۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۱
کد مطلب: ۲۴٬۸۶۸

دولت چهاردهم با شعار «وفاق ملی» در شرایطی آغاز به کار کرد که جامعه ایران با چالش‌های داخلی و خارجی، فشارهای اقتصادی و تهدیدهای پیچیده امنیتی روبه‌روست. در چنین شرایطی، وفاق می‌تواند ضرورتی راهبردی برای تقویت انسجام ملی و عبور از بحران‌ها باشد؛ مشروط بر آنکه معنای دقیقی از آن فهم شود.

آگاه: انقلاب اسلامی از آغاز بر پایه ارزش‌های دینی، استقلال‌خواهی، عدالت‌طلبی و مقابله با فساد و وابستگی شکل گرفت. استمرار این مسیر، نیازمند همراهی مردم، مسئولان و نهادهای مختلف و حفظ وحدت در برابر تهدیدهایی است که همواره تلاش کرده‌اند انسجام اجتماعی و سرمایه ملی کشور را تضعیف کنند. تجربه نشان داده است هرگاه هماهنگی میان بخش‌های مختلف نظام تقویت شده، توان کشور در عبور از بحران‌ها افزایش یافته است.
علامه محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان، زندگی انسان را در نگاه قرآن بر مدار توحید و پیوند با اراده الهی می‌داند و تاکید دارد که ارزش هر اتحاد، به مقصد و مبنای آن وابسته است. بر این اساس، وفاق زمانی ماندگار و ارزشمند است که در مسیر حق، عدالت و اصول الهی قرار گیرد و صرفا به توافقی مقطعی سیاسی محدود نشود. این نگاه با مبانی انقلاب اسلامی که بر آموزه‌های قرآنی، توحید، استقلال و ارزش‌های دینی استوار است، پیوند دارد؛ از این رو، وفاق ملی زمانی به تقویت نظام کمک می‌کند که در چارچوب اصول بنیادین انقلاب و قانون اساسی معنا یابد. (با الهام از: علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۱۱۸-۱۱۹)
در همین چارچوب، رویکرد دولت برای وفاق ملی، تلاشی برای کاهش شکاف‌های سیاسی و اجتماعی است. در شرایطی که کشور با فشارهای خارجی مواجه است، هماهنگی میان دولت، مردم و ارکان نظام، عاملی مهم در خنثی‌سازی برنامه‌های دشمنان برای ایجاد اختلاف است. این همدلی زمانی به سرمایه‌ای پایدار تبدیل می‌شود که در چارچوب قانون اساسی و منافع عمومی کشور دنبال شود.
عرصه دیگر آزمون دولت، حوزه فرهنگ و مسائل اجتماعی است. جامعه امروز ایران در حال تجربه تغییرات گسترده در سبک زندگی از نوع پوشش گرفته تا سایر نگرش‌های اجتماعی و مطالبات فرهنگی است؛ مدیریت این تحولات، نیازمند رویکردی هوشمندانه، اقناعی و گفت‌وگومحور است. تجربه نشان داده است روش‌های صرفا سلبی، به تنهایی پاسخگو نیستند؛ همان‌گونه که بی‌توجهی و انفعال نیز به تضعیف سرمایه اجتماعی می‌انجامد. راهکار، طراحی سیاست‌های فرهنگی کارآمدی است که متناسب با شرایط جامعه و در چارچوب ارزش‌های قانون اساسی باشد.
یکی از نقدهای جدی، فقدان تصویر روشن از برنامه دولت است. جامعه نیازمند شنیدن روایتی مشخص از آینده است؛ اینکه دولت چه برنامه‌ای برای تقویت سرمایه اجتماعی و حل چالش‌های فرهنگی دارد؟ مدیریت افکار عمومی و ارتباط صادقانه، بخشی از حکمرانی موثر است؛ چرا که فاصله گرفتن مسئولان از مردم، زمینه‌ساز کاهش اعتماد عمومی خواهد بود. در همین راستا، رهبر انقلاب بر حضور نزدیک مسئولان در میان مردم تاکید کرده‌اند و توصیه داشته‌اند که مسئولان «به میان مردم و به سفرهای استانی بروید» تا مسائل جامعه را از نزدیک لمس کنند. ارتباط مستقیم با مردم، علاوه بر شناخت دقیق‌تر مشکلات، می‌تواند به تقویت اعتماد عمومی و افزایش سرمایه اجتماعی کمک کند.
چنانچه در هر بخشی از بدنه اجرایی، معضلی پدید آید، دولت به عنوان قوه مجریه موظف است برنامه‌ای دقیق و مدون برای حل آن داشته باشد. همان‌طور که دولت در مواجهه با ناترازی انرژی، طرح‌های مشخصی ارائه می‌کند یا تامین عدالت اجتماعی را وظیفه خود می‌داند، در حوزه فرهنگ و اخلاق نیز نمی‌تواند رویکردی خنثی اتخاذ کرده یا حل این مسائل را خارج از دایره مسئولیت خود بداند. مسائل فرهنگی نیز از موضوعات مورد تاکید قانون اساسی هستند؛ بنابراین دولت باید برای پیشگیری از آسیب‌های اخلاقی، برنامه‌ای عملیاتی داشته باشد.
همان‌طور که فساد اقتصادی، بنیان‌های جامعه را تضعیف می‌کند، گسترش آسیب‌های فرهنگی نیز آثار عمیقی بر سلامت کشور خواهد داشت. از این منظر، دولت نمی‌تواند در برابر آسیب‌های فرهنگی جامعه اسلامی از خود سلب مسئولیت کند. هرگونه اختلال در این حوزه، در نهایت متوجه ساختار کلان حاکمیت است و بیش از همه، عملکرد قوه مجریه را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار می‌دهد.
دولت چهاردهم در مسیر پیش‌رو با آزمونی مهم مواجه است؛ اینکه چگونه می‌تواند با شعار وفاق، میان حفظ اصول، اصلاح روش‌ها و پاسخ به نیازهای جدید جامعه تعادل برقرار کند. اصلاح برخی شیوه‌های گذشته، در صورتی که با شناخت دقیق و برنامه‌ریزی همراه باشد، می‌تواند به تقویت اهداف انقلاب کمک کند؛ اما بی‌تصمیمی یا واگذاری مسائل مهم به گذر زمان، فاصله مردم و مسئولان را افزایش خواهد داد. قطار وفاق زمانی به مقصد می‌رسد که ریل حرکت آن بر پایه ارزش‌های اسلامی، منشور قانون اساسی، کارآمدی مدیریتی و ارتباط صادقانه با مردم قرار گیرد. وفاقی که با حفظ هویت و مبانی کشور همراه باشد، می‌تواند ظرفیت‌های جامعه را در مسیر پیشرفت هم‌جهت کند. در غیر این صورت، ممکن است این فرصت تاریخی، به عنوانی سیاسی تقلیل یافته و این قطار را از مقصد نهایی انقلاب که حفظ و توسعه ارزش‌های اسلام و حیات طیبه است، منحرف کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.