آگاه: رهبر شهید انقلاب، در ابتدای دولت چهاردهم، دو رویکرد موازی را برای حل مسائل اقتصادی ترسیم کردند: «حل مسائل کلان و بنیادین» در کنار «بهبود فوری معیشت مردم». این دوگانه، نه تناقض، که مکمل یکدیگرند.
اقتصاد ضعیف، کشور را نفوذپذیر میکند؛ اقتصاد قوی، نه فقط مایه عزت ملی، که مهمترین سد در برابر سلطهگری است. تجربه سالهای اخیر نشان داده که هرگاه ناترازیهای ارزی و تورمی تشدید شده، موج نارضایتی به خیابان کشیده و دشمن از آن برای پیشبرد مرحله بعدی تقابل بهره برده است. بنابراین، اولویت زمانی با اقتصاد، یک انتخاب تاکتیکی نیست؛ یک ضرورت راهبردی برای بقای اقتدار ملی است.
دولت در میانه دو روایت
کارنامه اقتصادی دولت چهاردهم، چه در دوران جنگ تحمیلی جدید و چه در دوره پساجنگ، آمیزهای از موفقیتها و ناکامیهاست. در ستون مثبت، میتوان به «اولویتبندی منابع در شرایط تنگنا»، «انضباط مالی و مشوقهای اشتغالزایی» و «نظارت میدانی بر بازار» اشاره کرد؛ اقداماتی که از فروپاشی کامل شبکه توزیع جلوگیری کرد. اما در ستون منفی، رکورد شکنیتورم، جهش دلار از مرز ۶۰ به ۲۰۰ هزار تومان در بازهای کوتاه و کوچکتر شدن سبد مصرفی خانوار، زنگهای خطر را به صدا درآورده است. این آمار، هرچند ریشه در عوامل برونزا (تحریم) و درونزا (کسری بودجه و ناترازیهای ساختاری) دارد، اما نمیتوان از تاثیر تصمیمات پولی و ارزی داخلی چشمپوشی کرد.
تقسیمبندی کارکنان دولت به «غافل» و «آگاه بیتاثیر» اگرچه در ظاهر روایت انتقادی میگنجد، اما واقعیت پیچیدهتر نظام اداری ایران را نمیتوان به این دوگانه تقلیل داد. مسئله اساسی، نبود یک «هماهنگی عمودی» میان نهادهای تصمیمگیرنده (دولت، مجلس، نهادهای نظارتی و بانک مرکزی) است. اراده شخص رئیسجمهور برای پیشبرد اصلاحات، هرچند ملموس است، اما اغلب نتیجه مطلوب را نداشته است.
پرداختن به اولویت، مهمتر از ترند فضای مجازی
دشمن، به اقرار خود، امروز «جنگ اقتصادی» را بر ابعاد نظامی و امنیتی ترجیح داده است. در چنین شرایطی، پرداختن به موضوعاتی چون تعطیلی یک برنامه فوتبالی یا جنجالهای کماهمیت رسانهای، نه فقط اتلاف وقت، که هدررفت سرمایه اجتماعی و سیاسی کشور است. وظیفه نخست دولت، حفظ ثبات نسبی قیمتها، مقابله قاطع با محتکران و اخلالگران نظام توزیع، و شفافسازی آمار و اطلاعات اقتصادی برای افکار عمومی است. مردم، امروز بیش از هر سخنرانی، به اقدام عملی در مهار التهاب بازار نیاز دارند.
راه پیش رو: تعادل شکننده، اما شدنی
دولت چهاردهم در مسیری گام برداشته که میان «کنترل سختافزاری اقتصاد» و «حمایت اجتماعی از اقشار آسیبپذیر» تعادل شکنندهای برقرار کند. این تعادل، اگر با انضباط پولی، اصلاح نظام یارانهها و دیپلماسی اقتصادی هوشمندانه همراه شود، میتواند از فروپاشی معیشتی جلوگیری کند. اما شرط تحقق آن، وحدت نظر همه ارکان دولت بر سر این اصل ساده است که «امروز، هرگونه هزینهکرد وقت و سرمایه در غیر از مسیر ثبات اقتصادی، خیانت به امنیت ملی است.» قلم نویسنده، نه برای نمره دادن مثبت یا منفی، که برای یادآوری این اولویت حیاتی در هفته دولت به کار میرود. اقتصاد، میدان نبرد امروز است و این میدان، تاب غفلت ندارد.
نظر شما