آگاه: رهبر انقلاب در پیام اخیر خود به مناسبت هفته دولت، با عبارتی قاطع و صریح فرمودند: «قاطعانه اعلام میکنم؛ ارتکاب هرآنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است». این جمله، نه یک توصیه عادی بلکه یک فرمان راهبردی در شرایط حساس کنونی است؛ هشداری که مرزهای کنشگری در جامعه را برای همه آحاد آن ترسیم میکند.
یکم: «ممنوعیت»؛ چرا این واژه؟
رهبری با انتخاب واژه «ممنوع»، مسئله را به سطح تکلیف شرعی و الزام حکمرانی ارتقا میدهند. این تعبیر نشان میدهد که انسجام اجتماعی در شرایط کنونی، نه یک فضیلت اخلاقی اختیاری، که خط قرمز نظام است. از منظر حقوق عمومی، این «ممنوعیت» در بستر اتحاد ملی تحقق پیدا میکند. اتحادی که دولت به عنوان بخش مهمی از حاکمیت موظف به حفظ آن است. رهبر شهید انقلاب فرمودهاند: «دشمن دو نقطه اساسی را هدف گرفته: یکی وحدت ملی، یکی امنیت ملی. وحدت ملی مهم است؛ نگذارید وحدت را به هم بزنند». پیوند این دو نقطه، نشان میدهد که خدشه در انسجام، در واقع خدشه در امنیت ملی است؛ از همین روست که فرزندشان - امام مجتبی خامنهای (حفظه الله) - با واژه «ممنوع» از آن یاد میکنند.
اما این ممنوعیت به معنای نفی نقد منصفانه نیست. رهبر شهید تصریح کردهاند: «نمیگویم انتقاد نباشد؛ انتقاد همراه با اعتماد. میخواهند انتقاد کنند، اشکال ندارد، اما اعتماد داشته باشند». مرز میان «نقد سازنده» و «اقدام علیه انسجام» در اینجاست: نقدی که با اعتماد همراه باشد، در چارچوب انسجام قرار میگیرد؛ اما نقدی که به نفرتپراکنی، دشنام، دروغ و اهانت بکشد، از مرز عبور کرده است. در حقوق عمومی، این مرز دقیقا همان جایی است که آزادی بیان (اصل ۲۴ قانون اساسی) در تعامل با نظم عمومی (اصل ۹) سنجیده میشود و مصداق بارز تحدید مشروع آزادیها بر پایه منافع جمعی است.
دوم: کارآمدی حکمرانی؛ پیشران اصلی انسجام
انسجام اجتماعی بدون کارآمدی حکمرانی محقق نمیشود. رهبر شهید در این زمینه تاکید داشتند: «مشارکت یعنی حضور پرشور مردم در انتخابات. ...مشارکت یک چنین معجزهای میکند». این سخن نشان میدهد که انسجام، محصول اعتماد میان مردم و حاکمیت است؛ اعتمادی که با عملکرد ملموس در حل مشکلات معیشتی، اقتصادی و فرهنگی پدید میآید. از نگاه حقوق عمومی، این اعتماد بنیانی جز تحقق حقوق ملت (فصل سوم قانون اساسی) ندارد. نهادهای مختلف هر کدام نقشی دارند: دولت با کار جهادی و شبانهروزی، رسانه با پرهیز از دوگانهسازی و مردم با حضور آگاهانه در عرصههای حساس ملی و دینی.
سوم: دوگانهسازی و ناامیدی، دو آفت انسجام
مهمترین آفتهایی که رهبر شهید از آنها برحذر داشتهاند، دوگانهسازیهای موهوم و سخن ناامیدکننده است. ایشان اختلاف فکری و سلیقهای را امری طبیعی میدانند، اما تاکید دارند که این اختلافات «نباید موجب نفرتپراکنی بشود، نباید افراد را از یکدیگر متنفر بکند، دشمن یکدیگر بکند».
نکته ظریف اینجاست که رهبری خود جامعه را نیز در این غفلت شریک میدانستند: «خودمان به دست خودمان در وحدت ملیمان اختلال ایجاد میکنیم». یعنی آفت انسجام، تنها از بیرون تحمیل نمیشود؛ بخشی از آن در رفتارهای داخلی، در قطبیسازیهای جناحی و در روایتهای ناامیدکننده ریشه دارد. دشمن صهیونیستی در جنگ ۱۲روزه، دقیقا از همین شکافها برای «ایجاد ضعف و ناامیدی» بهره برد؛ تجربهای که ضرورت پاسداری از انسجام را دوچندان میکند.
امام خمینی (ره) وقتی اختلافات جناحی را میدید، فریاد میزد: «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید». این تاکید، نشان میدهد که سرمایه اجتماعی نزد ایشان، بستر اصلی تحقق انسجام و کارآمدی حکمرانی بود؛ سرمایهای که با اتحاد دلها و اتحاد عزمها شکل میگیرد. این نگاه، در حقوق عمومی با مفهوم مشروعیت مبتنی بر مشارکت یعنی ترکیب مشروعیت و مقبولیت که نتیجه آن مردم سالاری دینی است همخوانی دارد.
چهارم: پیامدهای خدشه در انسجام
خدشه در انسجام، زنجیرهای از پیامدها را به دنبال دارد: در سطح ملی، تضعیف قدرت بازدارندگی و کاهش تابآوری در برابر فشارهای خارجی؛ در سطح اجتماعی، گسترش بیاعتمادی و تشدید شکافهای نسلی و طبقاتی؛ در سطح حکمرانی، کاهش مقبولیت و افزایش هزینههای مدیریت اجتماعی.
اما فراتر از همه، پیامد تاریخی آن است: به تعبیر رهبری، ملتی که از داشتههای خود غافل شود و تواناییهای خود را نبیند، «تحقیر خواهد شد» و «آماده تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد». در زبان حقوق عمومی، این همان افول مقبولیت عمومی و گسست از میثاق اجتماعی است که حاکمیت و به خصوص خود جامعه را با بحران روبهرو میکند. در نهایت، انسجام اجتماعی امروز نه یک شعار که ضرورت جنگ تمدنی است. رهبری با این هشدار راهبردی، همه را به یک پرسش اساسی فرامیخوانند: چرا دشمن اینقدر برای از بین بردن انسجام ملی ملت ایران هزینه و تلاش میکند و ما چه تکلیفی در برابر این نقشههای خبیثانه و شیطانی دشمن داریم؟
نظر شما