونی بهاندازه اخلاق، نقشی نگاشته نشده است. از «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» در کتیبههای کهن تا «تو نیکی مکن ز بدان پس نیک شو» فردوسی؛ از اندرزهای حکیمانه نهجالبلاغه تا دفتر شمس و حکایتهای مثنوی؛ ایرانی همواره اخلاق را نه یک آرایه ذهنی، بلکه شیوه زیست دانسته است. اما امروز سوال این است که این میراث کهن، در برابر آزمونهای دنیای معاصر چقدر ایستاده است؟ پاسخ پیمایشهای ملی، هم امیدبخش است و هم هشداردهنده و شنیدن هر دو، وظیفه هر تحلیلگر و هر تصمیمگیر فرهنگی است. آنچه پیمایشهای ملی به ما میگویند، پیش از هر چیز تصویر جامعهای است که هنوز بر ریشههای ارزشی خود ایستاده است.
نظر شما